1
00:00:06,932 --> 00:00:08,585
سلام به همه.

2
00:00:09,279 --> 00:00:14,105
خیلی نازه.

3
00:00:14,105 --> 00:00:16,981
شرکت‌کنندگان فصل ۲۵ خیلی بامزه هستند.

4
00:00:16,981 --> 00:00:18,403
- موافقم.
- حتی اگر اینطور نباشد،

5
00:00:18,403 --> 00:00:20,915
لطفا آنها را بامزه در نظر بگیرید.
با این اوصاف،

6
00:00:20,915 --> 00:00:23,593
- واقعاً همه‌شون خیلی بامزه‌ان.
- حق با توئه.

7
00:00:23,593 --> 00:00:27,527
بله. ما حتی بهش میگیم "شجاعت بامزه".

8
00:00:27,527 --> 00:00:29,345
اگه نظر من رو بخوای،
به نظرم یانگ سو از همه بامزه‌تره.

9
00:00:30,304 --> 00:00:32,387
- اون حتی یه نقل قول هم کرد.
- درسته.

10
00:00:32,387 --> 00:00:33,775
این تکیه کلام اوست.

11
00:00:33,775 --> 00:00:34,733
«او را به من بده.»

12
00:00:35,692 --> 00:00:36,814
آیا با سان جا آشنا خواهی شد؟

13
00:00:37,445 --> 00:00:38,567
پس هیون سوک رو بده به من.

14
00:00:39,692 --> 00:00:40,651
«او را به من بده.»

15
00:00:41,378 --> 00:00:42,602
«او را به من بده.»

16
00:00:42,602 --> 00:00:44,618
بیشتر از هر چیز،
وقتی صحبت از یانگ سوک می‌شود،

17
00:00:44,618 --> 00:00:48,618
اونا هنوز
یانگ سوک بامزه‌مون رو اونطور که هست نمی‌بینن،

18
00:00:48,618 --> 00:00:50,734
- می‌دونم. حیف شد.
- برای همین دلم براش می‌سوزه.

19
00:00:50,734 --> 00:00:53,709
اما هنوز وقت باقی است،

20
00:00:53,709 --> 00:00:56,353
و امیدوارم اوضاع برایش رو به راه شود.

21
00:00:58,138 --> 00:01:01,378
(قسمت ۱۹۶)

22
00:01:03,295 --> 00:01:06,238
نمی‌دانم. جدی بود.

23
00:01:06,238 --> 00:01:08,353
بعد از اتفاقی که برای یانگ چول افتاد،

24
00:01:08,353 --> 00:01:10,932
می کیونگ با نگرانی به من نگاه کرد.

25
00:01:10,932 --> 00:01:13,279
فکر می‌کنی یانگ چول تا الان برگشته؟

26
00:01:13,279 --> 00:01:16,453
- سطح قند خونش ناگهان پایین آمد،
- درست است.

27
00:01:16,453 --> 00:01:18,106
بنابراین او مجبور شد به بیمارستان برود.

28
00:01:18,535 --> 00:01:21,841
(یونگ چول در اتاق نشیمن مشترک نیست )

29
00:01:22,601 --> 00:01:24,816
- یانگ چول هنوز برنگشته؟
- نه، هنوز نه.

30
00:01:24,816 --> 00:01:26,469
هیون سوک نگران اوست.

31
00:01:26,469 --> 00:01:29,742
وقتی کسی سرم تزریق می‌کند، کمی طول می‌کشد .

32
00:01:29,742 --> 00:01:30,701
- درسته؟
- بله.

33
00:01:31,197 --> 00:01:34,271
(هفته گذشته، یانگ چول در طول مسابقات انتخابی زنان انرژی‌اش را از دست داد .)

34
00:01:34,271 --> 00:01:36,453
- خیلی غیرمنتظره اتفاق افتاد.
- بله.

35
00:01:36,949 --> 00:01:40,453
آیا وقتی انتخابم را کردم، خیلی هیجان‌زده به نظر می‌رسیدم ؟

36
00:01:40,916 --> 00:01:43,197
آنها به ترتیب معکوس ایستاده بودند.

37
00:01:43,235 --> 00:01:44,723
و من آنجا بودم تا انتخاب کنم.

38
00:01:44,849 --> 00:01:46,800
یعنی دید!

39
00:01:47,395 --> 00:01:48,750
نمیتونه به خاطر من باشه، درسته؟

40
00:01:48,750 --> 00:01:51,989
هیون سوک فکر می‌کند می‌تواند
به این دلیل باشد که او او را انتخاب نکرده است.

41
00:01:52,485 --> 00:01:55,824
به حرف می کیونگ اهمیت نده.

42
00:01:55,824 --> 00:01:58,899
نگران بودم،
بنابراین مدام دنبال اورژانس می‌گشتم.

43
00:01:58,899 --> 00:02:03,428
وقتی برگشت،
اول برو سراغش...

44
00:02:03,428 --> 00:02:05,808
و از او بپرسید که آیا حالش خوب است.

45
00:02:05,808 --> 00:02:08,651
- پس من رفتم، و او آنجا نبود.
- فهمیدم.

46
00:02:08,651 --> 00:02:11,064
او احساس می‌کند که انگار دلیل
رفتن او به بیمارستان خودش بوده است.

47
00:02:11,427 --> 00:02:13,609
- اون نگران می‌شد.
- اون نگران می‌شد.

48
00:02:15,461 --> 00:02:17,246
نمی‌دانم.

49
00:02:17,742 --> 00:02:23,362
از خودم می‌پرسم، «اگر یانگ چول را
بیرون از سریال می‌دیدم،»

50
00:02:23,362 --> 00:02:27,295
«آیا او برای من جذاب خواهد بود؟»
واقعاً سوال بزرگ همین است.

51
00:02:27,295 --> 00:02:30,436
در زندگی من، افرادی که
در صنعت هنر یا ورزش هستند...

52
00:02:30,436 --> 00:02:32,618
شما هم در رشته هنر تحصیل کردید،
و منظورم جنبه منفی ندارد.

53
00:02:32,618 --> 00:02:34,800
- می‌فهمم.
- بله.

54
00:02:34,800 --> 00:02:36,518
- من فقط...
- بله، متوجه شدم.

55
00:02:36,518 --> 00:02:42,304
می‌دانم که می‌تواند خیلی ناپایدار باشد،
بنابراین درک می‌کنم.

56
00:02:42,304 --> 00:02:45,676
اونایی که به نظرم خوب بودن...

57
00:02:45,676 --> 00:02:50,667
هر کسی که فرصتی برای صحبت
با او داشتم، در صنعت هنر یا ورزش بود.

58
00:02:50,667 --> 00:02:51,989
به نظر من که بچه های شریفی هستن.

59
00:02:51,989 --> 00:02:54,833
- هم یانگ چول و هم یانگ سو.
- هر دوی آنها.

60
00:02:54,833 --> 00:02:55,758
او فکر می‌کند آنها آدم‌های شریفی هستند.

61
00:02:55,758 --> 00:02:57,655
- اما در واقع...
- در مورد یانگ چول، هرچند،

62
00:02:57,680 --> 00:03:01,874
او در صنعت ورزش است،
اما حقوق دریافت می‌کند.

63
00:03:01,874 --> 00:03:02,734
هنوز...

64
00:03:05,808 --> 00:03:07,824
من از او با جزئیات نپرسیدم،

65
00:03:07,824 --> 00:03:11,494
اما واقعاً مطمئن نیستم
که آیا این یک شغل پایدار است،

66
00:03:11,494 --> 00:03:12,750
بنابراین نمی‌توانم به راحتی تصمیم بگیرم.

67
00:03:12,750 --> 00:03:13,863
او در این مرحله نمی‌تواند.

68
00:03:14,238 --> 00:03:17,709
به عنوان یک مقام دولتی،
این صنایع برای او ناآشنا هستند.

69
00:03:17,709 --> 00:03:18,602
حق با شماست.

70
00:03:19,329 --> 00:03:21,047
اما انگار نه انگار که بتونم بهش بگم...

71
00:03:21,047 --> 00:03:25,544
که من هرگز به قرار گذاشتن با مردی
که در این زمینه‌ها کار می‌کند فکر نکرده‌ام...

72
00:03:26,998 --> 00:03:28,254
چون اونوقت دلم براش میسوزه

73
00:03:28,254 --> 00:03:29,114
هرچند، او خواهد فهمید.

74
00:03:29,114 --> 00:03:31,229
- آدم‌های این رشته‌ها موفق می‌شن.
- نظرت چیه؟

75
00:03:31,229 --> 00:03:33,246
- بله.
- پس باید صبح بهش بگم.

76
00:03:33,246 --> 00:03:34,866
به همین دلیل است که احساس تناقض می‌کنم.

77
00:03:35,560 --> 00:03:36,651
به نظرم باید بهش بگی.

78
00:03:36,651 --> 00:03:39,131
- فکر کنم راستش را به او خواهد گفت.
- بله، صبح به او می‌گویم.

79
00:03:39,131 --> 00:03:40,651
باید این کار را بکند، و او از آن دسته آدم‌های صادق هم هست.

80
00:03:40,651 --> 00:03:41,973
- برگشته.
- برگشته.

81
00:03:41,973 --> 00:03:43,130
(او از بیمارستان برگشته است.)

82
00:03:43,130 --> 00:03:44,320
یانگ چول برگشته است.

83
00:03:45,345 --> 00:03:47,229
- یونگ چول.
- برگشتی.

84
00:03:47,229 --> 00:03:48,717
- حالت خوبه؟ چی گفتن؟
- حالت خوبه؟

85
00:03:48,717 --> 00:03:50,635
به دلیل پایین بودن قند خونم، سرم تزریق کردم .

86
00:03:51,329 --> 00:03:52,414
بقیه کجا هستند؟

87
00:03:52,651 --> 00:03:55,160
- مصاحبه.
- نوبت اونه که مصاحبه کنه...

88
00:03:55,857 --> 00:03:57,312
و نوبت توئه که یه کم بخوابی.

89
00:03:57,312 --> 00:03:59,791
- نه، اما بقیه چی؟
- فکر کنم...

90
00:03:59,791 --> 00:04:01,477
- دارن اونجا غذا می‌خورن.
- من فقط با دو نفر صحبت می‌کنم.

91
00:04:01,477 --> 00:04:02,866
- داره شروع می‌کنه؟
- اوه، باشه.

92
00:04:02,866 --> 00:04:04,056
او به سرعت به بازی برگشته است.

93
00:04:04,056 --> 00:04:06,833
- فکر کنم همین الان بازی کنه.
- چه پسری.

94
00:04:06,833 --> 00:04:09,246
او به دلیل کمبود قند خون به بیمارستان رفت ،

95
00:04:09,246 --> 00:04:11,593
- و به محض اینکه برگردد...
- قند خونش الان بالاست.

96
00:04:12,122 --> 00:04:14,006
- دارن اونجا غذا می‌خورن
- من فقط با دو نفر صحبت می‌کنم.

97
00:04:14,006 --> 00:04:16,420
- اوه، باشه. می‌تونی این کار رو بکنی.
- فهمیدم.

98
00:04:17,114 --> 00:04:18,205
چی داری میخوری؟

99
00:04:18,205 --> 00:04:20,254
- سوپ صدف
- سوپ صدف؟

100
00:04:20,816 --> 00:04:21,841
می کیونگ... نه، صبر کن.

101
00:04:21,841 --> 00:04:25,048
وقتی برگشتی، راحت باهام حرف بزن.

102
00:04:25,048 --> 00:04:27,097
- من؟ البته، دوست دارم.
- بله، بعد از قرار.

103
00:04:27,097 --> 00:04:29,775
- بله، ما زیاد فرصت نکردیم صحبت کنیم.
- درسته.

104
00:04:29,775 --> 00:04:32,254
- یه آبجو بعداً چطوره؟
- عالیه.

105
00:04:32,254 --> 00:04:34,271
- باشه، پس.
- اوکی سون هم یه جلسه رزرو کرد.

106
00:04:34,271 --> 00:04:37,643
مگه اوکی سون و هیون سوک هنوز برنگشته بودن؟

107
00:04:37,643 --> 00:04:39,890
- اوه، اونا رفتن بخوابن.
- واقعا؟

108
00:04:39,890 --> 00:04:41,940
- اوکی سون و هیون سوک رفتن بخوابن؟
- بله.

109
00:04:45,642 --> 00:04:46,535
یانگ هو.

110
00:04:47,064 --> 00:04:48,618
آیا آنها احساس خستگی کردند و زود برگشتند؟

111
00:04:48,618 --> 00:04:50,568
- بله، دارن یه کم می‌خوابن.
- واقعاً؟

112
00:04:51,527 --> 00:04:54,270
قرار بود قبل از خواب باهاشون حرف بزنم .

113
00:04:54,270 --> 00:04:55,824
- باشه، پس.
- اونا خوابن.

114
00:04:55,824 --> 00:04:57,180
فکر کنم منم باید برم.
آره، یه کم بخواب.

115
00:04:57,180 --> 00:05:00,287
برگرد تو.
- شاید فقط می‌خواد بخوابه.

116
00:05:00,287 --> 00:05:02,467
شاید داره سعی می‌کنه مانع
از صحبت کردنش با زنش بشه.

117
00:05:04,552 --> 00:05:09,974
همه بچه‌های فصل ما
خیلی رک و راست هستند...

118
00:05:09,974 --> 00:05:12,056
که احساس می‌کنم جایی برای من نیست.

119
00:05:12,850 --> 00:05:14,271
- من...
- اونا تعطیلن.

120
00:05:14,271 --> 00:05:16,882
- داره در مورد اون حرف میزنه.
- آره، اون رک و راسته.

121
00:05:16,882 --> 00:05:19,428
دخترها امروز خیلی فعال نبودند.

122
00:05:19,428 --> 00:05:21,444
قرار بود از امروز فعال‌تر باشم .

123
00:05:21,444 --> 00:05:24,486
اما همه گرفتارند،

124
00:05:24,882 --> 00:05:27,890
- پس دارم فکر می‌کنم باید چیکار کنم.
- هنوز می‌تونیم باهاشون صحبت کنیم.

125
00:05:30,007 --> 00:05:31,296
آیا من دلسرد شده‌ام؟

126
00:05:31,296 --> 00:05:32,155
آیا او (زن) است؟

127
00:05:33,577 --> 00:05:36,585
بله، نمی‌توانم بگویم که نیستم.

128
00:05:36,585 --> 00:05:37,378
- احساس دلسردی می‌کنم.
- درسته.

129
00:05:37,378 --> 00:05:38,635
شرط می‌بندم که او این کار را می‌کند.

130
00:05:38,635 --> 00:05:41,576
دلیل اصلی اومدنم به اینجا...

131
00:05:41,576 --> 00:05:43,824
اینه که یه آدم مناسب برای خودم پیدا کنم...

132
00:05:44,486 --> 00:05:47,263
و برای ازدواج.

133
00:05:47,263 --> 00:05:52,684
در این زمان باقی مانده،
می‌خواهم فعال‌تر باشم...

134
00:05:52,684 --> 00:05:57,478
و به افرادی
که می‌خواهم با آنها ارتباط برقرار کنم، نزدیک شوم.

135
00:05:57,478 --> 00:05:58,800
فعلاً هدفم همینه.

136
00:05:59,229 --> 00:06:00,651
شاید کار نکند،

137
00:06:01,246 --> 00:06:02,428
اما شجاع خواهم بود و امتحانش خواهم کرد.

138
00:06:07,560 --> 00:06:10,138
(با تردید)

139
00:06:10,965 --> 00:06:14,172
- می‌خوای یه کم هوا بخوری؟
- چی؟

140
00:06:14,172 --> 00:06:15,163
بریم یه کم هوای تازه بخوریم.

141
00:06:16,485 --> 00:06:17,378
با این حال، او تنها خواهد بود.

142
00:06:17,378 --> 00:06:18,667
انتظارش را نداشتم.

143
00:06:18,667 --> 00:06:20,221
- هرچند، او تنها خواهد بود.
- «او تنها خواهد بود.»

144
00:06:20,883 --> 00:06:23,328
فقط برای یه مدت.
نمی‌تونیم همه با هم بریم.

145
00:06:27,726 --> 00:06:28,684
پس برمی‌گردیم.

146
00:06:28,684 --> 00:06:30,290
- بله.
- خب، اون باهاش ​​میره.

147
00:06:31,064 --> 00:06:32,519
اصلاً چرا باید
وقتی داشت می‌رفت این حرف‌ها را می‌زد؟

148
00:06:32,783 --> 00:06:35,164
می‌دانم. چرا باید
چنین حرف تندی بزند؟

149
00:06:36,552 --> 00:06:40,618
خب، فکر کنم کاملاً مشخص است
که دنبال چه کسی هستید.

150
00:06:41,345 --> 00:06:45,510
می‌بینم که داری می کیونگ رو انتخاب می‌کنی.

151
00:06:45,510 --> 00:06:47,196
وقتی شما را با هم دیدم،

152
00:06:47,196 --> 00:06:50,502
احساس کردم زمان‌بندی ما کمی اشتباه بود.

153
00:06:50,502 --> 00:06:54,766
اگر صبح به تو نزدیک شده بودم،

154
00:06:54,766 --> 00:06:57,345
می‌توانستیم کمی بیشتر صحبت کنیم،

155
00:06:57,345 --> 00:07:00,750
و شاید اوضاع می‌توانست
کمی متفاوت پیش برود.

156
00:07:00,750 --> 00:07:03,362
اما برای ما اینطور پیش نرفت.

157
00:07:04,155 --> 00:07:06,171
حدس می‌زنم به خاطر زمان‌بندی بود.

158
00:07:06,171 --> 00:07:08,188
اما اگر این را به تو نگفتم،

159
00:07:08,915 --> 00:07:15,957
فکر می‌کردم نمی‌فهمی
که من تو را در نظر دارم.

160
00:07:17,180 --> 00:07:18,701
- خب داشتم فکر می‌کردم...
- آفرین یانگ سوک.

161
00:07:18,701 --> 00:07:22,271
اگر شانسی وجود داشت
که ذهنی باز داشته باشید.

162
00:07:24,354 --> 00:07:27,295
- زمان‌بندی خیلی اشتباهه، درسته؟
- بله، همین‌طور فکر می‌کنم.

163
00:07:28,122 --> 00:07:30,701
- این یه کم عجولانه‌ست.
- اون یه تیر خلاصه.

164
00:07:30,701 --> 00:07:31,693
ما فرصتمان را از دست ندادیم.»

165
00:07:31,693 --> 00:07:33,907
«ببینیم اوضاع چطور پیش می‌رود،
و می‌توانیم بیشتر هم صحبت کنیم.»

166
00:07:33,907 --> 00:07:35,494
- معمولاً یه مرد اینو میگه.
- درسته.

167
00:07:35,494 --> 00:07:39,131
- اما الان همه حواسش به می کیونگه.
- دقیقاً.

168
00:07:39,131 --> 00:07:41,180
- زمان‌بندی خیلی اشتباهه، درسته؟
- بله، همین‌طور فکر می‌کنم.

169
00:07:42,072 --> 00:07:43,163
من اینطور می‌گویم.

170
00:07:43,560 --> 00:07:44,519
حق با شماست.

171
00:07:44,519 --> 00:07:46,039
بنابراین...

172
00:07:47,923 --> 00:07:50,370
من هیچ کاری نکردم،

173
00:07:50,370 --> 00:07:52,717
پس چرا همه با من اینجورین؟

174
00:07:52,717 --> 00:07:56,254
سانگ چول دیروز به ما گفت...

175
00:07:56,254 --> 00:07:59,858
که او تصمیم گرفته سون جا را تعقیب کند.

176
00:08:00,518 --> 00:08:05,693
آیا من به شدت دلم می‌خواهد با شخص دیگری صحبت کنم ؟

177
00:08:05,717 --> 00:08:06,932
فعلاً چنین احساسی ندارم.

178
00:08:07,659 --> 00:08:10,039
- احساس طرد شدن می‌کنه.
- بله.

179
00:08:10,039 --> 00:08:13,378
چطور سرنوشت می‌تواند اینقدر بی‌رحم باشد؟

180
00:08:13,378 --> 00:08:15,626
من اینطور حس کردم.

181
00:08:15,626 --> 00:08:16,783
امیدوارم باعث ناامنی او نشود.

182
00:08:16,783 --> 00:08:18,205
فردا می‌بینمت.

183
00:08:18,469 --> 00:08:21,478
- شب بخیر. فردا می‌بینمت.
- به سلامت برگرد.

184
00:08:22,569 --> 00:08:24,188
(در راه برگشت بدون هیچ دستاوردی)

185
00:08:24,188 --> 00:08:26,238
چی؟ تازه تمومش کردی؟

186
00:08:26,238 --> 00:08:27,593
- تموم شد؟
- بله.

187
00:08:28,122 --> 00:08:30,701
- الان می‌خوای بنوشی؟
- نه، لازم نیست بنوشم.

188
00:08:30,701 --> 00:08:31,824
داری میری رختخواب؟

189
00:08:31,824 --> 00:08:34,039
- می‌خواستم یه کم بیشتر بمونم،
- اوه، خدای من. از تعجب شاخ درآوردم.

190
00:08:34,039 --> 00:08:36,320
- اما هیچ کس نمی خواست بنوشد.
- بیایید یک نوشیدنی بخوریم.

191
00:08:36,320 --> 00:08:37,643
بفرمایید تو. بیایید یک آبجو بخوریم.

192
00:08:37,940 --> 00:08:39,560
«بیا تو. یه آبجو بخوریم.»

193
00:08:41,015 --> 00:08:41,874
اون یکیه.

194
00:08:42,139 --> 00:08:45,312
یانگ سوک
الان احساس گیجی می‌کنه،

195
00:08:45,312 --> 00:08:47,626
و اینکه کسی به او اهمیت بدهد
و بخواهد با او آبجو بخورد...

196
00:08:47,626 --> 00:08:48,783
زمان‌بندی خوبی است.

197
00:08:50,139 --> 00:08:51,924
الان با کسی کاری نداری .

198
00:08:51,924 --> 00:08:53,180
من؟ من اینطور فکر نمی‌کنم.

199
00:08:53,180 --> 00:08:54,137
مشکل همین است.

200
00:08:55,725 --> 00:08:57,610
کسی رو داری...؟

201
00:08:58,436 --> 00:09:00,226
- بین زن‌ها؟
- یانگ جا و هیون سوک هستن.

202
00:09:00,486 --> 00:09:02,965
اوه، در مورد آنها چطور؟

203
00:09:04,353 --> 00:09:05,345
من فقط...

204
00:09:06,139 --> 00:09:07,460
به سمت آنها احساس کشش کنید.

205
00:09:09,015 --> 00:09:10,932
به نظرم بیشتر شبیه طفره رفتنه
تا جذب شدن به سمتشون.

206
00:09:10,932 --> 00:09:14,271
- منظورم اینه که ممکنه از دستش بده.
- درسته. می‌فهمم منظورت چیه.

207
00:09:14,667 --> 00:09:15,858
اونجا، من گفتم.

208
00:09:15,858 --> 00:09:17,180
- بله.
- لطفا با من هم صادق باش.

209
00:09:17,643 --> 00:09:20,684
من سانگ چول را
به خاطر بهترین برداشت اول انتخاب کردم،

210
00:09:20,684 --> 00:09:24,056
و یانگ سیک
به خاطر بهترین برداشت اولش من را انتخاب کرد.

211
00:09:24,056 --> 00:09:27,659
در آن لحظه، ما خودمان را معرفی کردیم،

212
00:09:27,659 --> 00:09:33,444
و من در مورد یانگ چول کنجکاو شدم.

213
00:09:37,014 --> 00:09:39,957
آیا مطمئن هستید که می‌توانید او را تحت تأثیر قرار دهید؟

214
00:09:39,957 --> 00:09:41,841
- تاب دادنش؟ نه.
- نه؟

215
00:09:41,841 --> 00:09:43,012
من در اغوا کردن مردها خوب نیستم.

216
00:09:43,197 --> 00:09:44,750
- نه
، من توش افتضاحم.

217
00:09:45,213 --> 00:09:48,552
از جمله مواردی که شما اشاره کردید،

218
00:09:49,081 --> 00:09:50,965
به نظرم بهترین پسر بین ماست...

219
00:09:53,345 --> 00:09:54,205
یانگ چول است.

220
00:09:55,361 --> 00:09:56,254
او را انتخاب کن.

221
00:09:56,254 --> 00:09:58,138
- همونطور که بقیه تصمیمشون رو گرفتن؟
- این که نمیشه.

222
00:09:58,668 --> 00:10:01,014
- اونا که عوض نمیشن، درسته؟
- بقیه‌شون وقت تلف کردنه.

223
00:10:02,404 --> 00:10:03,626
ما که نمی‌دونیم.
- چی؟

224
00:10:03,627 --> 00:10:06,273
- چه اتفاقی داره میفته؟
- چطور میتونه اینقدر مطمئن باشه؟

225
00:10:06,275 --> 00:10:08,326
- اون یه جورایی مشاور هست؟
- می‌دونم، درسته؟

226
00:10:08,824 --> 00:10:10,874
- اونا میدونن از کی خوششون میاد.
- آره. وقت تلف کردنه.

227
00:10:11,835 --> 00:10:13,388
اما اگر به خودت مطمئنی، ادامه بده.

228
00:10:13,389 --> 00:10:14,381
اگر اعتماد به نفس داشته باشم؟

229
00:10:14,614 --> 00:10:15,573
اون سر جای خودش نیست...

230
00:10:15,574 --> 00:10:16,632
- برای اینکه کس دیگری را مربیگری کنم.
- من مطمئن هستم.

231
00:10:16,632 --> 00:10:17,790
چی؟ اون اعتماد به نفس داره؟

232
00:10:18,321 --> 00:10:21,562
می‌دونی انتخاب یانگ جا
و هیون سوک کیه، درسته؟

233
00:10:21,893 --> 00:10:22,886
البته.

234
00:10:23,251 --> 00:10:24,839
اما من مطمئنم که می‌توانم نظر او را تغییر دهم.

235
00:10:24,839 --> 00:10:26,692
- از اعتماد به نفسش خوشم میاد.
- یونگ جا به من علاقه ای نداره.

236
00:10:27,554 --> 00:10:29,538
و من مورد علاقه‌ی هیون سوک هم نیستم.

237
00:10:29,538 --> 00:10:31,423
- پس اون می‌دونه.
- من ازش خبر دارم.

238
00:10:31,424 --> 00:10:32,945
من می‌بینم.

239
00:10:32,946 --> 00:10:36,907
گرفتی؟
- این واقعاً از طرف تو عالیه.

240
00:10:37,447 --> 00:10:39,860
بیا بریم. فردا صبح می‌تونیم حرف بزنیم.

241
00:10:39,862 --> 00:10:41,285
- خداحافظ.
- بعد از صبحانه...

242
00:10:41,285 --> 00:10:44,396
وقتی طرف مقابلش کسی نیست که از او خوشش بیاید، خیلی رک و صریح حرف می‌زند .

243
00:10:44,397 --> 00:10:45,751
- بیا فردا حرف بزنیم.
- باشه.

244
00:10:45,752 --> 00:10:46,678
خداحافظ.

245
00:10:46,679 --> 00:10:49,225
(گاهی اوقات ایده‌های ساده
می‌توانند به اقدامات جدید منجر شوند.)

246
00:10:50,749 --> 00:10:52,038
(روز چهارم در سولو لند)

247
00:10:52,040 --> 00:10:53,760
صبح
روز چهارم از راه رسیده است.

248
00:10:54,323 --> 00:10:56,639
حالا به سراغ نیمه دوم می‌رویم.

249
00:11:01,074 --> 00:11:02,363
(ناگهان از خواب بیدار شدن)

250
00:11:02,364 --> 00:11:03,422
اون یانگ سیکه، درسته؟

251
00:11:03,423 --> 00:11:05,772
- خیلی ناگهانی از خواب بیدار میشه.
- بله، همینطوره.

252
00:11:06,037 --> 00:11:07,923
- سلام.
- خوب خوابیدی؟

253
00:11:07,924 --> 00:11:10,603
- بله.
- ما همیشه تقریباً در یک ساعت از خواب بیدار می‌شویم.

254
00:11:10,603 --> 00:11:12,588
(یونگ هو و یانگ سیک
اولین کسانی هستند که بالا می‌آیند.)

255
00:11:13,383 --> 00:11:14,573
(یونگ سیک سریع آماده شد.)

256
00:11:14,574 --> 00:11:16,625
او از قبل آماده شدن را تمام کرده است.

257
00:11:17,718 --> 00:11:20,133
(او شروع به آماده کردن چیزی می‌کند.)

258
00:11:20,134 --> 00:11:21,258
فقط برای می کیونگه؟

259
00:11:21,259 --> 00:11:24,964
فکر کنم یه چیزی برای می کیونگ درست کنه.

260
00:11:25,825 --> 00:11:27,313
مقداری ادویه آورد.

261
00:11:33,238 --> 00:11:34,626
(با تخم مرغ همزده شروع می کنیم)

262
00:11:34,628 --> 00:11:35,553
تخم مرغ همزده؟

263
00:11:37,441 --> 00:11:39,095
(برداشتن پودر دارچین)

264
00:11:39,096 --> 00:11:40,914
- البته این برای همه نیست.
- بله.

265
00:11:42,271 --> 00:11:43,528
(سه زن اینجا هستند.)

266
00:11:43,529 --> 00:11:45,546
- یکی اون توئه.
- نمی‌دونم.

267
00:11:46,011 --> 00:11:47,598
فکر کنم داره برات غذا درست می‌کنه.

268
00:11:47,599 --> 00:11:49,187
- الان دیگه همه میدونن.
- چی؟

269
00:11:49,188 --> 00:11:50,709
زود باش برو داخل
- مواظب باش

270
00:11:50,710 --> 00:11:52,795
- چی داری میگی؟
- برو داخل، می کیونگ.

271
00:11:52,796 --> 00:11:53,754
چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

272
00:11:53,754 --> 00:11:55,341
- فقط برو
- کجا بری؟

273
00:11:55,872 --> 00:11:57,493
الان قرار بود اینجا باشیم؟

274
00:11:57,791 --> 00:12:00,173
- یه کم زوده.
- باشه، بعداً برمی‌گردیم.

275
00:12:00,174 --> 00:12:02,257
- می‌تونست بذاره بمونن.
- جدی می‌گه؟

276
00:12:02,259 --> 00:12:04,144
سپس او می‌توانست مهارت‌های آشپزی خود را نشان دهد.

277
00:12:04,145 --> 00:12:05,170
هنوز آماده نیست.

278
00:12:05,171 --> 00:12:07,420
بله، او می‌خواهد آن را کاملاً نشان دهد.

279
00:12:07,421 --> 00:12:10,034
او در تحت تاثیر قرار دادن مردم مهارت دارد.

280
00:12:10,035 --> 00:12:11,556
- فکر نمی‌کنی؟
- کاملاً.

281
00:12:11,921 --> 00:12:13,873
(با تمرکز روی بریدن سیب)

282
00:12:13,874 --> 00:12:16,189
- فکر می‌کنم او کمی کمال‌گرا است.
- درست است.

283
00:12:19,962 --> 00:12:21,219
(مثل بوفه هتل است.)

284
00:12:21,220 --> 00:12:23,999
او حتی مقداری غلات آماده کرد.

285
00:12:25,157 --> 00:12:26,181
(سرویس اتاق برای خانه زنان)

286
00:12:26,183 --> 00:12:27,441
دارد برایش می‌آورد.

287
00:12:28,533 --> 00:12:30,384
فکر کنم... اوه، یکی اینجاست.

288
00:12:33,033 --> 00:12:34,268
چه چیزی شما را به اینجا آورده است؟

289
00:12:34,621 --> 00:12:36,242
- میشه برم داخل؟
- بله.

290
00:12:36,806 --> 00:12:38,823
او غذا را اینجا آورد.

291
00:12:39,022 --> 00:12:39,849
نیکی و خوبی.

292
00:12:40,346 --> 00:12:42,729
بیایید برایش دست بزنیم.
این یعنی تلاش واقعی.

293
00:12:42,730 --> 00:12:45,475
او باید اسمش را
از یونگ سیک به گوان سیک تغییر دهد،

294
00:12:45,476 --> 00:12:47,626
- چرا؟
- مثل «وقتی زندگی بهت نارنگی میده».

295
00:12:48,023 --> 00:12:49,016
اون درست مثل گوان سیک هست.

296
00:12:49,017 --> 00:12:51,398
اون یه آدم خیلی صادقه.

297
00:12:51,531 --> 00:12:53,284
نمی‌دانم با معیارهای شما جور در می‌آید یا نه.

298
00:12:54,013 --> 00:12:55,368
اما بفرمایید.

299
00:12:55,369 --> 00:12:57,089
- بیا بهشون یه کم فضا بدیم.
- حتماً.

300
00:12:57,090 --> 00:12:59,206
- اشکالی نداره اگه بریم پایین؟
- بله.

301
00:12:59,208 --> 00:13:00,564
مسئله این نیست که «حالت خوبه؟»

302
00:13:00,565 --> 00:13:01,888
اینه که «لطفاً برو پایین.»

303
00:13:03,378 --> 00:13:05,428
من آشپز خوبی نیستم،

304
00:13:05,727 --> 00:13:08,241
اما من
با تماشا یاد گرفته‌ام که صبحانه به سبک هتل درست کنم.

305
00:13:08,242 --> 00:13:10,194
- واقعاً شبیه سرویس اتاق هتله.
- واقعاً؟

306
00:13:11,419 --> 00:13:12,708
این چیست؟

307
00:13:13,040 --> 00:13:13,999
اعتماد به نفس من است.

308
00:13:14,000 --> 00:13:16,481
- این اعتماد به نفس توئه؟
- این قلب منه.

309
00:13:18,798 --> 00:13:20,187
(کره بادام زمینی به شکل قلب)

310
00:13:20,188 --> 00:13:21,875
به آن جزئیات نگاه کن.

311
00:13:21,876 --> 00:13:24,556
اگر او به احساسات او پاسخ نمی‌داد، می‌توانست شبیه مدفوع سگ به نظر برسد .

312
00:13:25,549 --> 00:13:28,757
ممنون. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.

313
00:13:29,388 --> 00:13:30,711
اخم نکن، حتی اگر بد باشد.

314
00:13:30,712 --> 00:13:32,166
البته که خوشمزه خواهد بود.

315
00:13:32,167 --> 00:13:33,820
قراره منصف باشم.

316
00:13:37,825 --> 00:13:40,736
(احساس عصبی بودن)

317
00:13:41,101 --> 00:13:42,589
پودر دارچین اضافه کردی؟

318
00:13:42,822 --> 00:13:44,574
همانطور که گفتم، برای همه مناسب نیست.

319
00:13:46,198 --> 00:13:47,189
آیا آن را امتحان کرده‌اید؟

320
00:13:50,664 --> 00:13:52,550
خوبه ولی یه کم غیر عادیه.

321
00:13:53,080 --> 00:13:54,238
اما صادقانه،

322
00:13:55,331 --> 00:13:56,818
خود تخم مرغ خوبه.

323
00:13:57,581 --> 00:13:59,002
اوه، منظورت خود تخم مرغه؟

324
00:13:59,003 --> 00:14:01,119
اما تو به سختی خوابیدی،

325
00:14:01,651 --> 00:14:02,841
و صبحانه را حذف کردید.

326
00:14:02,842 --> 00:14:04,727
بعد از اینکه دراز کشیدیم کمی صحبت کردیم،

327
00:14:04,728 --> 00:14:06,251
و بعدش ساعت ۵:۳۰ خوابیدم...

328
00:14:06,548 --> 00:14:08,533
و حدود ساعت ۸:۳۰ تا ۹ صبح از خواب بیدار شدم

329
00:14:08,534 --> 00:14:09,692
سه ساعت خوابید.

330
00:14:09,824 --> 00:14:12,900
اگر اینقدر کم بخوابی، ممکن است غش کنی.

331
00:14:13,100 --> 00:14:15,646
من قبلاً هرگز غش نکرده‌ام،
حتی یک بار در تمام عمرم.

332
00:14:16,111 --> 00:14:17,930
اما با این حال،
شما هرگز نمی‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد.

333
00:14:18,064 --> 00:14:20,114
می‌تونی کنار من بمونی و به ۹۱۱ زنگ بزنی.

334
00:14:20,778 --> 00:14:22,663
آنها مدام با هم لاس می‌زنند.

335
00:14:22,663 --> 00:14:24,316
او با تمام قوا به میدان می‌رود.

336
00:14:24,616 --> 00:14:27,692
می‌تونی کنار من بمونی و به ۹۱۱ زنگ بزنی.

337
00:14:27,693 --> 00:14:28,685
زود باش و بخور.

338
00:14:29,745 --> 00:14:31,034
این واقعاً خوبه.

339
00:14:34,543 --> 00:14:36,760
اگه فردا صبح اینو می‌خوای می‌تونی بهم بگی .

340
00:14:41,558 --> 00:14:43,445
صبحانه را شوهرت آماده کرده؟

341
00:14:43,445 --> 00:14:45,759
وقتی ازدواج کردی، رسیدن به این چیزا آسون نیست .

342
00:14:48,176 --> 00:14:50,193
من هنوز در مورد احساساتم گیج هستم.

343
00:14:50,195 --> 00:14:52,544
فکر می‌کنم او واقعاً از ته دلش مطمئن نیست.

344
00:14:52,545 --> 00:14:54,960
اون قلبمو به تپش میندازه،
و من یه حس خاصی بهش دارم.

345
00:14:55,921 --> 00:14:58,830
اما مطمئن نیستم که آیا
به خاطر تلاش‌های او برای تعقیب من است یا نه...

346
00:14:59,527 --> 00:15:03,529
یا اگر واقعاً به عنوان یک شخص جذب او شده باشم ،

347
00:15:03,530 --> 00:15:06,342
حتی بدون آن اقدامات.
من در مورد آن گیج شده‌ام.

348
00:15:06,343 --> 00:15:09,254
همچنین، من هنوز هم می‌خواهم
گزینه‌هایم را باز نگه دارم.

349
00:15:09,851 --> 00:15:11,338
من هم نظرم همینه.

350
00:15:11,340 --> 00:15:13,854
اینطور نیست که بخواهم
با شخص خاصی آشنا شوم.

351
00:15:14,450 --> 00:15:16,534
فقط می‌خواهم مسائل را باز نگه دارم.

352
00:15:17,660 --> 00:15:18,851
- بله.
- بله؟

353
00:15:18,852 --> 00:15:21,928
او هنوز می‌گوید
که می‌خواهد همه چیز را علنی نگه دارد،

354
00:15:21,929 --> 00:15:23,417
با اینکه تو نیمه دومیم.

355
00:15:23,419 --> 00:15:26,792
- اون قطعاً می‌دونه که اون ازش خوشش میاد.
- البته. اون مطمئناً می‌دونه.

356
00:15:26,793 --> 00:15:29,043
و او دقیقاً به شخص دیگری علاقه ندارد .

357
00:15:29,044 --> 00:15:30,863
پس چرا او می‌خواهد مسائل را باز نگه دارد؟

358
00:15:30,864 --> 00:15:32,948
آیا او انتظار دارد کسی به او نزدیک شود؟

359
00:15:32,948 --> 00:15:34,337
- درسته.
- لطفا تعبیر کن.

360
00:15:34,339 --> 00:15:36,224
خب، مثل همون چیزیه که اون گفت.

361
00:15:36,225 --> 00:15:40,492
دقیق‌تر بگویم،
یانگ سیک هنوز قلب او را تسخیر نکرده است.

362
00:15:40,956 --> 00:15:43,172
بنابراین اگر کس دیگری به او نزدیک شود...

363
00:15:43,372 --> 00:15:45,290
من دوست دارم به آن اضافه کنم.

364
00:15:45,689 --> 00:15:50,188
او فکر می‌کند که یانگ سیک
همیشه در کنارش خواهد بود...

365
00:15:50,916 --> 00:15:52,537
حتی اگر الان او را انتخاب نکند.

366
00:15:53,134 --> 00:15:54,324
فکر می‌کنم اون هم همین حس رو داره.

367
00:15:56,211 --> 00:15:57,898
بیایید در این مورد صحبت کنیم.

368
00:15:57,899 --> 00:15:59,950
انتخاب اول و دومت کیه،
یانگ چول؟

369
00:15:59,950 --> 00:16:01,406
هیون سوک اول است. دومی کیست؟

370
00:16:01,407 --> 00:16:04,615
خب، هیون سوک انتخاب اول منه.

371
00:16:04,616 --> 00:16:05,641
خیلی خب.

372
00:16:06,337 --> 00:16:10,209
در اصل، انتخاب دوم من می کیونگ بود
و سون جا سوم.

373
00:16:10,771 --> 00:16:14,608
اما از آنجایی که سون جا و سانگ چول
تقریباً آماده شده‌اند...

374
00:16:14,610 --> 00:16:15,966
شما نمی‌توانید با قطعیت بدانید.

375
00:16:15,967 --> 00:16:17,291
- نه، اما...
- موافقم.

376
00:16:17,292 --> 00:16:19,473
- بیا حرفای یانگ چول رو بشنویم.
- باشه.

377
00:16:19,937 --> 00:16:22,087
من هم دوست دارم با اوکی سون صحبت کنم.

378
00:16:22,849 --> 00:16:24,072
یانگ سوک چطور؟

379
00:16:24,968 --> 00:16:27,282
- یانگ سوک چی؟
- داره سعی می‌کنه به یانگ سوک کمک کنه.

380
00:16:27,283 --> 00:16:28,705
من هرگز او را در نظر نگرفته‌ام.

381
00:16:28,905 --> 00:16:30,228
آیا او کاملاً از لیست شما خارج شده است؟

382
00:16:30,229 --> 00:16:33,239
باید با یانگ سوک صحبت کنی.
کاملاً مخالفی؟

383
00:16:33,240 --> 00:16:35,558
- چون فکر می‌کنم...
- چرا داری با من این کارو می‌کنی؟

384
00:16:35,559 --> 00:16:36,714
فقط دارم سوال می‌کنم.

385
00:16:37,311 --> 00:16:39,924
حق با اوست. می‌تواند سعی کند با او صحبت کند.

386
00:16:40,653 --> 00:16:42,439
اون بهت چندتا دستور داد، مگه نه؟

387
00:16:42,439 --> 00:16:44,027
خب، اینجوری که نمیشه.

388
00:16:44,293 --> 00:16:46,873
من تعیین کننده‌ی ترکیب تیم برای این فصل هستم، درسته؟

389
00:16:46,873 --> 00:16:48,560
اول باید نگران خودش باشه.

390
00:16:48,561 --> 00:16:50,810
-بیا بخوریم. غذا آماده است.
-حتماً، بریم.

391
00:16:50,811 --> 00:16:52,100
کوانگ سو، بیا بریم یه چیزی بخوریم.

392
00:16:53,194 --> 00:16:54,616
- فقط باید غذا بخوریم؟
- بله.

393
00:16:54,617 --> 00:16:56,138
- و زن‌ها؟
- دخترها غذا خوردند.

394
00:16:56,139 --> 00:16:57,561
او از آنها به عنوان «دختر» یاد می‌کند.

395
00:16:57,562 --> 00:16:59,844
خدای من. خیلی بامزه هستن.

396
00:16:59,845 --> 00:17:00,969
فرق داره.

397
00:17:01,102 --> 00:17:02,028
خدای من.

398
00:17:03,221 --> 00:17:05,702
(منوی امروز مرغ آب‌پز است.)

399
00:17:05,703 --> 00:17:06,926
داره مرغ سوخاری درست میکنه؟

400
00:17:06,927 --> 00:17:08,283
(اضافه کردن شکر)

401
00:17:08,284 --> 00:17:10,070
(اضافه کردن سس سویا)

402
00:17:10,070 --> 00:17:12,286
این خیلی عالیه.
اون طوری رفتار می‌کنه که انگار خیلی آسونه.

403
00:17:12,287 --> 00:17:13,312
(افزودن الیگوساکارید)

404
00:17:13,644 --> 00:17:14,801
به نظر خوشمزه میاد.

405
00:17:14,869 --> 00:17:16,952
- خانم‌ها این را نمی‌خورند؟
- نمی‌خورند.

406
00:17:16,953 --> 00:17:18,012
ما خودمون داریم غذا میخوریم.

407
00:17:19,104 --> 00:17:21,850
چون ورزشکاری باید پا رو داشته باشی .

408
00:17:21,851 --> 00:17:23,206
او از همه مراقبت می‌کند.

409
00:17:23,207 --> 00:17:24,298
باید بیشتر غذا بخوری.

410
00:17:26,913 --> 00:17:28,103
بفرمایید، کمی آب بنوشید.

411
00:17:28,601 --> 00:17:30,883
- اون باید بیشتر بخوره.
- آره. یونگ چول، بخور.

412
00:17:30,884 --> 00:17:32,074
خیلی خوبه. امتحانش کن.

413
00:17:32,075 --> 00:17:33,233
- خوش بگذره.
- واقعا؟

414
00:17:35,451 --> 00:17:37,337
(مِلچ‌پچ کردن)

415
00:17:37,338 --> 00:17:40,580
( چون زن‌ها اینجا نیستند، او می‌تواند هر چقدر دلش می‌خواهد غذا بخورد .)

416
00:17:40,580 --> 00:17:42,399
او برای قند خونش باید بیشتر غذا بخورد.

417
00:17:42,400 --> 00:17:43,293
درست است.

418
00:17:43,955 --> 00:17:45,079
تو آشپز خیلی خوبی هستی.

419
00:17:45,874 --> 00:17:47,429
من هیچ‌وقت در آشپزی شکست نخورده‌ام.

420
00:17:47,894 --> 00:17:51,301
از بین تمام اعضای بازیگران برنامه ما،
ورزشکاران قطعاً...

421
00:17:51,301 --> 00:17:52,525
- بیشتر بخور.
- درسته.

422
00:17:52,526 --> 00:17:53,419
- بله.
- موافقم.

423
00:17:53,420 --> 00:17:55,140
- اونا موقع غذا خوردن حرف نمیزنن.
- بله.

424
00:17:55,141 --> 00:17:56,860
اونا خیلی ساکتن.
شکم اولویت داره.

425
00:17:56,861 --> 00:17:59,805
یانگ سوک گفت که او نیازی به غذا خوردن ندارد.

426
00:17:59,806 --> 00:18:01,228
اگر دیر کنی برنجی در کار نخواهد بود.

427
00:18:01,228 --> 00:18:02,220
بفرمایید، یکی دیگه بخورید.

428
00:18:03,942 --> 00:18:05,132
او می‌تواند زیاد غذا بخورد.

429
00:18:05,233 --> 00:18:06,522
یانگ سو از آنها مراقبت می‌کند.

430
00:18:07,616 --> 00:18:09,568
من امروز صبح دو کاسه برنج خوردم...

431
00:18:09,932 --> 00:18:13,240
وقتی زن‌ها دور و برم نبودند.
الان خیلی حالم بهتره.

432
00:18:13,440 --> 00:18:15,159
من فقط باید همینجوری به خوردن ادامه بدم.

433
00:18:15,160 --> 00:18:18,204
لازم نیست خجالت بکشی،
مخصوصاً بعد از اتفاقی که افتاده.

434
00:18:18,204 --> 00:18:20,057
درست است، او BMR بالایی دارد.

435
00:18:20,058 --> 00:18:22,637
- برای اینکه بری سر قرار باید سالم باشی.
- درسته.

436
00:18:22,639 --> 00:18:23,962
البته.

437
00:18:26,246 --> 00:18:29,587
( درست بعد از اینکه حالش بهتر شد به سمت خانه زن می‌رود )

438
00:18:29,588 --> 00:18:31,142
آیا یانگ چول مستقیماً به سراغ آن می‌رود؟

439
00:18:31,639 --> 00:18:32,862
او در خانه‌ی آن زن است.

440
00:18:33,327 --> 00:18:34,815
او اول دنبال چه کسی خواهد گشت؟

441
00:18:37,860 --> 00:18:38,785
هیون سوک.

442
00:18:38,786 --> 00:18:40,109
- من هیون سوک هستم.
- انتخاب اولش.

443
00:18:40,110 --> 00:18:42,392
- هیون سوک؟
- اون هم می‌خواست باهاش ​​حرف بزنه.

444
00:18:42,393 --> 00:18:44,576
- هیون سوک.
- یه لحظه صبر کن.

445
00:18:44,578 --> 00:18:47,159
(یونگ چول دنبال هیون سوک می‌گردد
چون دیشب نتوانسته‌اند با هم صحبت کنند.)

446
00:18:47,523 --> 00:18:49,970
خب، چه اتفاقی افتاده؟ چه اتفاقی افتاده؟

447
00:18:49,971 --> 00:18:51,195
قند خونم افتاد.

448
00:18:51,196 --> 00:18:55,199
- اما تو یه آدم گنده‌ای
- من نخوردم. برای همین.

449
00:18:55,365 --> 00:18:56,754
آیا دلیل واقعی همین است؟

450
00:18:56,756 --> 00:18:58,740
- به خاطر چیز دیگه ای بود؟
- نه.

451
00:18:58,741 --> 00:19:00,527
خب، من فکر کردم...

452
00:19:00,527 --> 00:19:02,015
- تو خیلی مریض بودی.
- "به خاطر من بود؟"

453
00:19:02,017 --> 00:19:03,606
قند خونم تازه اومده پایین.

454
00:19:03,607 --> 00:19:05,821
اما چرا درست همان موقع اتفاق افتاد؟

455
00:19:05,822 --> 00:19:06,715
به این خاطر است که...

456
00:19:06,981 --> 00:19:08,502
یانگ سوک اول رفت،

457
00:19:08,503 --> 00:19:11,580
و سعی کردم اوضاع رو آروم نگه دارم.
اما وقتی می کیونگ اومد...

458
00:19:11,581 --> 00:19:14,657
به خاطر می کیونگ نیست.
بعد از اینکه من انتخابم رو کردم اتفاق افتاد.

459
00:19:14,658 --> 00:19:15,617
اوه، واقعاً؟

460
00:19:15,618 --> 00:19:16,940
این برای نمایش خوب خواهد بود.

461
00:19:16,941 --> 00:19:18,463
داره میگه: به خاطر منه!

462
00:19:19,025 --> 00:19:21,274
به هر حال، اتفاقی بود که افتاد.

463
00:19:21,275 --> 00:19:22,532
می‌خواستم باهات حرف بزنم...

464
00:19:22,632 --> 00:19:24,617
چون یه سری چیزا هست...

465
00:19:24,750 --> 00:19:27,992
من هنوز دارم به تو فکر می‌کنم.
فکر کنم باید در موردشون حرف بزنیم.

466
00:19:28,391 --> 00:19:29,482
در واقع،

467
00:19:29,846 --> 00:19:33,021
بیشتر درباره چیزهای واقع‌بینانه است.

468
00:19:33,022 --> 00:19:35,073
مثل این بود که رفته باشی سر قرار ملاقات با کسی که نمی‌شناسی.

469
00:19:35,074 --> 00:19:37,026
ما برای اولین بار همدیگر را دیدیم
و کمی غذا خوردیم.

470
00:19:37,027 --> 00:19:39,309
حالا، دارم
به یه قرار دوم باهات فکر می‌کنم.

471
00:19:39,310 --> 00:19:40,599
بنابراین، من می‌خواهم در مورد چیزهای عملی صحبت کنم.

472
00:19:40,600 --> 00:19:41,627
من می‌بینم.

473
00:19:42,190 --> 00:19:46,556
دفعه قبل از شما پرسیدم
که آیا برنامه کاری مشخصی دارید یا خیر.

474
00:19:46,557 --> 00:19:49,203
چیزهایی از این قبیل.

475
00:19:49,833 --> 00:19:51,520
من هر روز همین برنامه رو دارم.

476
00:19:52,050 --> 00:19:54,829
من ساعت ۹ می‌روم سر کار و ساعت ۶ کارم تمام می‌شود.

477
00:19:55,194 --> 00:19:57,973
من هر روز زمان ناهار یکسانی دارم،
در محل کارم غذا می‌خورم،

478
00:19:57,997 --> 00:20:00,155
و با همکارانم وقت بگذرانم.

479
00:20:00,155 --> 00:20:03,659
من و یانگ چول
ساعت کاری متفاوتی داریم،

480
00:20:03,659 --> 00:20:10,502
و شنیده‌ام که او
ماهانه به اردوهای آموزشی هم می‌رود.

481
00:20:10,502 --> 00:20:13,742
زیاد نشنیدم،
اما وقتی قرارداد تمام شود...

482
00:20:13,742 --> 00:20:18,337
یا حتی قبل از آن،
ممکن است سعی کند موقعیت بهتری پیدا کند.

483
00:20:19,329 --> 00:20:20,883
اما برای من اینطور نیست.

484
00:20:22,073 --> 00:20:24,850
فکر می‌کردم از این نظر خیلی با هم فرق داریم .

485
00:20:25,048 --> 00:20:28,353
یک مقام دولتی و یک مربی فوتبال واقعاً وظایف یکدیگر را درک نمی‌کنند .

486
00:20:30,865 --> 00:20:32,486
همانطور که در معرفی خودم اشاره کرده بودم،

487
00:20:32,849 --> 00:20:34,899
وقتی مدرسه هستم، ساعات کاری منظمی دارم .

488
00:20:34,899 --> 00:20:37,294
در تعطیلات تابستانی و زمستانی،

489
00:20:37,318 --> 00:20:38,700
من باید به بازی‌ها
و اردوهای تمرینی بروم،

490
00:20:38,700 --> 00:20:40,750
و حدود یک ماه نمیتونیم همدیگه رو ببینیم.

491
00:20:40,750 --> 00:20:41,643
اوه، یک ماه؟

492
00:20:41,643 --> 00:20:43,296
منظورم اینه که، ما هنوز هم می‌تونیم همدیگه رو ببینیم.

493
00:20:43,990 --> 00:20:48,486
اگر دوست دخترم برای دیدن من به سفر بیاید،

494
00:20:48,486 --> 00:20:50,204
آخر هفته یه روز تعطیل دارم.

495
00:20:50,767 --> 00:20:52,783
درسته. این شکلیه.

496
00:20:53,378 --> 00:20:55,494
ما چیزهای قشنگی داریم...

497
00:20:55,494 --> 00:20:57,444
- سبک‌های کاری متفاوت.
- داشتن سبک‌های کاری متفاوت سخت است.

498
00:20:57,444 --> 00:21:00,717
حتی در طول یک دوره ۱ یا ۲ ساله،

499
00:21:00,717 --> 00:21:03,329
کار من تقریباً مثل قبل باقی مانده است.

500
00:21:04,188 --> 00:21:05,015
مهمه...

501
00:21:05,015 --> 00:21:08,056
برای پیدا کردن کسی
که سبک کاری مشابهی دارد.

502
00:21:09,796 --> 00:21:10,866
همین باعث شده که من عقب بمونم،

503
00:21:10,891 --> 00:21:14,527
- و دوست دارم اینو بفهمی.
- درسته.

504
00:21:14,899 --> 00:21:16,485
می‌فهمم. این قابل درکه.

505
00:21:16,485 --> 00:21:20,288
موقع صحبت با بقیه واقعاً زیاد بهم خوش نگذشت .

506
00:21:20,948 --> 00:21:23,328
اما وقتی باهات حرف میزنم خیلی بهم خوش میگذره.

507
00:21:23,328 --> 00:21:26,932
دیدن کسی به خاطر لذت بردن...

508
00:21:26,932 --> 00:21:29,378
درسته. باید بیشتر
در مورد اون شخص بدونی.

509
00:21:29,378 --> 00:21:32,452
- منظورم اینه که آره.
- باید به مسائل واقعی فکر کنی.

510
00:21:32,465 --> 00:21:35,229
آنها هنوز از نظر شغلی همدیگر را خوب نمی‌شناسند .

511
00:21:36,684 --> 00:21:37,676
به هر حال، همینه که هست.

512
00:21:38,799 --> 00:21:43,361
من فقط دو روز وقت دارم، و راستش را بخواهید،

513
00:21:44,915 --> 00:21:46,304
ما کار خودمان را داریم،

514
00:21:48,717 --> 00:21:50,568
اما اوک سون دیروز درخواست کرد که با من صحبت کند .

515
00:21:50,568 --> 00:21:51,758
بله. شما به آن اشاره کردید.

516
00:21:52,056 --> 00:21:53,345
بنابراین، او در مورد آن به او می‌گوید.

517
00:21:53,345 --> 00:21:55,130
داره میگه
هیون سوک تنها گزینه نیست.

518
00:21:55,130 --> 00:21:57,577
از آنجایی که مدتی را با هم گذراندیم،

519
00:21:57,577 --> 00:22:02,204
می‌دانم آسان نخواهد بود،
اما اگر فرصتی پیش بیاید،

520
00:22:02,204 --> 00:22:04,948
من دوست دارم با اوک سون قرار بذارم.

521
00:22:04,948 --> 00:22:09,312
چون اگه برم سر قرار بهتر میشناسمش .

522
00:22:09,974 --> 00:22:14,006
قبلش بهت میگم، محض احتیاط.

523
00:22:14,006 --> 00:22:15,858
من اصلاً از آن بدم نمی‌آید.

524
00:22:16,750 --> 00:22:18,436
من بیشتر از همه به تو اهمیت میدم.

525
00:22:18,436 --> 00:22:20,496
و نمی‌خواهم که شما
آن را به روش نادرستی برداشت کنید.

526
00:22:21,081 --> 00:22:22,138
و تو...

527
00:22:22,138 --> 00:22:23,328
تو اولین انتخابش هستی،

528
00:22:23,328 --> 00:22:24,882
اما او هنوز هم قرار است
با اوک سون قرار بگذارد.

529
00:22:24,882 --> 00:22:28,321
شعار من اینه که از قلبم پیروی کنم.
باشه.

530
00:22:28,882 --> 00:22:29,808
بنابراین...

531
00:22:30,238 --> 00:22:31,395
هر کاری دلت می‌خواهد بکن.

532
00:22:32,089 --> 00:22:33,379
هرچی دلت میخواد بگو.

533
00:22:33,577 --> 00:22:34,800
(سه زن در ذهنش)

534
00:22:34,800 --> 00:22:35,692
هیون سوک،

535
00:22:37,014 --> 00:22:37,973
می کیونگ، و اوکی سون.

536
00:22:39,131 --> 00:22:41,610
از همان ابتدا همیشه کمی بیشتر به او جذب شده‌ام .

537
00:22:41,610 --> 00:22:42,568
او ... بوده است.

538
00:22:42,568 --> 00:22:44,288
من هم می‌خواهم دیگران را بشناسم،

539
00:22:44,288 --> 00:22:46,832
اما او همیشه در پس ذهن من است.

540
00:22:46,832 --> 00:22:49,213
سبک زندگی حرفه‌ای ما واقعاً با هم همخوانی ندارد .

541
00:22:49,940 --> 00:22:51,560
هیون سوک یک مقام دولتی است،

542
00:22:52,089 --> 00:22:56,056
و شغل من شرایط کاری منحصر به فردی دارد.

543
00:22:56,056 --> 00:22:57,015
درست است.

544
00:22:57,015 --> 00:22:58,469
او داشت به آن فکر می‌کرد.

545
00:22:58,469 --> 00:23:00,453
و من صادقانه به او گفتم...

546
00:23:00,453 --> 00:23:02,172
که من تا این حد به آینده فکر نکرده‌ام...

547
00:23:02,172 --> 00:23:04,717
و می‌خواستم روی زمان حال تمرکز کنم.

548
00:23:05,477 --> 00:23:08,618
و او به من گفت
که بعداً بیشتر در موردش صحبت خواهیم کرد.

549
00:23:10,940 --> 00:23:12,428
صبحانه نخوردی؟

550
00:23:12,428 --> 00:23:13,882
راستی صبحانه خوردم.

551
00:23:14,114 --> 00:23:16,262
یه صبحانه خیلی خوشمزه خوردم.

552
00:23:16,262 --> 00:23:17,192
این یعنی چی؟

553
00:23:17,486 --> 00:23:19,138
اوه، تو براش غذا درست کردی!

554
00:23:19,998 --> 00:23:22,213
شما مهارت بالایی در استنتاج دارید.

555
00:23:22,708 --> 00:23:23,843
خیلی بهش تذکر دادی.

556
00:23:24,394 --> 00:23:27,602
او آن را در حدود ۰.۵ ثانیه سرهم کرد.

557
00:23:27,602 --> 00:23:29,089
(احساسات یانگ سیک نسبت به او
در حال افزایش است.)

558
00:23:29,089 --> 00:23:30,246
(اما می کیونگ هنوز احساس ناراحتی می‌کند.)

559
00:23:30,246 --> 00:23:32,328
می کیونگ حتماً
کمی احساس ناراحتی می‌کند.

560
00:23:33,552 --> 00:23:34,995
امروز با چه کسی قرار ملاقات خواهی داشت؟

561
00:23:35,436 --> 00:23:36,527
من؟

562
00:23:36,527 --> 00:23:37,642
نمی‌دانم.

563
00:23:39,380 --> 00:23:40,361
نمی‌دانم.

564
00:23:40,857 --> 00:23:42,379
او می‌گوید که نمی‌داند.

565
00:23:49,618 --> 00:23:51,734
می کیونگ،
راستی یه چیزی ازت می‌پرسم.

566
00:23:52,098 --> 00:23:56,395
وقتی همه با هم هستیم،

567
00:23:56,395 --> 00:24:00,593
ترجیح میدی باهات حرف نزنم یا بهت نزدیک نشم؟

568
00:24:02,114 --> 00:24:03,932
- حتماً ناراحت کننده‌ست.
- اون نیست.

569
00:24:04,229 --> 00:24:08,692
من کمی نگرانم
که همه ما را به عنوان یک زوج ببینند.

570
00:24:08,692 --> 00:24:10,708
وقتی مردم فرض می‌کنند که آنها زن و شوهر هستند، او احساس راحتی نمی‌کند .

571
00:24:10,708 --> 00:24:12,494
می‌دونی وقتی مردم سعی می‌کنن
ما دو تا رو تنها بذارن.

572
00:24:12,494 --> 00:24:15,403
این جور چیزا
باعث میشه احساس راحتی نکنم.

573
00:24:15,403 --> 00:24:17,320
چون می کیونگ مطمئن نیست.

574
00:24:17,320 --> 00:24:19,205
سانگ چول،
تو جایی نمیری، درسته؟

575
00:24:19,205 --> 00:24:22,081
خدای من، چه بویی!

576
00:24:22,411 --> 00:24:24,692
- کجا؟
- تو جایی نمیری، درسته؟

577
00:24:29,750 --> 00:24:31,105
این باعث میشه اوضاع ناجور بشه.

578
00:24:31,105 --> 00:24:32,858
هر دو احساس ناخوشایندی خواهند داشت.

579
00:24:32,858 --> 00:24:34,246
انگار خیلی نا راحت شدی.

580
00:24:34,246 --> 00:24:36,329
شما بچه ها می توانید گفتگوی خوبی داشته باشید.

581
00:24:36,329 --> 00:24:37,321
اینطور نباش.

582
00:24:37,321 --> 00:24:41,320
وقتی همه ما را تنها می‌گذارند، احساس ناراحتی می‌کنم .

583
00:24:41,320 --> 00:24:42,213
من متوجه هستم.

584
00:24:43,866 --> 00:24:45,155
منظورت چیه که میفهمی؟

585
00:24:47,303 --> 00:24:49,717
نباید کاری کنم که تو رو اذیت کنه.

586
00:24:55,073 --> 00:24:56,990
اون تِئوکبوکی هم خوب بود.

587
00:24:59,337 --> 00:25:00,634
خدای من. دوباره داره این کارو می‌کنه.

588
00:25:01,254 --> 00:25:03,502
او برای او پا پیش می‌گذارد.

589
00:25:03,502 --> 00:25:06,312
فکر کنم امروز
بلیط‌های سوپر دیت...

590
00:25:10,081 --> 00:25:12,494
حتی اگر من آنجا نشسته بودم، او می‌توانست با او صحبت کند ،

591
00:25:12,494 --> 00:25:14,213
اما اگر من آنجا نباشم، او احساس راحتی بیشتری خواهد کرد .

592
00:25:14,213 --> 00:25:15,568
همین امر در مورد مردانی که به او نزدیک می‌شوند نیز صدق می‌کند.

593
00:25:15,568 --> 00:25:20,064
بنابراین، برای اینکه به او کمی فضا بدهیم...

594
00:25:20,064 --> 00:25:21,816
من تمام تلاشم را کردم.

595
00:25:21,816 --> 00:25:25,485
فکر کردم که او باید
تمام گزینه‌هایش را بررسی کند...

596
00:25:27,370 --> 00:25:33,287
اگر می‌خواستم که او
تمام توجهش را به من اختصاص دهد.

597
00:25:34,246 --> 00:25:35,965
این چیزیه که تو فکر می‌کنی،

598
00:25:35,965 --> 00:25:37,817
اما او اینطور فکر نمی‌کند.

599
00:25:37,817 --> 00:25:39,602
داره میگه که احساس ناراحتی میکنه.

600
00:25:43,965 --> 00:25:45,505
- نه. این یکی رو بذار زیر.
- پس این یکی چیه؟

601
00:25:45,530 --> 00:25:48,337
(مردی به درون شکافی
که یانگ سیک ایجاد کرده است، می‌رود.)

602
00:25:48,362 --> 00:25:49,485
چی داری میپزی؟

603
00:25:49,485 --> 00:25:50,874
- تو...
- این یه املته.

604
00:25:50,874 --> 00:25:53,750
- املت؟
- یونگ جا دلش می‌خواست.

605
00:25:55,832 --> 00:25:56,660
این نوع چیزها؟

606
00:25:56,660 --> 00:25:58,213
آیا اغلب در خانه آشپزی می‌کنید؟

607
00:25:58,213 --> 00:25:59,337
آیا اغلب در خانه آشپزی می‌کنید؟

608
00:25:59,337 --> 00:26:01,519
من زیاد آشپزی نمی‌کنم،

609
00:26:01,519 --> 00:26:02,940
- اصلاً آشپزی می‌کنی؟
- اما من...

610
00:26:03,602 --> 00:26:04,460
خدای من.

611
00:26:07,172 --> 00:26:08,427
(برای سومین بار به او نزدیک می‌شود)

612
00:26:08,427 --> 00:26:09,915
- مزه‌اش خوبه؟ خوبه؟
- برای بار سوم؟

613
00:26:09,915 --> 00:26:11,217
بهش علاقه داره.

614
00:26:11,866 --> 00:26:13,122
این را امتحان کنید.

615
00:26:15,072 --> 00:26:15,998
ببینید آیا به درستی چاشنی زده شده است یا خیر.

616
00:26:15,998 --> 00:26:16,956
یه کم ...

617
00:26:19,172 --> 00:26:20,692
(برای چهارمین بار نزدیک می‌شود)

618
00:26:20,692 --> 00:26:22,279
مدام او را چک می‌کند.

619
00:26:22,769 --> 00:26:24,428
مگه نمیگی داره ارتباط برقرار میکنه؟

620
00:26:24,997 --> 00:26:25,752
نه فقط نزدیک شدن.

621
00:26:25,777 --> 00:26:28,163
او فقط به او نزدیک نمی‌شود.
او در حال برقراری ارتباط است!

622
00:26:28,560 --> 00:26:30,741
می‌خواستم درباره‌اش بیشتر بدانم.

623
00:26:30,741 --> 00:26:34,874
ما همسن هستیم،

624
00:26:34,874 --> 00:26:39,072
و اینکه چطور اینقدر نرم
و دوستانه صحبت می کند...

625
00:26:39,072 --> 00:26:40,792
جذاب به نظر می‌رسید.

626
00:26:40,792 --> 00:26:44,858
بنابراین، می‌خواستم با او صحبت کنم
و او را بشناسم.

627
00:26:49,254 --> 00:26:52,262
(در همین حال، اینجا مردی است
که آماده بیرون رفتن می‌شود.)

628
00:26:52,659 --> 00:26:53,672
باشه. دختر ناز ما.

629
00:26:53,982 --> 00:26:54,907
داره چیکار می‌کنه؟

630
00:26:55,436 --> 00:26:57,081
عالیه. داره
پیراهنش رو اتو می‌کنه!

631
00:26:57,717 --> 00:27:02,775
(او با دقت یک پیراهن سفید را اتو می‌کند.)

632
00:27:02,775 --> 00:27:07,073
(و با کمی عطر آن را تمام می‌کند .)

633
00:27:08,362 --> 00:27:09,816
آیا امروز بیرون هوا سرد خواهد بود؟

634
00:27:09,816 --> 00:27:11,410
اگه پالتو بپوشم از سرما یخ میزنم ، درسته؟

635
00:27:12,230 --> 00:27:14,675
می‌توانید لباس گرم بپوشید،
اما بهتر است کت بپوشید.

636
00:27:14,675 --> 00:27:17,353
درسته. داشتم سعی می‌کردم بگم
که امروز باید کت بپوشم...

637
00:27:17,353 --> 00:27:19,039
به جای یک ژاکت پف‌دار،
چون روز مهمی است.

638
00:27:19,039 --> 00:27:20,079
- یه روز مهم؟
- یه روز مهم؟

639
00:27:21,022 --> 00:27:23,469
- امروز حتماً کت بپوش.
- دارمش. ممنون.

640
00:27:24,659 --> 00:27:27,171
(چرا یانگ سو
قاطعانه آن را یک روز مهم نامید؟)

641
00:27:27,667 --> 00:27:28,725
خواهم پرسید...

642
00:27:31,965 --> 00:27:33,117
برای صحبت با یانگ جی...

643
00:27:33,981 --> 00:27:38,345
و می‌خواهم به او بگویم
که دارم سعی می‌کنم از شرش خلاص شوم.

644
00:27:38,643 --> 00:27:39,734
«می‌خواهم از تو دست بکشم.»

645
00:27:39,734 --> 00:27:40,693
می‌خوای بذاری یانگ جا بره؟

646
00:27:40,693 --> 00:27:42,047
خواستم منطقی فکر کنم...

647
00:27:42,047 --> 00:27:44,269
از آنجایی که تمام مدت از قلبم پیروی کرده‌ام .

648
00:27:44,791 --> 00:27:46,708
در حالی که من همه آهنگ ها را می خواندم،

649
00:27:46,708 --> 00:27:49,817
و ذهنم را از همه چیز خالی کردم،

650
00:27:50,874 --> 00:27:52,693
و من روشن‌فکر شدم.

651
00:27:52,693 --> 00:27:54,907
دل سوزانم خنک شد.

652
00:27:55,502 --> 00:27:57,453
داره از یانگ جا میره.

653
00:27:57,453 --> 00:28:01,618
یه جورایی خنده‌داره که بهش بگیم
از یونگ جا گذشتیم.

654
00:28:01,618 --> 00:28:04,460
- اون فقط داره از یانگ جا ناامید میشه.
- یانگ جا هیچوقت بهش علاقه ای نداشت.

655
00:28:04,460 --> 00:28:06,411
به هر حال، او از یانگ جا جدا شده است.

656
00:28:07,073 --> 00:28:07,998
بیایید ادامه دهیم.

657
00:28:07,998 --> 00:28:10,113
(یونگ سو مخفیانه تصمیم گرفت
از یانگ جا جدا شود.)

658
00:28:13,817 --> 00:28:16,197
یانگ جا، باید باهات حرف بزنم.

659
00:28:16,758 --> 00:28:17,618
- من؟
- بله.

660
00:28:17,948 --> 00:28:19,304
یه مدت گذشته، یانگ سو.

661
00:28:19,800 --> 00:28:21,552
یه روز گذشته، نه؟ باید حرف بزنیم.

662
00:28:21,552 --> 00:28:23,006
می‌خواستم مسواک بزنم.

663
00:28:23,006 --> 00:28:24,494
دندوناتو مسواک بزن.
من از دهانشویه استفاده می‌کنم.

664
00:28:24,494 --> 00:28:25,353
- باید؟
- بله.

665
00:28:26,167 --> 00:28:27,917
چرا باید مسواک بزنید
و از دهانشویه استفاده کنید؟

666
00:28:28,857 --> 00:28:30,365
- اینجوری نباش!
- آدم هیچ‌وقت نمی‌فهمه چی به چیه.

667
00:28:31,006 --> 00:28:32,494
-ساکت، لطفا!
-چرا باید این کار رو بکنی؟

668
00:28:32,494 --> 00:28:34,477
این از آن نوع نمایش‌ها نیست.

669
00:28:34,477 --> 00:28:35,536
رفتن به جایی بدون دوربین؟

670
00:28:36,196 --> 00:28:38,511
مشتاقم بشنوم چی میگه.
- بشین.

671
00:28:39,568 --> 00:28:40,494
همین الان،

672
00:28:41,982 --> 00:28:45,255
در حالی که تو به طبقه بالا رفتی،

673
00:28:47,734 --> 00:28:49,023
کمی در موردش فکر کردم.

674
00:28:49,420 --> 00:28:51,039
وقتی من طبقه بالا بودم، داشتی فکر می‌کردی؟

675
00:28:51,039 --> 00:28:52,527
داشتم سریع فکر می‌کردم.

676
00:28:52,527 --> 00:28:53,717
- واقعاً؟
- من تعجب می‌کنم که او چه می‌گفت.

677
00:28:54,543 --> 00:28:56,626
آیا او می‌گفت: «من تو را رها می‌کنم؟»

678
00:28:56,626 --> 00:28:59,204
خواهش می‌کنم. این بدترین حالت ممکن است! این حرف را نزن!

679
00:28:59,204 --> 00:29:00,262
اینقدر دور نرو.

680
00:29:00,262 --> 00:29:02,279
- خیلی کنجکاوم!
- فقط بهش بگو که داری میری دنبال کارت.

681
00:29:03,899 --> 00:29:07,271
من نمی‌توانستم تصمیم بگیرم،
اما حالا تصمیمم را گرفته‌ام.

682
00:29:11,238 --> 00:29:16,725
- من واقعاً ازت خوشم میاد
- چی؟

683
00:29:18,775 --> 00:29:20,229
(این یک چرخش بسیار غیرمنتظره است.)

684
00:29:20,229 --> 00:29:21,320
«واقعاً ازت خوشم میاد؟»

685
00:29:21,850 --> 00:29:23,899
فکر کردم رفت.
چرا یهویی اون حرفو زد؟

686
00:29:24,428 --> 00:29:25,287
بنابراین،

687
00:29:28,098 --> 00:29:29,420
نمی‌دانم باید چه کار کنم.

688
00:29:29,420 --> 00:29:30,557
نمی‌تونم درست فکر کنم.

689
00:29:40,098 --> 00:29:41,477
اولین چیزی که گفتم این بود که،

690
00:29:42,775 --> 00:29:44,725
«من واقعاً از تو خوشم می‌آید.»

691
00:29:46,312 --> 00:29:48,494
از آنجا بود که همه چیز شروع شد.

692
00:29:48,956 --> 00:29:50,179
گفت: «من خیلی دوستت دارم؟»

693
00:29:50,180 --> 00:29:51,403
از ناکجاآباد پیدایش شد.

694
00:29:51,404 --> 00:29:53,389
ته دلم خیلی ذوق داشتم که بهش بگم...

695
00:29:53,390 --> 00:29:55,275
که نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

696
00:29:57,096 --> 00:29:58,518
خودم هم حال خودم را نمی‌فهمم.

697
00:30:00,438 --> 00:30:02,091
- فکر کنم من یونگ جا رو خیلی دوست دارم.
- چی؟

698
00:30:02,523 --> 00:30:03,547
مگه ازش نگذشته بودی؟

699
00:30:04,211 --> 00:30:05,599
نمی‌تونم خودمو کنترل کنم.

700
00:30:07,221 --> 00:30:08,941
اما امیدوارم...

701
00:30:10,167 --> 00:30:12,681
تو پیش من خواهی آمد.

702
00:30:12,681 --> 00:30:17,710
(اما امیدوارم که به من سر بزنی.)

703
00:30:19,234 --> 00:30:21,483
می‌خواستم داستان را از زبان خودت بشنوم،

704
00:30:22,212 --> 00:30:24,362
اما صحبت کردن در مورد این ...

705
00:30:24,860 --> 00:30:27,042
باعث شد نخوام به حرفت گوش بدم.

706
00:30:27,374 --> 00:30:28,398
نمی‌خواهم بشنوم.

707
00:30:28,400 --> 00:30:29,788
این وحشتناک است.

708
00:30:30,948 --> 00:30:33,031
چه اشکالی دارد؟

709
00:30:33,529 --> 00:30:34,984
من فقط خیلی عصبانیم!

710
00:30:36,077 --> 00:30:39,285
به هر حال، آرزوی من برای امروز این است که ...

711
00:30:40,412 --> 00:30:42,960
تا بعد از برنده شدن در یک قرار فوق‌العاده، تو را انتخاب کنند .

712
00:30:42,961 --> 00:30:45,043
از برنده نشدنش ناراحت خواهم شد.

713
00:30:45,111 --> 00:30:48,154
اگر در یک قرار ملاقات معمولی برنده شوم،

714
00:30:48,420 --> 00:30:50,701
مخفیانه دعا خواهم کرد...

715
00:30:51,365 --> 00:30:53,680
قراره با تو ازش لذت ببرم...

716
00:30:53,681 --> 00:30:56,361
همانطور که من هر آنچه را که باید انتخاب کنم.

717
00:30:56,361 --> 00:30:57,618
- واقعاً؟
- بله.

718
00:31:01,193 --> 00:31:03,210
احساس کردم خیلی بی قراره...

719
00:31:04,237 --> 00:31:07,843
بعد از اولین قرارمون...

720
00:31:08,374 --> 00:31:10,589
که از او دوری کردم.

721
00:31:11,286 --> 00:31:15,686
اما خوشبختانه، به نظر می‌رسید...

722
00:31:16,812 --> 00:31:20,120
انگار داشت گزینه‌هایش را
از فردای آن روز بررسی می‌کرد.

723
00:31:20,584 --> 00:31:22,403
با دیدنش احساس آرامش کردم.

724
00:31:23,132 --> 00:31:25,778
سپس، پس از تفکر فراوان،

725
00:31:27,301 --> 00:31:30,940
او به من گفت که احساساتش نسبت به من
حتی بیشتر شده است.

726
00:31:31,835 --> 00:31:33,919
گفت که عمیقاً عاشق من شده،

727
00:31:34,978 --> 00:31:37,889
که من از آن قدردانی کردم اما احساس بدی نسبت به آن داشتم.

728
00:31:39,082 --> 00:31:40,007
همین و بس.

729
00:31:41,399 --> 00:31:42,589
او (مونث) خیلی تحت تاثیر قرار گرفته است.

730
00:31:42,590 --> 00:31:44,343
او از آن قدردانی می‌کند اما برای او احساس بدی دارد.

731
00:31:44,343 --> 00:31:46,526
- خیلی خسته‌ست.
- آره، خیلی سنگینه. حتماً خیلی سنگینه.

732
00:31:48,413 --> 00:31:50,960
آیا هیون سوک نفر بعدی در لیست شماست؟

733
00:31:50,961 --> 00:31:51,787
بله،

734
00:31:52,186 --> 00:31:53,475
- اما...
- اما چی؟

735
00:31:53,476 --> 00:31:54,601
خیلی کنجکاو بودم در موردش...

736
00:31:54,602 --> 00:31:56,817
که من قبلاً مدام با او صحبت می‌کردم.

737
00:31:56,818 --> 00:31:58,406
آره، خیلی باهاش ​​حرف زدی.

738
00:31:59,268 --> 00:32:01,649
اما یهویی دیگه در مورد هیون سوک کنجکاو نشدم
...

739
00:32:01,915 --> 00:32:03,667
حالا که اینجا کنارت نشسته‌ام.

740
00:32:05,720 --> 00:32:06,744
خدای من!

741
00:32:07,010 --> 00:32:09,061
او فکر می‌کرد...

742
00:32:09,062 --> 00:32:13,826
او اینجا بود تا همه چیز را با یانگ جا تمام کند،

743
00:32:13,827 --> 00:32:17,633
فقط برای اینکه ذهنش را به دنبال کردن او معطوف کند.

744
00:32:17,634 --> 00:32:19,882
- اگه متقابل باشه مهم نیست.
- باشه.

745
00:32:20,975 --> 00:32:23,621
من خیلی عصبانی هستم.

746
00:32:23,622 --> 00:32:25,474
هیچ چیز مطابق میل من پیش نمی‌رود.

747
00:32:25,740 --> 00:32:27,890
- من تمام عمرم همه کار رو به روش خودم انجام دادم.
- درسته.

748
00:32:27,891 --> 00:32:29,313
تو همیشه هر کاری دلت بخواد انجام میدی.

749
00:32:29,313 --> 00:32:31,729
از اینکه می‌بینم اوضاع بر وفق مرادم نیست، ناراحت می‌شوم.

750
00:32:31,730 --> 00:32:35,170
هر وقت اوضاع مطابق میل من پیش نمی‌رفت، از آن فرار می‌کردم ،

751
00:32:35,734 --> 00:32:37,023
اما الان نمی‌توانم این کار را بکنم.

752
00:32:37,289 --> 00:32:38,943
به خودم قسم خوردم...

753
00:32:38,944 --> 00:32:40,464
من تو رو انتخاب نمی‌کردم.
- واقعاً؟

754
00:32:40,730 --> 00:32:41,987
-
اما من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

755
00:32:42,583 --> 00:32:43,972
او همچنان او را تعقیب خواهد کرد.

756
00:32:43,973 --> 00:32:46,222
او باید کارهای بیشتری انجام دهد. این تازه اول راه است.

757
00:32:46,223 --> 00:32:48,208
او باید قلب یانگ جا را به دست بیاورد.

758
00:32:49,698 --> 00:32:54,098
(جایی که پادشاه سورو، اولین پادشاه
گومگوان گایا، به خاک سپرده شد)

759
00:32:54,099 --> 00:32:57,076
- کدام پادشاه اینجا دفن شده است؟
- پادشاه سورو.

760
00:32:57,772 --> 00:32:58,665
شاه سورو!

761
00:32:59,030 --> 00:33:00,153
از گومگوان گایا.

762
00:33:05,152 --> 00:33:09,518
(در کنار آرامگاه سلطنتی پادشاه سورو،
که ۱۸۰۰ سال قدمت دارد)

763
00:33:09,519 --> 00:33:11,140
یه جای تاریخیه.

764
00:33:13,258 --> 00:33:15,044
وقتشه تاریخ‌هاتون رو انتخاب کنید...

765
00:33:15,674 --> 00:33:16,997
در سولو لند ۲۵.

766
00:33:17,594 --> 00:33:18,455
وقت انتخاب است!

767
00:33:18,455 --> 00:33:20,074
الان تاریخ‌ها رو انتخاب می‌کنی.

768
00:33:23,781 --> 00:33:25,204
بله، با هم قرار بگذارید!

769
00:33:25,502 --> 00:33:29,042
- برای قرارهای امروز،
- چه کسی انتخاب خواهد کرد؟

770
00:33:29,440 --> 00:33:31,061
مردان انتخاب خواهند کرد.

771
00:33:31,426 --> 00:33:32,351
بفرمایید!

772
00:33:32,519 --> 00:33:33,907
او ناامید شده است.

773
00:33:34,206 --> 00:33:35,628
مردان انتخاب خواهند کرد.

774
00:33:36,687 --> 00:33:38,473
(مردها شروع به لبخند زدن می‌کنند.)

775
00:33:38,474 --> 00:33:39,631
ببین داره پوزخند میزنه!

776
00:33:39,930 --> 00:33:42,940
- می کیونگ...
- اون خیلی خوشحاله!

777
00:33:45,258 --> 00:33:46,480
یانگ چول دچار تناقض است.

778
00:33:47,210 --> 00:33:48,235
او گزینه‌های زیادی دارد.

779
00:33:50,188 --> 00:33:52,206
(ما از مراجع ذیصلاح اجازه فیلمبرداری دریافت کردیم .)

780
00:33:53,133 --> 00:33:57,038
(مردان
در کنار مقبره سلطنتی پادشاه سورو ایستاده‌اند...)

781
00:33:57,204 --> 00:34:01,571
(در حالی که زنان رو
به دیوار ایستاده‌اند.)

782
00:34:01,638 --> 00:34:03,754
من عاشق تاریخ کره هستم،

783
00:34:04,087 --> 00:34:05,905
پس برای من خیلی معنی داره...

784
00:34:05,906 --> 00:34:07,858
که ما وارد مقبره سلطنتی می‌شویم.

785
00:34:09,315 --> 00:34:10,240
یانگ سوک.

786
00:34:12,888 --> 00:34:16,262
- از الان شروع شده؟
- امیدوارم یه قرار ملاقات داشته باشه...

787
00:34:16,264 --> 00:34:17,553
و امروز بیرون بروید.

788
00:34:17,720 --> 00:34:20,896
(یانگ سوک، متولد ۱۹۹۳،
بازاریاب دیجیتال)

789
00:34:22,981 --> 00:34:24,370
او (مونث) ناامید است.

790
00:34:24,999 --> 00:34:26,919
(در آخرین ایستگاه زندگی
برای مردی که کشوری را ساخت)

791
00:34:26,920 --> 00:34:28,043
قبر خیلی انرژی میده!

792
00:34:28,474 --> 00:34:30,492
او کنار مقبره پادشاه ایستاده است.

793
00:34:30,493 --> 00:34:33,834
اگه فکر می‌کنی یانگ سوک همونیه که...

794
00:34:33,835 --> 00:34:35,488
باهاش ​​عکس بگیر.

795
00:34:37,740 --> 00:34:40,883
- ما امیدواریم...
- بله، ما امیدواریم.

796
00:34:40,883 --> 00:34:42,967
- حداقل یک مرد او را انتخاب می‌کند.
- دیگر خبری از وعده‌های غذایی تنهایی نیست.

797
00:34:43,266 --> 00:34:46,872
من یانگ چول رو انتخاب می‌کنم.

798
00:34:47,502 --> 00:34:50,016
یونگ سیک و سانگ چول...

799
00:34:50,612 --> 00:34:54,549
وقتی از احساساتشان به من گفتند، لحنشان قاطع بود ،

800
00:34:54,550 --> 00:34:57,461
بنابراین دوست دارم با یانگ چول صحبت کنم،
که هنوز با او صحبت نکرده‌ام.

801
00:34:59,216 --> 00:35:00,969
یانگ چول هم خیلی چیزها در ذهنش دارد.

802
00:35:06,132 --> 00:35:08,149
سانگ چول و یونگ سیک خیلی سرسخت به نظر می‌رسند.

803
00:35:09,971 --> 00:35:12,222
هر کسی که فکر می‌کنه یانگ سوک
مناسبه...

804
00:35:12,223 --> 00:35:13,808
می‌تواند کنار مقبره با او عکس بگیرد.

805
00:35:17,945 --> 00:35:19,202
- باشه.
- خواهش می‌کنم!

806
00:35:22,876 --> 00:35:23,969
هیچ‌کس نیست.

807
00:35:23,970 --> 00:35:26,614
داره میزنه زیر گریه!

808
00:35:26,615 --> 00:35:28,467
گریه نکن! این خیلی تاسف‌باره.

809
00:35:33,068 --> 00:35:36,773
با خودم فکر کردم: «چقدر افسانه‌ای می‌شود...»

810
00:35:37,204 --> 00:35:38,195
«که دوباره قرار ملاقات نگذارم؟»

811
00:35:38,196 --> 00:35:41,372
- هرچند خیلی ناز و دوست داشتنیه!
- چطور به زندگیم برگردم؟

812
00:35:42,234 --> 00:35:44,780
هر چقدر هم که این خبر غم انگیز بود،

813
00:35:45,974 --> 00:35:47,428
من تمام تلاشم را کردم...

814
00:35:47,429 --> 00:35:51,631
نه اینکه به این فکر کنم که چقدر غم انگیز بود.

815
00:35:52,790 --> 00:35:55,569
نمیخواستم نشون بدم...

816
00:35:55,701 --> 00:35:57,455
چقدر دلسرد شده بودم.

817
00:35:57,456 --> 00:35:58,546
خوش به حالش!

818
00:36:05,232 --> 00:36:06,555
(یانگ سوک، تنها در کنار مقبره سلطنتی)

819
00:36:06,556 --> 00:36:08,573
که در تاریخ ثبت خواهد شد.

820
00:36:10,361 --> 00:36:13,504
(سان جا، متولد ۱۹۹۱،
مربی کارمندی C Lifecare)

821
00:36:13,505 --> 00:36:15,126
می‌توانیم از نقش او بگذریم.

822
00:36:15,127 --> 00:36:16,747
- من سانگ چول رو دوست دارم.
- البته.

823
00:36:17,145 --> 00:36:19,592
من تصمیمم را گرفته‌ام.
او انتخاب اول من است.

824
00:36:19,859 --> 00:36:20,916
من چاره دیگری ندارم.

825
00:36:22,671 --> 00:36:26,840
کسی که بتواند به راحتی او را از او بدزدد،
آنجا نیست.

826
00:36:26,841 --> 00:36:27,766
درست است.

827
00:36:27,834 --> 00:36:30,347
او قبلاً پایش را رو کرده است.

828
00:36:31,937 --> 00:36:34,451
اگه فکر می‌کنی سان جا همونیه که...

829
00:36:34,452 --> 00:36:36,039
باهاش ​​عکس بگیر.

830
00:36:39,349 --> 00:36:40,936
او فوراً می‌رود.

831
00:36:41,566 --> 00:36:45,536
این بدون شک زوج امن ما
در فصل ۲۵ است.

832
00:36:45,901 --> 00:36:48,150
- فقط باید ادامه‌اش بدن.
- دقیقاً.

833
00:36:50,335 --> 00:36:51,757
می‌خواهی کدام طرف بایستی؟

834
00:36:52,056 --> 00:36:53,080
فرقی نمی کند.

835
00:36:55,596 --> 00:36:58,507
(سانگ چول، سون جا را انتخاب کرد.)

836
00:36:58,972 --> 00:37:02,016
هر وقت با او هستم، احساس آرامش درونی می‌کنم،

837
00:37:02,380 --> 00:37:03,669
پس دلم می‌خواد بیشتر باهاش ​​باشم.

838
00:37:05,160 --> 00:37:06,416
زیادی رسمی به نظر نمی‌رسیم؟

839
00:37:06,417 --> 00:37:08,005
دیگر چگونه باید بایستیم؟

840
00:37:08,700 --> 00:37:09,923
می‌خوای بازوهاتو به هم وصل کنی؟

841
00:37:09,925 --> 00:37:11,248
به این زودی؟

842
00:37:11,977 --> 00:37:13,961
- باید این کار را بکنیم؟
- حتماً.

843
00:37:14,591 --> 00:37:17,767
آیا این عکسی خواهد بود که دوباره به آن نگاه کنیم؟ ...

844
00:37:17,834 --> 00:37:19,851
قبل از عروسیشون؟

845
00:37:20,845 --> 00:37:21,903
یانگ جا.

846
00:37:22,301 --> 00:37:24,186
حتماً خیلی فکرش مشغوله.

847
00:37:24,419 --> 00:37:26,105
یانگ جا محکوم به فناست!

848
00:37:26,106 --> 00:37:28,123
دختر بیچاره
- خیلی کار داره!

849
00:37:29,614 --> 00:37:30,606
یانگ چول.

850
00:37:30,971 --> 00:37:31,863
یانگ چول؟

851
00:37:32,460 --> 00:37:34,940
دیگه نمی‌تونم سانگ چول رو انتخاب کنم.

852
00:37:34,941 --> 00:37:36,132
دیگه نمیتونه انتخابش کنه

853
00:37:37,159 --> 00:37:39,938
اما یه نفر دیگه تو رو میخواد.

854
00:37:39,938 --> 00:37:41,029
- یونگ سو.
- یونگ سو.

855
00:37:41,195 --> 00:37:42,385
من او را نمی‌خواهم...

856
00:37:43,579 --> 00:37:45,165
تا به ایده نادرستی برسند.

857
00:37:48,740 --> 00:37:50,594
اگر او او را انتخاب کند، باید امروز با او روبرو شود .

858
00:37:50,595 --> 00:37:51,883
- اون باید!
- این...

859
00:37:55,127 --> 00:37:58,105
اگه فکر می‌کنی یانگ جا همونیه که...

860
00:37:58,106 --> 00:37:59,528
باهاش ​​عکس بگیر.

861
00:38:04,756 --> 00:38:08,892
(همانطور که گفته شد،
یانگ سو، یانگ جا را انتخاب کرده است.)

862
00:38:12,103 --> 00:38:13,194
او اینجاست. (او می‌آید.)

863
00:38:14,220 --> 00:38:15,245
چشمام رو نمیبینی، درسته؟

864
00:38:15,380 --> 00:38:18,091
- عینک آفتابی برای همینه؟
- بله، برای اینکه چشمام رو بپوشونم.

865
00:38:20,441 --> 00:38:22,327
من از کنار می‌بینمشون.
- واقعاً؟

866
00:38:24,446 --> 00:38:25,239
پنیر.

867
00:38:26,431 --> 00:38:28,283
همانطور که هه نا گفت،

868
00:38:28,747 --> 00:38:31,724
یانگ جا باید در این تاریخ همه چیز را روشن کند.

869
00:38:31,725 --> 00:38:32,717
درست است.

870
00:38:36,193 --> 00:38:37,979
چه فصل جالبی.

871
00:38:37,979 --> 00:38:39,137
زود درست میشه. (or: زود درست میشه.)

872
00:38:39,138 --> 00:38:41,387
- آیا یونگ هو او را انتخاب خواهد کرد؟
- آیا او انتخاب خواهد کرد؟

873
00:38:41,388 --> 00:38:43,008
- یا یونگ چول؟
- یا کوانگ سو!

874
00:38:43,209 --> 00:38:44,366
یانگ چول.

875
00:38:44,697 --> 00:38:46,350
یانگ چول محبوب است.

876
00:38:46,351 --> 00:38:48,932
- آیا او انتخاب اول شماست؟
- نه.

877
00:38:49,166 --> 00:38:51,447
- انتخاب اصلی شما کیست؟
- یانگ هو.

878
00:38:53,928 --> 00:38:57,467
اما یانگ هو باید شانسی داشته باشد...

879
00:38:57,931 --> 00:39:01,537
تا گزینه‌های دیگر را بررسی کنم، و من هم باید همینطور باشم.

880
00:39:01,538 --> 00:39:02,993
(او فکر می‌کند
یانگ هو باید به اکتشاف بپردازد.)

881
00:39:03,788 --> 00:39:06,700
اگر فکر می‌کنید «اوکی سون» همان کسی است که...

882
00:39:06,701 --> 00:39:08,155
باهاش ​​عکس بگیر.

883
00:39:12,889 --> 00:39:14,708
یونگ چول، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

884
00:39:14,709 --> 00:39:16,064
ما می‌دانیم که هیون سوک انتخاب اول شماست.

885
00:39:16,992 --> 00:39:18,050
(یونگ هو عاشق می کیونگ بود.)

886
00:39:18,051 --> 00:39:20,796
به نظر می‌رسید یونگ هو
امروز صبح به می کیونگ علاقه‌مند شده است.

887
00:39:23,014 --> 00:39:26,024
- چی؟
- بله، کوانگ سو!

888
00:39:26,025 --> 00:39:26,885
کی تازه از اونجا رد شده؟

889
00:39:31,717 --> 00:39:33,867
او مثل یک ماشین برقی است.

890
00:39:33,868 --> 00:39:35,290
نمی‌دانی کی شروع می‌کند،

891
00:39:35,291 --> 00:39:36,482
و او همچنین هنگام حرکت ساکت است.

892
00:39:36,483 --> 00:39:38,003
حق با شماست.

893
00:39:41,843 --> 00:39:43,298
باشه، زود.

894
00:39:43,862 --> 00:39:45,349
- باشه به زودی؟
- بله.

895
00:39:46,716 --> 00:39:49,036
احساس می‌کنم که با هم جور شدیم.

896
00:39:51,013 --> 00:39:54,021
به این فکر می‌کنم که
دختر کوچک‌تر خیالی‌ام چه می‌گوید.

897
00:39:55,310 --> 00:39:57,658
اوکی سون مکالمه را ادامه داد.

898
00:39:57,658 --> 00:39:59,178
- قطعاً.
- درسته.

899
00:39:59,575 --> 00:40:02,352
صحبت کردن با شما لذت بخشه...

900
00:40:02,352 --> 00:40:03,873
یک به یک.

901
00:40:06,814 --> 00:40:12,997
دوست دارم در طول روز با او صحبت کنم.

902
00:40:12,997 --> 00:40:14,847
او فکر می‌کند که...

903
00:40:14,847 --> 00:40:18,154
اوکی سون می‌توانست
عجیب و غریب بودن او را بپذیرد.

904
00:40:18,154 --> 00:40:21,625
(اما درست همانطور که آن دو
داشتند به هم سلام می‌کردند...)

905
00:40:21,625 --> 00:40:23,046
اگر او به اینجا بیاید...

906
00:40:24,170 --> 00:40:24,997
چی؟

907
00:40:26,782 --> 00:40:28,369
- یونگ چول؟
- داره دنبالش میره؟

908
00:40:30,881 --> 00:40:32,336
- خدای من!
- خدای من!

909
00:40:32,336 --> 00:40:33,492
داره میره. - داره
میره. - اونجاست.

910
00:40:33,492 --> 00:40:34,749
او در حال حاضر محبوب‌ترین است.

911
00:40:35,212 --> 00:40:38,550
محبوب‌ترین پسرهای این فصل
به Ok Soon می‌روند.

912
00:40:41,922 --> 00:40:43,840
فکر کنم دیگه نمی‌تونم از حرفم برگردم.

913
00:40:43,840 --> 00:40:45,988
- چی؟
- من باید همونطور که تو مصاحبه گفتم عمل کنم.

914
00:40:45,988 --> 00:40:48,170
چرا باید به این موضوع اشاره می‌کرد؟

915
00:40:48,170 --> 00:40:49,955
- درسته.
- پس نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.

916
00:40:49,955 --> 00:40:50,980
بله، شما نمی‌توانید.

917
00:40:50,980 --> 00:40:53,790
(یونگ چول
در حالی که چیزی مبهم می‌گوید، گزینه‌ی «اوکی سون» را انتخاب می‌کند.)

918
00:40:54,055 --> 00:40:55,806
بیشتر جذب چه کسی میشی؟

919
00:40:56,137 --> 00:40:58,319
میشه قبل از اینکه جواب بدی یه سوال ازت بپرسم؟

920
00:40:58,815 --> 00:41:00,303
آیا این کسی است که می‌خواهم
امروز با او قرار بگذارم،

921
00:41:00,303 --> 00:41:02,088
یا اینکه الان بیشتر جذب چه کسی می‌شوم؟

922
00:41:02,451 --> 00:41:05,261
- بیشتر جذب کی میشی؟
- اون هیون سوکه.

923
00:41:05,261 --> 00:41:07,806
من بیشتر از همه جذب هیون سوک میشم.

924
00:41:08,435 --> 00:41:11,939
اما من امروز می‌خواهم با کس دیگری بروم.
می‌توانم بگویم چه کسی؟

925
00:41:11,939 --> 00:41:13,096
- باشه، زود، نه؟
- بله.

926
00:41:13,096 --> 00:41:14,054
زود درست میشه. (or: زود درست میشه.)

927
00:41:15,179 --> 00:41:17,360
خب، اما مسئله این است که...

928
00:41:18,914 --> 00:41:21,030
اگر قرار باشد انتخاب کنیم، من هیون سوک را انتخاب می‌کنم .

929
00:41:23,046 --> 00:41:24,864
اما من می‌خواهم با اوکی سون بروم.

930
00:41:24,864 --> 00:41:26,252
- پس زود درست میشه.
- هست.

931
00:41:28,422 --> 00:41:29,777
شما دو بار مصاحبه دادید؟

932
00:41:29,777 --> 00:41:31,001
نه، من یه بار این کارو کردم.

933
00:41:31,001 --> 00:41:33,513
گفتم امروز می‌خوام باهات بیام خواستگاری .

934
00:41:35,563 --> 00:41:36,620
نمی‌دانم.

935
00:41:41,348 --> 00:41:44,554
- دقیقاً چند به یک نیست.
- چی؟

936
00:41:44,554 --> 00:41:47,132
خیلی نسبت چند به یک نیست.

937
00:41:50,075 --> 00:41:51,530
(اوکی سون با یونگ چول و کوانگ سو)

938
00:41:51,530 --> 00:41:53,414
قرار ملاقات جالبی خواهد بود، نه؟

939
00:41:53,414 --> 00:41:54,240
مطمئناً.

940
00:41:57,513 --> 00:41:58,339
تعجب کردی؟

941
00:41:59,563 --> 00:42:01,116
دیگه نمیدونم به چی فکر کنم.

942
00:42:02,273 --> 00:42:04,521
فقط انجامش بده! خودت دیدی چی کار کردم.

943
00:42:06,009 --> 00:42:07,596
اون خیلی متظاهره.

944
00:42:08,588 --> 00:42:09,546
به هر حال...

945
00:42:11,199 --> 00:42:12,158
هیون سوک.

946
00:42:12,158 --> 00:42:15,298
(هیون سوک، متولد ۱۹۹۳،
کارمند رسمی کلاس ششم)

947
00:42:17,447 --> 00:42:19,959
فقط دو مرد باقی مانده‌اند.

948
00:42:30,769 --> 00:42:34,207
اگه فکر می‌کنی هیون سوک همونیه که...

949
00:42:34,207 --> 00:42:35,727
باهاش ​​عکس بگیر.

950
00:42:37,711 --> 00:42:40,554
اگه فکر می‌کنی هیون سوک به تو تعلق داره،
بیا جلو.

951
00:42:44,918 --> 00:42:48,158
«متاسفم، اما من به انتخاب خودم عمل می‌کنم.»

952
00:42:48,158 --> 00:42:50,670
یانگ سو فقط چشمانش را بسته است
چون علاقه‌ای ندارد.

953
00:42:51,133 --> 00:42:53,975
- مطمئنم بعضی‌هاشون متاسف هستن.
- بله، البته.

954
00:42:55,398 --> 00:42:58,537
فکر کنم هیون سوک هم منتظرشه
که باهاش ​​بیاد.

955
00:42:58,537 --> 00:43:00,124
- آره.
- اما کسی اینجا نیست.

956
00:43:00,686 --> 00:43:02,439
احساس می‌کردم خیلی طولانی شده است.

957
00:43:03,166 --> 00:43:06,967
اولین باری بود که
اصلاً رأی نیاوردم،

958
00:43:07,463 --> 00:43:09,215
بنابراین کاملاً تکان‌دهنده بود.

959
00:43:10,306 --> 00:43:13,050
فکر می‌کردم حداقل یک رأی می‌گیرم.

960
00:43:13,050 --> 00:43:13,943
دقیقاً.

961
00:43:14,174 --> 00:43:18,141
(هیون سوک از فصل ۲۵، تنها ایستاده)

962
00:43:21,579 --> 00:43:23,596
(نگاهی گذرا)

963
00:43:25,645 --> 00:43:27,397
حتماً به یانگ چول نگاه کرده بود.

964
00:43:27,397 --> 00:43:28,720
داره ناامیدیشو نشون میده.

965
00:43:31,398 --> 00:43:33,116
نگاه خیره اش...

966
00:43:33,116 --> 00:43:34,901
کمی ترسناک بود.

967
00:43:35,464 --> 00:43:37,182
می‌خواهم به انتخاب خودم برگردم.

968
00:43:38,042 --> 00:43:39,331
میشه فقط بهشون بگم؟

969
00:43:40,323 --> 00:43:41,910
نباید اینو میگفتم.

970
00:43:41,910 --> 00:43:43,463
- منظورش چیه؟
- اوه، بیخیال.

971
00:43:43,463 --> 00:43:44,455
اینو نگو.

972
00:43:44,455 --> 00:43:45,579
حالا دیگه نمیتونی ازش عقب بکشی.

973
00:43:51,331 --> 00:43:52,918
- می کیونگ.
- نوبت می کیونگه.

974
00:43:52,918 --> 00:43:56,224
(می کیونگ، متولد ۱۹۸۸،
طراح نمایشگاه در خارج از کشور)

975
00:44:00,389 --> 00:44:01,579
آن دو مرد به سراغ او خواهند رفت.

976
00:44:02,439 --> 00:44:03,331
بله، آنها این کار را خواهند کرد.

977
00:44:03,331 --> 00:44:07,364
(یونگ هو و یانگ سیک
آخرین افرادی هستند که منتظرند.)

978
00:44:07,993 --> 00:44:11,464
اگه فکر می‌کنی می کیونگ همونیه که...

979
00:44:11,464 --> 00:44:13,182
باهاش ​​عکس بگیر.

980
00:44:16,918 --> 00:44:19,463
(یونگ هو
به محض تمام شدن جمله به سمت او می‌رود.)

981
00:44:19,463 --> 00:44:21,381
از طرز راه رفتنش خوشم میاد.

982
00:44:31,066 --> 00:44:36,290
(یونگ هو اول کنار می کیونگ می‌ایستد.)

983
00:44:37,777 --> 00:44:38,802
زود درست میشه. (or: زود درست میشه.)

984
00:44:39,694 --> 00:44:40,521
چی؟

985
00:44:40,884 --> 00:44:41,678
باشه به زودی؟

986
00:44:42,505 --> 00:44:44,422
بودن در کنار او لذت بخش است.

987
00:44:45,149 --> 00:44:47,529
و لبخندش خیلی جذابه.

988
00:44:50,174 --> 00:44:52,587
او ساکت است و کلماتش را خوب ادا می‌کند.

989
00:44:52,587 --> 00:44:55,562
- چند تا جنبه ازش هست که من ازشون خوشم میاد.
- اون در مورد "اوکی سون" صحبت کرد، اما...

990
00:44:55,562 --> 00:44:57,083
قبل از اینکه سرزمین سولو را ترک کنیم،

991
00:44:57,083 --> 00:45:01,976
دوست دارم حداقل یه بار با می کیونگ قرار بذارم .

992
00:45:01,976 --> 00:45:03,530
او در عوض انتخاب متفاوتی کرد.

993
00:45:03,530 --> 00:45:09,149
و می‌خواستم ببینم که آیا احساساتم
نسبت به اوکی سون پابرجاست یا نه.

994
00:45:09,149 --> 00:45:12,455
در ضمن، من نمی‌خواستم چیزی را از خودم دور کنم...

995
00:45:12,455 --> 00:45:15,199
شانس او ​​برای ملاقات با مردان دیگر.

996
00:45:15,199 --> 00:45:17,645
فکر نمی‌کنم باید جلوی
این کار او را بگیرم.

997
00:45:17,645 --> 00:45:21,612
انگار
هنوز اتفاق خاصی بینمون نیفتاده.

998
00:45:21,612 --> 00:45:25,017
شاید این
یک ملاحظه‌ی غیرضروری به نظر برسد،

999
00:45:25,447 --> 00:45:27,992
اما این چیزیه که قلبم بهم میگه.

1000
00:45:29,083 --> 00:45:29,943
درست است.

1001
00:45:41,678 --> 00:45:44,422
(یونگ شیک، می کیونگ را
به عنوان پایان این داستان انتخاب می‌کند.)

1002
00:45:47,033 --> 00:45:48,191
من می کیونگ رو انتخاب می‌کنم.

1003
00:45:49,579 --> 00:45:54,042
غیر از می کیونگ، کسی نیست که ترجیح بدهم با او صحبت کنم .

1004
00:45:54,042 --> 00:45:55,728
البته. او فقط چشمش دنبال اوست.

1005
00:45:55,728 --> 00:45:57,513
بهتر نیست ژست بگیریم؟

1006
00:45:57,513 --> 00:45:58,537
آیا ما مجبوریم؟

1007
00:46:00,091 --> 00:46:01,381
الان عکس میگیریم؟

1008
00:46:01,381 --> 00:46:02,174
نمی‌دانم.

1009
00:46:03,595 --> 00:46:06,802
(چطور؟)

1010
00:46:08,256 --> 00:46:09,513
ابراز وجود هر کس...

1011
00:46:09,810 --> 00:46:12,786
(اصلاً لبخند نمی‌زند)

1012
00:46:15,298 --> 00:46:16,753
- باید بازو در بازو انجام بدیم؟
- بازو در بازو؟

1013
00:46:17,248 --> 00:46:18,339
چطور؟ اینجوری؟

1014
00:46:18,339 --> 00:46:19,398
بیا دست در دست هم دهیم.

1015
00:46:19,398 --> 00:46:21,778
- این خیلی بهتر به نظر میاد.
- موافقم.

1016
00:46:21,778 --> 00:46:23,596
سه تایی با هم عکس گرفتیم،

1017
00:46:24,654 --> 00:46:29,579
اما یونگ هو کمی معذب به نظر می‌رسید
چون خیلی به می کیونگ نزدیک نبود.

1018
00:46:29,579 --> 00:46:32,687
و به نظر می‌رسید می کیونگ
از بودن بین ما معذب است.

1019
00:46:32,687 --> 00:46:36,422
بنابراین، پیشنهاد دادم که دست‌ها را به هم گره کنیم
تا فضا کمی تلطیف شود.

1020
00:46:36,719 --> 00:46:37,777
«این چیزیه که من تواناییش رو دارم.»

1021
00:46:37,777 --> 00:46:39,595
این همان مقداری است که حاضرم انجام دهم.

1022
00:46:39,992 --> 00:46:42,637
من از احساسی که بین ماست مطمئنم.

1023
00:46:43,001 --> 00:46:44,290
اما آیا یانگ هو هم می‌تواند همین کار را انجام دهد؟

1024
00:46:46,174 --> 00:46:50,008
یونگ شیک فکر می‌کند که به می کیونگ بیشتر از یونگ هو نزدیک است .

1025
00:46:50,967 --> 00:46:52,455
همه آنها انتخاب خود را کرده‌اند.

1026
00:46:54,967 --> 00:46:56,389
من نمی‌تونم این کارو با هیون سوک بکنم.

1027
00:46:56,389 --> 00:46:57,480
خودم بعداً توضیح میدم.

1028
00:46:58,472 --> 00:46:59,298
یانگ چول.

1029
00:46:59,298 --> 00:47:00,322
روی زمان حال تمرکز کنید.

1030
00:47:00,322 --> 00:47:02,240
- «روی زمان حال تمرکز کن.»
- حواست پرت نشود.

1031
00:47:02,703 --> 00:47:04,224
پس روی تو تمرکز می‌کنم، باشه سون.

1032
00:47:05,117 --> 00:47:07,760
- من یه کم ناامیدم.
- البته که هست.

1033
00:47:09,843 --> 00:47:11,695
از وقتی که اینجاییم، دلم می‌خواهد چیزی بخورم .

1034
00:47:12,059 --> 00:47:13,017
باشه.

1035
00:47:14,075 --> 00:47:17,315
(مردان انتخاب‌های خود را کردند و
دو زن را تنها گذاشتند.)

1036
00:47:18,538 --> 00:47:19,794
قرارها چگونه پیش خواهند رفت؟

1037
00:47:20,588 --> 00:47:23,860
کسی هست که
انتخاب متفاوتی کرده،

1038
00:47:23,860 --> 00:47:26,008
و کسی که می‌خواهد
انتخاب خود را تغییر دهد.

1039
00:47:26,008 --> 00:47:28,422
اما فکر می‌کنم آنها می‌توانند
تصمیم بگیرند...

1040
00:47:28,422 --> 00:47:30,570
بعد از رفتن به قرار ملاقات.

1041
00:47:30,570 --> 00:47:34,306
برای دیدن کدام تاریخ بیشتر هیجان‌زده‌اید؟

1042
00:47:34,306 --> 00:47:36,555
بی‌صبرانه منتظرم قیافه‌ی یانگ سو رو ببینم.

1043
00:47:37,513 --> 00:47:42,736
فکر می‌کنم کوانگ سو
این بار جنبه‌ی متفاوتی از خودش را نشان خواهد داد.

1044
00:47:42,736 --> 00:47:44,653
من از او انتظارات بالایی دارم.

1045
00:47:44,653 --> 00:47:47,992
من تعجب می‌کنم که آیا یونگ هو
می‌تواند می کیونگ را تحت تأثیر قرار دهد یا خیر.

1046
00:47:47,992 --> 00:47:51,067
به نظر می‌رسد که یانگ سیک
فعلاً خیلی از او ناراحت نیست.

1047
00:47:51,067 --> 00:47:54,141
این اولین باره که اوکی سون با دو مرد قرار میذاره .

1048
00:47:54,141 --> 00:47:57,017
دارم فکر می‌کنم مکالمه
با یانگ چول چطور پیش خواهد رفت.

1049
00:47:57,017 --> 00:47:58,141
مشتاقانه منتظر دیدنش هستم.

1050
00:48:00,653 --> 00:48:02,439
- چطور بود؟
- چی؟

1051
00:48:02,439 --> 00:48:03,364
چی فکر کردی؟

1052
00:48:03,364 --> 00:48:04,356
- خوب بود؟
- عالی بود.

1053
00:48:04,356 --> 00:48:05,183
بله.

1054
00:48:05,183 --> 00:48:07,596
این دو از قبل یک زوج هستند.

1055
00:48:08,620 --> 00:48:09,844
خدایا، هوا سرده.

1056
00:48:10,637 --> 00:48:12,984
بفرمایید.
- متشکرم.

1057
00:48:13,612 --> 00:48:15,430
- دیگه کافیه.
- بهشون نگاه کن.

1058
00:48:15,430 --> 00:48:16,951
(دست در دست هم)

1059
00:48:16,951 --> 00:48:17,976
دیدنش خوبه.

1060
00:48:20,191 --> 00:48:21,050
قشنگه.

1061
00:48:23,959 --> 00:48:26,471
- شما هم پشت دستتون بذارید
- ممنون.

1062
00:48:26,471 --> 00:48:28,389
میشه لطفا بیشتر از این ببینیم؟

1063
00:48:28,389 --> 00:48:29,877
(آنها با گرفتن دست یکدیگر راحت هستند.)

1064
00:48:30,736 --> 00:48:33,645
(فضای عجیبی
بین این سه نفر حکمفرماست)

1065
00:48:33,645 --> 00:48:35,000
چه باید بخوریم؟

1066
00:48:37,678 --> 00:48:39,398
آیا باید با آبگوشت چیزی بخوریم؟

1067
00:48:39,398 --> 00:48:41,579
شما بچه‌ها چی میل دارید؟

1068
00:48:42,703 --> 00:48:43,695
در مورد کباب چطور؟

1069
00:48:43,695 --> 00:48:44,654
یا ...

1070
00:48:45,381 --> 00:48:47,397
یه چیزی بگید شما دوتا.

1071
00:48:47,827 --> 00:48:49,281
دارن رو پوست تخم مرغ راه میرن.

1072
00:48:49,811 --> 00:48:51,463
انگار رقیب هم نیستند.

1073
00:48:51,463 --> 00:48:52,984
آنها می‌توانند فقط یک وعده غذایی کامل داشته باشند.

1074
00:48:53,546 --> 00:48:55,596
من حسابی ناراحت شدم.

1075
00:48:55,596 --> 00:48:56,422
چرا؟

1076
00:48:56,422 --> 00:49:00,091
یانگ هو بیشتر به کس دیگری علاقه داشت ،

1077
00:49:00,091 --> 00:49:04,025
اما او تصمیم گرفت با او قرار ملاقات بگذارد ...

1078
00:49:04,025 --> 00:49:05,446
فقط برای اینکه انتخاب‌هایش را بررسی کند.

1079
00:49:05,446 --> 00:49:06,968
گفت نگران نیست، اما هست.

1080
00:49:06,968 --> 00:49:09,249
ماشینم اینجاست. بریم.
- حتماً.

1081
00:49:10,340 --> 00:49:11,364
خداحافظ.

1082
00:49:11,893 --> 00:49:13,744
دوباره تو خونه می‌بینمت.

1083
00:49:15,001 --> 00:49:15,926
منظورت از این حرف چیه؟

1084
00:49:15,926 --> 00:49:17,315
اون با ماشین یانگ هو میره...

1085
00:49:17,315 --> 00:49:19,232
- و با ماشین یانگ سیک برمی‌گردم.
- فهمیدم.

1086
00:49:27,993 --> 00:49:31,265
از اینکه اوکی سون با مردهای دیگه قرار میذاره، احساس عجیبی نداری ؟

1087
00:49:31,860 --> 00:49:34,703
اگر بگویم چنین احساسی ندارم، دروغ گفته‌ام .

1088
00:49:34,704 --> 00:49:35,879
اما من این جوری نمی‌خوام.

1089
00:49:36,424 --> 00:49:38,542
- هرچند که انگار ما یه چیز نیستیم.
- این... بله.

1090
00:49:38,543 --> 00:49:40,495
منظورت
از اینکه اینجا احساسات داری همینه؟

1091
00:49:40,495 --> 00:49:41,949
- بله.
- متوجه‌ام.

1092
00:49:43,737 --> 00:49:46,516
من هم از خودم می پرسم...

1093
00:49:46,517 --> 00:49:48,734
اگر اشکالی ندارد این کار را انجام دهم.

1094
00:49:48,734 --> 00:49:49,925
حس می‌کنی داری بهش خیانت می‌کنی؟

1095
00:49:49,926 --> 00:49:52,704
- آره، یه جورایی.
- می‌دونم منظورت چیه.

1096
00:49:52,705 --> 00:49:54,590
دیروز سر قرار ملاقات تصادفی همین حس رو داشتم .

1097
00:49:58,893 --> 00:50:00,083
او عصبی است.

1098
00:50:00,879 --> 00:50:01,771
او مضطرب است.

1099
00:50:01,772 --> 00:50:04,252
(احساس اضطراب
مثل وزیدن باد به او دست می‌دهد.)

1100
00:50:07,894 --> 00:50:10,904
راحت تر می بینم...

1101
00:50:10,905 --> 00:50:12,525
تا از شرافت و احترام تو دست بردارم.

1102
00:50:12,526 --> 00:50:16,066
ما همسن هستیم و این حس آشنایی به ما می‌دهد.

1103
00:50:16,067 --> 00:50:18,051
اما با یانگ سیک،
راحت صحبت کردن به این راحتی‌ها نیست.

1104
00:50:18,980 --> 00:50:22,121
فکر کنم
یانگ سیک همچین کاریزمایی داره.

1105
00:50:22,553 --> 00:50:25,993
- اون با من خیلی مهربونه.
- درسته. فهمیدم.

1106
00:50:25,994 --> 00:50:29,964
اما من فکر می‌کنم یانگ چول، یانگ هو
و یانگ سو...

1107
00:50:29,965 --> 00:50:33,174
فضایی دوستانه‌تر ایجاد کنید،

1108
00:50:33,539 --> 00:50:36,451
در حالی که یانگ سیک قابل اعتمادتر به نظر می‌رسد.

1109
00:50:37,114 --> 00:50:38,833
او مردانه‌تر است، که جذابیت اوست.

1110
00:50:39,728 --> 00:50:42,375
فکر کنم یونگ سیک
از درون داشت جوش میومد.

1111
00:50:42,376 --> 00:50:43,235
چرا؟

1112
00:50:43,731 --> 00:50:46,477
چون وقت بیشتری رو با من میگذرونی.

1113
00:50:48,794 --> 00:50:49,819
نه، او این کار را نمی‌کرد.

1114
00:50:49,820 --> 00:50:51,242
نه، انگار اون از اون تیپ آدماست...

1115
00:50:51,508 --> 00:50:53,889
که باید هر طور که شده به خواسته‌اش برسد .

1116
00:50:56,968 --> 00:50:58,291
- این ترسناکه.
- یه کم ترسناکه.

1117
00:50:58,291 --> 00:51:01,103
آیا او شبیه مردی در حال انجام ماموریت نیست؟

1118
00:51:01,171 --> 00:51:03,055
- درسته؟
- مثل یه قرار تعقیب و گریز.

1119
00:51:03,950 --> 00:51:05,801
متشکرم.

1120
00:51:08,186 --> 00:51:09,509
من باید برم دستشویی.

1121
00:51:13,216 --> 00:51:14,339
در مورد چی صحبت کردید؟

1122
00:51:14,340 --> 00:51:15,233
- تو راه اینجا؟
- بله.

1123
00:51:15,234 --> 00:51:16,656
با یانگ هو؟

1124
00:51:17,484 --> 00:51:20,197
تقریباً در مورد خیلی چیزها.

1125
00:51:20,198 --> 00:51:22,348
لازم نبود ازش بپرسه.
- درسته.

1126
00:51:22,349 --> 00:51:23,506
در مورد غذا هم صحبت کردیم.

1127
00:51:23,507 --> 00:51:25,591
- در مورد غذا چون گرسنه بودیم.
- در مورد غذا.

1128
00:51:28,966 --> 00:51:30,322
در مورد چه غذایی صحبت کردید؟

1129
00:51:31,714 --> 00:51:33,300
او فقط می‌خواهد همه چیز را بداند.

1130
00:51:33,301 --> 00:51:36,113
- طوری نگو انگار داری بازجویی می‌کنی.
- این خوب نیست.

1131
00:51:37,339 --> 00:51:40,415
این چیزی بود که دوست داشتم در آمریکا داشته باشم.

1132
00:51:40,416 --> 00:51:42,500
معمولاً در کیسه سرو می‌شود،

1133
00:51:42,964 --> 00:51:45,080
و غذاهای دریایی را در آن قرار می‌دهند.

1134
00:51:45,612 --> 00:51:47,729
این یک غذای دریایی به سبک آمریکایی است.

1135
00:51:47,729 --> 00:51:48,687
این همون چیزیه که در موردش صحبت کردیم.

1136
00:51:48,689 --> 00:51:50,607
او در مورد مکالمه‌ای که داشتیم کنجکاو بود .

1137
00:51:51,568 --> 00:51:53,221
- خب...
- یه چاشنی هست...

1138
00:51:53,586 --> 00:51:55,571
که اکثر آمریکایی‌ها دوست دارند.

1139
00:51:55,572 --> 00:51:57,490
آنها آن را داخل می ریزند و مخلوط می کنند.

1140
00:51:57,789 --> 00:51:59,741
من هم آن را مخلوط می‌کردم و می‌خوردم.

1141
00:51:59,741 --> 00:52:01,263
دقیقاً.

1142
00:52:01,264 --> 00:52:03,711
آنها پاستای سیر داشتند،

1143
00:52:03,712 --> 00:52:05,928
بنابراین من آن را با آن مخلوط می‌کنم.

1144
00:52:06,955 --> 00:52:08,608
مگه نگفتی غذایی هست
که نمیشه خورد؟

1145
00:52:08,676 --> 00:52:09,635
ژله پودینگ.

1146
00:52:09,967 --> 00:52:11,488
درسته. مشکل از بافتشه.

1147
00:52:11,488 --> 00:52:12,413
بله.

1148
00:52:12,415 --> 00:52:14,698
(آنها درباره چیزهایی صحبت می‌کنند
که فقط خودشان می‌دانند.)

1149
00:52:14,698 --> 00:52:16,782
ژله کونیاک خیلی خوشمزه است.

1150
00:52:17,147 --> 00:52:18,072
من نمی‌تونم داشته باشمش.

1151
00:52:19,298 --> 00:52:20,356
داری از دست میری.

1152
00:52:21,283 --> 00:52:22,738
- چی گفتی؟
- داری از دست میری.

1153
00:52:23,699 --> 00:52:24,889
ژله برات خوبه.

1154
00:52:25,485 --> 00:52:26,577
یانگ هو خیلی خوب داره پیش میره.

1155
00:52:26,578 --> 00:52:27,668
- آره، اون خوبه.
- می‌دونم.

1156
00:52:27,670 --> 00:52:29,622
او خیلی طبیعی وارد بحث شد.

1157
00:52:29,623 --> 00:52:31,243
یونگ سیک فکر کرده...

1158
00:52:31,243 --> 00:52:33,824
- که یونگ هو حریفش نبود،
- اون واقعاً خوبه.

1159
00:52:33,825 --> 00:52:35,743
اما یانگ هو الان رو فرمه.

1160
00:52:35,744 --> 00:52:36,736
داری از دست میری. (داری از دست میری.)

1161
00:52:37,697 --> 00:52:38,721
داری از دست میری.

1162
00:52:39,120 --> 00:52:40,575
- چی گفتی؟
- داری از دست میری.

1163
00:52:42,163 --> 00:52:43,155
خیلی خنده داره که.

1164
00:52:48,485 --> 00:52:50,436
(در حالی که یانگ سیک از گفتن کلمات طفره می‌رفت،)

1165
00:52:50,437 --> 00:52:52,487
مدتی بود که تارتار گوشت گاو نخورده بودم.
این خوب بود.

1166
00:52:53,083 --> 00:52:54,340
(مکالمه خوب پیش نمی‌رود.)

1167
00:52:54,341 --> 00:52:55,895
- گرسنه بودم.
- درسته.

1168
00:53:00,463 --> 00:53:02,415
آیا باید از القاب افتخاری صرف نظر کنیم؟

1169
00:53:03,044 --> 00:53:04,235
باید بخوریم؟

1170
00:53:04,533 --> 00:53:06,087
مگر اینها تمام نشده؟

1171
00:53:06,088 --> 00:53:07,212
- باید یه کم دیگه صبر کنیم؟
- بله.

1172
00:53:07,214 --> 00:53:09,629
بهتر است سیک جوان
کمی بیشتر لبخند بزند.

1173
00:53:10,258 --> 00:53:11,184
برنج سفارش بدم؟

1174
00:53:14,262 --> 00:53:16,014
چرا تعارفات را کنار نمی‌گذاریم؟

1175
00:53:16,280 --> 00:53:18,198
بله، الان دارم بی‌پرده صحبت می‌کنم.

1176
00:53:18,597 --> 00:53:19,920
شما هم باید این کار را انجام دهید.

1177
00:53:20,550 --> 00:53:22,071
می‌بینید؟

1178
00:53:22,071 --> 00:53:24,452
(از چهره‌اش می‌شود فهمید)

1179
00:53:26,142 --> 00:53:29,417
سیک جوان، به نظر می‌رسد امروز کمی غمگین هستی.

1180
00:53:29,418 --> 00:53:31,303
- میبینی؟ داره اذیتش میکنه.
- همه‌مون؟

1181
00:53:31,304 --> 00:53:32,395
نه، فقط تو.
- من؟

1182
00:53:32,396 --> 00:53:33,222
بله.

1183
00:53:34,877 --> 00:53:36,332
آیا به این دلیل است که او هنوز آن غذا را امتحان نکرده است ؟

1184
00:53:36,664 --> 00:53:37,558
- شاید...
- قندم کم شده.

1185
00:53:37,559 --> 00:53:39,245
- چون گرسنه‌ای.
- بله.

1186
00:53:40,073 --> 00:53:42,686
- چرا یه کم سیر نمی‌شیم؟
- به نظر اشتهاآور میاد.

1187
00:53:44,507 --> 00:53:46,690
باشه. حرف زدن رو فراموش کن. بیا فقط غذا بخوریم.

1188
00:53:47,717 --> 00:53:48,709
ما که نمی‌توانیم این کار را بکنیم.

1189
00:53:49,007 --> 00:53:50,230
صحبت کردن کاری است که قرار است انجام دهیم.

1190
00:53:50,629 --> 00:53:51,753
ما باید به صحبت کردن ادامه دهیم.

1191
00:53:56,684 --> 00:53:59,066
اگر من بودم، می‌گفتم:
«این خوبه. بخور.»

1192
00:53:59,067 --> 00:54:00,422
من هم مقداری برای او می‌ریختم.

1193
00:54:00,623 --> 00:54:01,548
اون فقط...

1194
00:54:03,601 --> 00:54:06,115
الان حس می‌کنم نباید شوخی کنم.

1195
00:54:06,115 --> 00:54:08,199
حتماً از اینکه می‌بیند چطور مدام این حرف را می‌زند، معذب است .

1196
00:54:08,200 --> 00:54:09,159
درست است.

1197
00:54:09,424 --> 00:54:12,302
یانگ سیک ، زندگی زناشویی‌ات را چگونه تصور می‌کنی
؟

1198
00:54:12,700 --> 00:54:14,155
یانگ هو سعی دارد فضا را عوض کند.

1199
00:54:14,157 --> 00:54:15,877
برای من،

1200
00:54:16,175 --> 00:54:17,630
اگر بچه داشته باشم،

1201
00:54:17,631 --> 00:54:19,152
دلم می‌خواد مثل دو تا دوست باشیم.

1202
00:54:19,153 --> 00:54:23,057
امیدوارم بتوانند
در مورد نگرانی‌هایشان با من صحبت کنند...

1203
00:54:23,488 --> 00:54:26,035
و می‌تواند به سمت من بدود
و در مورد هر چیزی صحبت کند.

1204
00:54:26,102 --> 00:54:27,491
فکر کنم اینجوری بهتر باشه...

1205
00:54:27,758 --> 00:54:28,882
اینکه مامان سختگیر باشه...

1206
00:54:28,882 --> 00:54:31,197
و اینکه پدر
در خانواده رفتاری دوستانه داشته باشد.

1207
00:54:33,349 --> 00:54:35,995
اونم تو همچین خانواده ای
که من توش بزرگ شدم.

1208
00:54:35,997 --> 00:54:36,956
من هم همینطور.

1209
00:54:37,651 --> 00:54:38,808
من هم همینطور.

1210
00:54:39,305 --> 00:54:40,331
«من هم.»

1211
00:54:40,332 --> 00:54:42,349
به نظر من بهترین شکل خانواده است.

1212
00:54:43,144 --> 00:54:45,261
چون اگر مردی چیزی نگوید،

1213
00:54:46,122 --> 00:54:47,048
او ممکن است خیلی جدی به نظر برسد.

1214
00:54:47,049 --> 00:54:48,438
- این برای اونه که بشنوه.
- کاملاً.

1215
00:54:48,439 --> 00:54:50,489
داره در مورد یانگ سیک حرف میزنه.

1216
00:54:50,490 --> 00:54:52,143
- متوجه منظورت هستم.
- بله.

1217
00:54:52,708 --> 00:54:54,229
پدر می‌تواند واقعاً مهربان باشد،

1218
00:54:54,230 --> 00:54:56,413
و به نظرم اگه مامان سختگیر باشه بهتره .

1219
00:54:56,779 --> 00:54:59,159
اگر مادری سختگیر باشد،
می‌تواند بعداً به راحتی حال و هوایش را عوض کند،

1220
00:54:59,458 --> 00:55:00,582
اما با پدرها، فکر می‌کنم سخت‌تر است.

1221
00:55:00,583 --> 00:55:01,542
آیا او حرفش را شنید؟

1222
00:55:04,289 --> 00:55:06,274
خب، به نظر شما
یک زوج متاهل باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟

1223
00:55:06,639 --> 00:55:10,509
بعضی از خانواده‌ها تعادل قدرت خوبی
بین زوجین دارند و...

1224
00:55:10,874 --> 00:55:12,064
نظر من این است.

1225
00:55:12,065 --> 00:55:14,844
برای مسائل کوچک در مورد چیزهای روزمره،

1226
00:55:15,143 --> 00:55:16,763
می‌خواهم قدرت بیشتری داشته باشم.

1227
00:55:17,393 --> 00:55:20,039
- اما وقتی صحبت از تصمیمات بزرگ می‌شود،
- برای تصمیمات بزرگ.

1228
00:55:20,041 --> 00:55:21,528
می‌خواهم به همسرم قدرت بیشتری بدهم.

1229
00:55:21,529 --> 00:55:22,984
تا انسان بتواند تصمیم بگیرد
و مسئولیت بپذیرد.

1230
00:55:23,979 --> 00:55:24,871
درست است.

1231
00:55:25,302 --> 00:55:26,956
نظر شما چیست؟

1232
00:55:26,957 --> 00:55:28,114
«نظرت چیه؟»

1233
00:55:28,115 --> 00:55:30,266
من هم یه جورایی اینطوریم.

1234
00:55:30,267 --> 00:55:31,257
متشکرم.

1235
00:55:32,053 --> 00:55:34,203
برای مثال،

1236
00:55:34,203 --> 00:55:36,319
تصمیم گرفتم بچه‌هایم را
برای تحصیل به آمریکا بفرستم...

1237
00:55:36,487 --> 00:55:37,810
- تصمیم بزرگیه، نه؟
- بله.

1238
00:55:37,943 --> 00:55:40,853
البته من
نظر همسرم رو هم می‌پرسم.

1239
00:55:40,854 --> 00:55:42,408
او در مورد آن چه فکر می‌کند؟

1240
00:55:42,741 --> 00:55:44,725
اما وقتی صحبت از این تصمیمات بزرگ می‌شود،

1241
00:55:44,726 --> 00:55:46,512
احساس می‌کنم شوهر
باید ابتکار عمل را به دست بگیرد.

1242
00:55:47,672 --> 00:55:48,862
آنها واقعاً عالی بودند.

1243
00:55:49,524 --> 00:55:50,648
تو چی، یانگ سیک؟

1244
00:55:50,749 --> 00:55:54,355
به نظر من زن باید قدرت
ایجاد آرامش در خانواده را داشته باشد.

1245
00:55:54,720 --> 00:55:57,763
(او می‌خواهد همه چیز تحت هر شرایطی حول محور همسرش باشد .)

1246
00:55:58,228 --> 00:55:59,286
من که اینطور حس می‌کنم.

1247
00:55:59,287 --> 00:56:00,874
- همسر شاد، خانواده شاد.
- بله.

1248
00:56:00,875 --> 00:56:01,866
بنابراین...

1249
00:56:01,867 --> 00:56:03,852
او می‌خواهد همه چیز حول محور زن باشد ، نه مرد.

1250
00:56:04,218 --> 00:56:06,895
سیک جوان،
اگر می‌توانستی به گذشته برگردی...

1251
00:56:07,724 --> 00:56:10,271
با این تجربه،

1252
00:56:10,471 --> 00:56:12,257
دوباره به سولو لند میای؟

1253
00:56:14,012 --> 00:56:16,393
این جمله از فیلم «درباره زمان» هست.

1254
00:56:16,957 --> 00:56:19,305
شخصیت اصلی می‌تواند زمان را تغییر دهد،

1255
00:56:19,306 --> 00:56:21,820
و وقتی به گذشته برمی‌گردد،

1256
00:56:21,821 --> 00:56:23,309
از آنجایی که او یک بار آن را تجربه کرده است،

1257
00:56:24,138 --> 00:56:26,089
او فرصت دیگری پیدا می‌کند...

1258
00:56:26,321 --> 00:56:28,637
تا آن را به شیوه‌ای دیگر زندگی کنم.

1259
00:56:29,035 --> 00:56:31,119
با تکرار این چرخه،

1260
00:56:31,120 --> 00:56:32,839
شروع به زندگی کردن میکنه...

1261
00:56:32,840 --> 00:56:35,156
گویی
پنج بار آن را تجربه کرده است،

1262
00:56:35,157 --> 00:56:38,399
حتی بدون اینکه به گذشته برگردیم.

1263
00:56:40,120 --> 00:56:43,064
- واقعاً؟
- او فقط گذر زمان را می‌پذیرد.

1264
00:56:43,960 --> 00:56:45,646
- الان دارم همین کارو می‌کنم،
- واقعاً؟

1265
00:56:45,714 --> 00:56:46,672
و فکر می‌کنم دوباره این کار را انجام بدهم.

1266
00:56:47,500 --> 00:56:48,823
به نظرم خیلی پیچیده میاد.

1267
00:56:50,379 --> 00:56:52,529
خیلی جواب باحالی بود، نه؟

1268
00:56:52,529 --> 00:56:54,746
آیا با این پاسخ آماده آمده بودید؟

1269
00:56:54,747 --> 00:56:55,838
می‌دانم، درست است؟

1270
00:56:55,839 --> 00:56:57,856
- از شنیدن تعریف خوشحال میشه.
- من...

1271
00:56:57,857 --> 00:56:59,544
یک هارد دیسک داخلی در من...

1272
00:56:59,743 --> 00:57:01,993
که به بخش‌هایی
با دیالوگ‌های فیلم تقسیم شده است.

1273
00:57:01,994 --> 00:57:03,945
- وقتی مجبور باشم بیرونشون میارم.
- اون خیلی احساساتیه.

1274
00:57:03,946 --> 00:57:05,765
او می‌توانست
آن روی خودش را زودتر به او نشان دهد.

1275
00:57:05,766 --> 00:57:06,758
دقیقاً.

1276
00:57:06,759 --> 00:57:07,949
یکی دیگه هم بگم؟

1277
00:57:07,950 --> 00:57:09,107
یکی دیگه بهمون بگو.
باشه.

1278
00:57:10,068 --> 00:57:12,912
«تعصب مانع
از پذیرش یکدیگر می‌شود.»

1279
00:57:12,913 --> 00:57:15,195
«در حالی که غرور مانع
از دوست داشتن یکدیگر می‌شود.»

1280
00:57:15,197 --> 00:57:16,288
از کتاب «غرور و تعصب».

1281
00:57:19,333 --> 00:57:21,119
(در حال فکر کردن)

1282
00:57:21,120 --> 00:57:23,104
هر سه نفرمان کلمه‌ای برای گفتن نداریم.

1283
00:57:23,105 --> 00:57:24,860
ما هم بامزه‌ایم.
- نمی‌دونم لازم بود یا نه...

1284
00:57:24,861 --> 00:57:25,851
(شبیه جسارت و شجاعت به نظر می‌رسد.)

1285
00:57:26,116 --> 00:57:26,977
- که اونجا اینو بگم.
- اما...

1286
00:57:26,978 --> 00:57:29,789
او فقط این را گفت
چون دختره به او گفته بود که باحال است.

1287
00:57:29,790 --> 00:57:32,568
حتماً می‌خواسته
جلوی دختر رویاهایش خوب به نظر برسد.

1288
00:57:35,946 --> 00:57:36,838
این عالیه.

1289
00:57:36,838 --> 00:57:40,907
فکر می‌کنم با Solo Land خیلی خوب جور درمی‌آید .

1290
00:57:41,140 --> 00:57:44,184
- واقعاً حرف دل رو میزنه، درسته؟
- بله.

1291
00:57:46,037 --> 00:57:48,452
حالا که قند خونت دوباره بالا رفته،

1292
00:57:48,453 --> 00:57:50,569
خیلی بهتر کار می‌کنی.

1293
00:57:50,935 --> 00:57:52,126
- من قبلاً خیلی استرس داشتم.
- این...

1294
00:57:52,127 --> 00:57:53,185
- گرسنه بودی.
- خیلی باهوشی.

1295
00:57:53,185 --> 00:57:55,004
- بله. الان راحت‌تر به نظر می‌رسد.
- خیلی باهوش است.

1296
00:57:55,005 --> 00:57:56,989
درسته.
اون باید الان اینطوری میشد.

1297
00:57:56,991 --> 00:57:59,075
(بعد از اینکه غذایشان تمام شد)

1298
00:57:59,076 --> 00:58:01,426
میشه شما اول برید تو؟
باید باهاشون صحبت کنم.

1299
00:58:01,426 --> 00:58:02,350
باید باهاشون صحبت کنی؟

1300
00:58:02,947 --> 00:58:05,230
- قرص هضم غذا داری؟
- قرص هضم غذا؟

1301
00:58:05,230 --> 00:58:06,685
- او سوء هاضمه دارد.
- من کمی حالت تهوع دارم.

1302
00:58:06,686 --> 00:58:08,207
- حتماً خیلی خورده.
- حالش خوب نبود.

1303
00:58:08,208 --> 00:58:09,531
او احساس راحتی نمی‌کرد.

1304
00:58:12,378 --> 00:58:14,329
(می کیونگ برای گفتگوی رو در رو با ماشین یونگ شیک حرکت خواهد کرد .)

1305
00:58:14,330 --> 00:58:15,124
چی؟

1306
00:58:15,521 --> 00:58:16,645
- تو اینجایی.
- اجازه هست؟

1307
00:58:21,213 --> 00:58:22,536
حالت خوب نیست؟ حالت خوبه؟

1308
00:58:23,000 --> 00:58:24,389
یه کم سوء هاضمه گرفتم.

1309
00:58:27,666 --> 00:58:29,320
- احساس ناراحتی کردی؟
- چی؟

1310
00:58:30,247 --> 00:58:32,066
این که نیست.

1311
00:58:32,663 --> 00:58:35,011
داشتم فکر می‌کردم
که آیا این باعث شده که مریض بشی؟

1312
00:58:35,972 --> 00:58:37,063
متشکرم.

1313
00:58:38,023 --> 00:58:39,643
درسته. نمی‌دونم چرا.

1314
00:58:39,644 --> 00:58:42,854
قرار ملاقات با کوانگ سو راحت بود .

1315
00:58:44,211 --> 00:58:45,865
چرا امروز اوضاع اینقدر ناجور بود؟

1316
00:58:47,586 --> 00:58:49,935
می‌دانستم که
بودن با تو برایم آرامش‌بخش خواهد بود.

1317
00:58:50,499 --> 00:58:52,384
حالم بهتر شده.

1318
00:58:52,881 --> 00:58:54,468
حتی اگر بیمار باشم،

1319
00:58:55,595 --> 00:58:57,810
احساس می‌کنم لازم نیست
خودم را مجبور کنم که باهوش‌تر باشم.

1320
00:59:00,327 --> 00:59:04,032
با یانگ هو،
فرصت زیادی برای صحبت نداشتیم،

1321
00:59:04,033 --> 00:59:06,679
بنابراین احساس کردم که باید
مکالمه را ادامه دهم.

1322
00:59:06,912 --> 00:59:09,691
صبر کن. آیا می کیونگ از این طریق از احساسات یانگ شیک باخبر می‌شود ؟

1323
00:59:10,188 --> 00:59:12,967
دلت می‌خواهد صندلی را به عقب تکیه بدهی
و کمی دراز بکشی؟

1324
00:59:13,364 --> 00:59:15,250
هرچند پاهای من کمی دراز هستند.

1325
00:59:15,416 --> 00:59:17,632
بذار برات بیارمش.
اینجا جای کافی نیست.

1326
00:59:20,810 --> 00:59:22,298
این خوبه.

1327
00:59:23,093 --> 00:59:24,383
مدام به عقب برمی‌گردد.

1328
00:59:27,726 --> 00:59:29,644
اینطوری خیالت راحت میشه

1329
00:59:30,149 --> 00:59:31,041
این خیلی خوبه.

1330
00:59:36,033 --> 00:59:37,123
«آه، تمام شد.»

1331
00:59:37,983 --> 00:59:39,141
«تمام شد.»

1332
00:59:40,502 --> 00:59:43,048
ناراحتی معده به معنای
احساس ناراحتی او بود.

1333
00:59:43,471 --> 00:59:45,256
با او دل‌درد گرفت
اما با من احساس راحتی می‌کرد.

1334
00:59:45,884 --> 00:59:46,743
«باشه.»

1335
00:59:48,297 --> 00:59:50,942
(سپس آنها به یک کافه رفتند.)

1336
00:59:50,942 --> 00:59:52,297
(و او اولین مکالمه‌ی رو در رو و خصوصی‌اش را
با یانگ هو داشت.)

1337
00:59:52,297 --> 00:59:54,380
الان خیلی احساس راحتی بیشتری می‌کنم.

1338
00:59:54,380 --> 00:59:57,289
راستش، وقتی داشتیم اینجا رانندگی می‌کردیم،

1339
00:59:57,289 --> 01:00:01,917
احساس کردم باید
به مکالمه ادامه بدم...

1340
01:00:01,917 --> 01:00:04,694
و بیش از حد به خودم فشار آوردم.

1341
01:00:04,694 --> 01:00:05,752
- شخصاً.
- داره باهاش ​​صادق میشه.

1342
01:00:05,752 --> 01:00:08,264
- چون من چیز زیادی در مورد تو نمی‌دانم.
- درست است.

1343
01:00:08,264 --> 01:00:10,942
- درسته؟ تو هم همین حس رو نداری؟
- منظورم اینه که، درسته.

1344
01:00:10,942 --> 01:00:13,421
به محض اینکه سوار ماشین شدیم،

1345
01:00:13,421 --> 01:00:14,843
- راحت؟
- احساس راحتی کردم.

1346
01:00:14,843 --> 01:00:18,314
واقعاً؟ من هم آن موقع‌ها داشتم خودم را مجبور به حرف زدن می‌کردم.

1347
01:00:18,314 --> 01:00:21,652
خیلی سعی می‌کردم
مکالمه رو ادامه بدم.

1348
01:00:22,579 --> 01:00:24,661
شرط می‌بندم من از تو خجالتی‌ترم.

1349
01:00:24,661 --> 01:00:26,942
- تو اینطور فکر می‌کنی؟
- بله. من اینجوری‌ام.

1350
01:00:26,942 --> 01:00:29,851
در ابتدا، تا حدی می‌توانم خیلی سریع به کسی نزدیک شوم .

1351
01:00:30,149 --> 01:00:34,016
اما یه کم طول میکشه
تا بتونم از نظر احساسی خودمو آزاد کنم...

1352
01:00:34,016 --> 01:00:36,528
- یه کم طول میکشه؟
- بله. من خجالت میکشم.

1353
01:00:40,232 --> 01:00:42,644
من اون حسی
که به اوک سون داشتم رو بهش نداشتم.

1354
01:00:43,405 --> 01:00:47,107
حتی اگر در نهایت با او نباشم،

1355
01:00:47,107 --> 01:00:50,281
فکر کنم باید برم سراغ اوکی سون.

1356
01:00:50,281 --> 01:00:53,058
یانگ هو متوجه شد
که می کیونگ زوج مناسبی برای او نیست.

1357
01:00:53,058 --> 01:00:57,686
- پشیمون شد.
- یه جورایی تصمیمم رو گرفتم.

1358
01:00:58,842 --> 01:01:00,860
(یونگ سیک یک کیف مرموز حمل می‌کند.)

1359
01:01:00,860 --> 01:01:03,008
خیلی خب. یانگ سیک الان با یه چیزی میاد داخل .

1360
01:01:03,008 --> 01:01:04,264
- دارو.
- او دارو را گرفت.

1361
01:01:04,264 --> 01:01:05,388
اوه، خدای من.

1362
01:01:05,818 --> 01:01:07,768
سعی کردم دارو تهیه کنم،

1363
01:01:07,768 --> 01:01:10,247
اما هیچ داروخانه‌ای در شعاع ۵۰۰ متری وجود نداشت ،

1364
01:01:10,247 --> 01:01:12,959
و CVS هیچ داروی گوارشی نداشت .

1365
01:01:12,959 --> 01:01:13,983
این چیه؟

1366
01:01:15,206 --> 01:01:18,181
یه نوشابه و یه بستنی.

1367
01:01:18,612 --> 01:01:20,363
تو خیلی پسر شیرینی هستی.

1368
01:01:21,785 --> 01:01:24,892
اینجا داروی خانگی دارید؟

1369
01:01:24,892 --> 01:01:26,479
ما هیچ داروی گوارشی نداریم.

1370
01:01:27,471 --> 01:01:29,388
داروی گوارشی داری؟

1371
01:01:29,388 --> 01:01:30,612
- نداریم.
- داروی گوارشی نداری؟

1372
01:01:30,612 --> 01:01:31,934
او از جاهای مختلفی بازدید کرد.

1373
01:01:32,727 --> 01:01:36,297
کوان سیک بازدیدهای زیادی انجام داد.

1374
01:01:36,297 --> 01:01:38,909
در این صورت، چیز دیگری می‌گیرم.

1375
01:01:42,347 --> 01:01:44,529
- ممنون بابت بستنی!
- آیا می کیونگ بالاخره...

1376
01:01:44,992 --> 01:01:46,049
- عاشقش میشه؟
- عاشقش میشه؟

1377
01:01:46,049 --> 01:01:47,933
من همیشه اولویت شماره یک او هستم.

1378
01:01:47,933 --> 01:01:49,223
فرقی نمی‌کند چه باشد.

1379
01:01:49,223 --> 01:01:52,892
در هر شرایطی، من را مقدم بر خودش قرار می‌دهد.

1380
01:01:53,521 --> 01:01:56,694
حتی وقتی با بقیه هستیم،

1381
01:01:57,223 --> 01:01:59,670
من از هر کس دیگه ای مقدم ترم.
درسته. خب؟

1382
01:01:59,670 --> 01:02:02,975
اون موقع بود که برای اولین بار از احساساتم نسبت به یانگ سیک مطمئن شدم .

1383
01:02:02,975 --> 01:02:04,132
مطمئنی؟ (Kheyli kheili mamnunam?)

1384
01:02:04,132 --> 01:02:05,190
- واقعاً؟
- حالا همه چیز خوب است!

1385
01:02:05,190 --> 01:02:06,347
آیا او مطمئن است؟

1386
01:02:06,347 --> 01:02:08,000
پس همه چیز خوب است!

1387
01:02:08,496 --> 01:02:09,520
تو تمومش کردی.

1388
01:02:10,247 --> 01:02:12,099
-حالت بهتر شد؟
- حالت تهوع داشتم،

1389
01:02:12,099 --> 01:02:13,554
و همه چیز را شست و فرو ریخت.

1390
01:02:15,008 --> 01:02:15,900
این خوبه.

1391
01:02:15,900 --> 01:02:18,347
آنها در این تاریخ پیشرفت عظیمی داشتند!

1392
01:02:21,620 --> 01:02:23,570
آیا او حالا او را به عنوان یک مرد می‌بیند؟

1393
01:02:23,570 --> 01:02:25,818
- فکر کنم الان می‌بینه.
- الان اون رو به عنوان یه مرد می‌بینه؟

1394
01:02:25,818 --> 01:02:27,240
آیا او واقعاً حالا او را به عنوان یک مرد می‌بیند؟

1395
01:02:27,240 --> 01:02:30,942
آیا او بالاخره یانگ سیک،
کسی که به شیرینی کوان سیک، آئه سون، است را خواهد پذیرفت؟

1396
01:02:32,099 --> 01:02:33,157
آیا باید گوشت بخوریم؟

1397
01:02:33,587 --> 01:02:34,876
اگر شما بخواهید.

1398
01:02:34,876 --> 01:02:36,463
بیا یه چیز سالم بخوریم.
هرچی دلت بخواد می‌تونیم بخوریم.

1399
01:02:36,463 --> 01:02:40,099
- یه چیز سالم؟
- با یه تصویر ضعیف و شکننده خیلی جذاب شدی.

1400
01:02:40,385 --> 01:02:42,216
یه چیز نشاط آور؟

1401
01:02:44,330 --> 01:02:47,868
پس باید دنبال یه رستوران گوشت بگردیم
؟

1402
01:02:47,868 --> 01:02:50,546
- من هوس یه کم شکم خوک کردم.
- من دوست دارم شکم خوک داشته باشم.

1403
01:02:50,546 --> 01:02:51,504
بیا شکم خوک بخوریم
- بیا این کار رو بکنیم

1404
01:02:51,504 --> 01:02:52,661
من عاشق شکم خوک هستم.

1405
01:02:52,661 --> 01:02:56,363
چیزی که کالری بالایی داشته باشد.

1406
01:02:56,363 --> 01:02:57,686
همین الان بس کن.

1407
01:02:58,743 --> 01:02:59,735
خیلی خنده داره.

1408
01:03:01,388 --> 01:03:02,777
- من رانندگی کنم؟
- حتماً.

1409
01:03:02,777 --> 01:03:04,463
ماشین من؟ فعلاً...

1410
01:03:06,280 --> 01:03:09,454
فکر می‌کردم همسن من باشی.

1411
01:03:10,016 --> 01:03:10,829
ما یک سال اختلاف سنی داریم،

1412
01:03:10,852 --> 01:03:12,649
- پس تقریباً همسن هم هستن.
- درسته.

1413
01:03:12,860 --> 01:03:15,404
من هیچ‌وقت دوست دخترم را «نونا» صدا نزده‌ام.

1414
01:03:15,404 --> 01:03:16,827
من تا حالا با یه زن بزرگتر از خودم قرار نذاشتم.

1415
01:03:18,017 --> 01:03:20,496
از وقتی که برای اولین بار
در دبیرستان شروع به قرار گذاشتن کردم،

1416
01:03:21,057 --> 01:03:25,884
هیچ‌وقت با زنان مسن‌تر از خودم کنار نیامدم .

1417
01:03:25,884 --> 01:03:27,702
اولین دوست دخترت رو تو دبیرستان داشتی ؟

1418
01:03:28,099 --> 01:03:29,261
- کلاس یازدهم.
- کلاس یازدهم!

1419
01:03:29,285 --> 01:03:30,187
او همسن و سال خودش بود.

1420
01:03:31,901 --> 01:03:33,355
کی اولین دوست پسرت رو داشتی؟

1421
01:03:33,355 --> 01:03:36,595
در اواخر دهه بیست سالگی‌ام.

1422
01:03:37,686 --> 01:03:40,000
تو زیادی حواست به دوربین هست.

1423
01:03:40,495 --> 01:03:41,586
- جدی میگم!
- خیلی...

1424
01:03:41,586 --> 01:03:43,306
تو اولین دوست پسرت رو اواخر دهه بیست سالگیت نداشتی !

1425
01:03:43,306 --> 01:03:44,099
جدی میگم.

1426
01:03:44,099 --> 01:03:45,818
- این که ممکنه!
- قرارهای معمولی چی؟

1427
01:03:45,818 --> 01:03:46,842
نه مثل یه رابطه عمیق.

1428
01:03:46,842 --> 01:03:49,917
اولین بار کی با یه مرد رابطه داشتی ؟

1429
01:03:50,413 --> 01:03:51,603
- اواخر دهه بیست سالگیت بود؟
- بله.

1430
01:03:51,603 --> 01:03:54,644
- پس قبل از آن چه کار می‌کردی؟
- درس می‌خواندم و ساز می‌زدم.

1431
01:03:56,462 --> 01:03:57,488
- واقعاً؟
- بله.

1432
01:03:58,247 --> 01:03:59,471
دوباره بگو تیپ ایده‌آلت چی بود؟

1433
01:03:59,868 --> 01:04:02,578
کسی که
از نظر احساسی بهم آرامش میده.

1434
01:04:02,578 --> 01:04:05,785
کسی که وقتی با او هستم اجازه می‌دهد خودم باشم .

1435
01:04:05,785 --> 01:04:06,843
بهترینش همینه.

1436
01:04:06,843 --> 01:04:09,884
- کسی که کمی بی‌پیرایه و...
- ساده؟

1437
01:04:09,884 --> 01:04:13,388
بله. به جای کسی
که تظاهر می‌کند،

1438
01:04:13,388 --> 01:04:17,058
من از کسی خوشم میاد
که قلبش رو نشون میده،

1439
01:04:17,058 --> 01:04:19,207
حتی اگر او کمی دست و پا چلفتی باشد.

1440
01:04:19,207 --> 01:04:20,231
- کسی که قلب پاکی داشته باشه؟
- بله.

1441
01:04:20,231 --> 01:04:21,719
از پسرهایی که حال و هوای شیطنت‌آمیز دارند خوشش می‌آید.

1442
01:04:21,719 --> 01:04:22,777
- دو تا می‌خوریم.
- باشه.

1443
01:04:22,777 --> 01:04:24,429
- اون اینجاست.
- درسته.

1444
01:04:26,281 --> 01:04:29,023
فکر کنم کارد و چنگال این طرف باشه.
- من میارمشون.

1445
01:04:31,074 --> 01:04:32,462
(یونگ چول در حال دادن کارد و چنگال است.)

1446
01:04:32,462 --> 01:04:33,689
متشکرم.

1447
01:04:34,579 --> 01:04:35,702
بشقاب‌ها را هم.

1448
01:04:35,702 --> 01:04:37,660
اوه، همه آنها اینجا بودند.

1449
01:04:38,710 --> 01:04:40,661
کوانگ سو، داری چیکار میکنی؟

1450
01:04:40,661 --> 01:04:42,181
در چنین شرایطی دختر کوچکترم مرا سرزنش می‌کند .

1451
01:04:42,181 --> 01:04:43,802
بله. باید توبیخ بشی!

1452
01:04:45,256 --> 01:04:46,991
ماجرای دختر دوم خیلی جالبه.

1453
01:04:47,405 --> 01:04:48,463
دختر خیالی.

1454
01:04:48,463 --> 01:04:52,132
(شکم خوکی که
به یونگ چول انرژی می‌دهد اینجاست.)

1455
01:04:55,339 --> 01:04:56,992
متشکرم.

1456
01:04:56,992 --> 01:04:59,801
با این حال، او کاملاً فاقد مهارت‌های اجتماعی نیست
.

1457
01:04:59,801 --> 01:05:01,024
بگذارید در این مورد به شما کمک کنم.

1458
01:05:01,686 --> 01:05:03,934
بعد، دختر کوچکترم عصبانی می‌شد.

1459
01:05:06,513 --> 01:05:09,289
او می‌گفت: «چرا داری با کسی قرار می‌گذاری؟»

1460
01:05:10,777 --> 01:05:13,190
اون وقتی با دختر کوچیکترش بود، قضیه‌ی دختر کوچیکتر رو بهش گفت ،

1461
01:05:13,190 --> 01:05:14,413
بنابراین او مدام آن را مطرح می‌کند!

1462
01:05:14,413 --> 01:05:17,256
- برای اینکه تاریخ رو بهش یادآوری کنم.
- باشه.

1463
01:05:17,256 --> 01:05:18,843
یانگ چول نمیتونه شرکت کنه.

1464
01:05:19,371 --> 01:05:20,529
(یونگ چول را از بحث کنار نگه می‌دارد)

1465
01:05:20,529 --> 01:05:23,670
این خیلی خنده داره.

1466
01:05:25,719 --> 01:05:26,744
من می‌دانم!

1467
01:05:28,165 --> 01:05:29,381
فکر کنم الان دیگه بتونیم غذا بخوریم.

1468
01:05:33,355 --> 01:05:34,512
خوشمزه است!

1469
01:05:34,512 --> 01:05:35,405
باید حسابی غذا بخوری.

1470
01:05:38,149 --> 01:05:39,305
او خیلی خوشحال به نظر می‌رسد.

1471
01:05:40,694 --> 01:05:42,280
من واقعاً عاشق غذا خوردن هستم.

1472
01:05:42,909 --> 01:05:43,703
من هم همینطور.

1473
01:05:44,893 --> 01:05:47,504
غذا خیلی به من شادی میده.

1474
01:05:51,702 --> 01:05:52,628
خوشمزه است!

1475
01:05:56,893 --> 01:05:58,215
اون فقط داره غذا می‌خوره، جدی میگم.

1476
01:06:00,198 --> 01:06:01,884
(بلعیدن غذا)

1477
01:06:01,884 --> 01:06:03,603
- اون خیلی خوب غذا می‌خوره.
- قابل درکه.

1478
01:06:04,396 --> 01:06:06,248
آیا در آشپزی مهارت دارید؟

1479
01:06:07,303 --> 01:06:09,221
من وقتی خارج از کشور درس می‌خواندم، آشپزی می‌کردم.

1480
01:06:10,179 --> 01:06:11,931
(تعظیم کردن)

1481
01:06:11,931 --> 01:06:13,089
وقتی خارج از کشور درس می‌خواندم...

1482
01:06:14,245 --> 01:06:15,998
(او زنگ را به صدا درمی‌آورد.)

1483
01:06:16,790 --> 01:06:19,633
- باید گوشت بیشتری سفارش بدیم؟
- بیشتر لازم داری، درسته؟

1484
01:06:19,634 --> 01:06:20,560
برنج بخوریم.

1485
01:06:20,890 --> 01:06:22,907
بیشتر می‌خوای؟ الان باید سفارش بدیم؟

1486
01:06:22,907 --> 01:06:25,287
- فکر می‌کنی کافی باشه؟
- اشکالی نداره.

1487
01:06:26,113 --> 01:06:27,799
- ما دو تا خورش دونجانگ خواهیم داشت...
- بله.

1488
01:06:27,799 --> 01:06:29,121
و سه پیمانه برنج.

1489
01:06:29,121 --> 01:06:31,204
- دو تا خورش دونجانگ؟
- من فقط نصفش رو می‌خورم،

1490
01:06:31,204 --> 01:06:33,122
تا بتوانید نصف دیگر را بردارید.

1491
01:06:36,494 --> 01:06:38,080
برای یانگ سیک...

1492
01:06:38,080 --> 01:06:39,269
میشه اینجا قرارش بدی.

1493
01:06:39,469 --> 01:06:40,593
متشکرم.

1494
01:06:40,593 --> 01:06:42,147
(خورش دونجانگ سرو می‌شود.)

1495
01:06:42,642 --> 01:06:44,596
چطور می‌خوای خورش رو بخوری؟
می‌خوای با ملاقه برش دارم؟

1496
01:06:45,088 --> 01:06:48,031
تو چطور؟
اگه با هم باشیم، بدم نمیاد.

1497
01:06:48,031 --> 01:06:50,676
من قراره کل اینو بگیرم.

1498
01:06:51,909 --> 01:06:53,597
(می‌خندد)

1499
01:06:53,750 --> 01:06:55,171
- اونا زیاد غذا نمیخورن.
- تو میتونی این کار رو بکنی.

1500
01:06:55,667 --> 01:06:56,659
همه ما به میزان متفاوتی غذا می‌خوریم.

1501
01:06:56,659 --> 01:06:59,270
درست است. فقط یکی را بردار
و بگذار آن دو نفر، دیگری را با هم تقسیم کنند.

1502
01:06:59,667 --> 01:07:01,783
من قراره کل اینو بگیرم.

1503
01:07:01,783 --> 01:07:03,193
(خورش یانگ چول)

1504
01:07:04,493 --> 01:07:06,311
(خورش برای این دو نفر)

1505
01:07:07,197 --> 01:07:09,613
(او بلافاصله به خوردن ادامه می‌دهد.)

1506
01:07:09,816 --> 01:07:12,295
چون ما دیدیم که او
دچار افت قند خون شد،

1507
01:07:12,295 --> 01:07:13,684
خیلی دلم براش میسوزه.

1508
01:07:19,568 --> 01:07:25,419
او حتماً
از افت قند خون رنج زیادی کشیده است.

1509
01:07:25,419 --> 01:07:26,477
او رنج زیادی کشید.

1510
01:07:27,006 --> 01:07:30,708
کوانگ سو هم مدام او را به خاطر این موضوع مسخره می‌کرد.

1511
01:07:30,708 --> 01:07:35,006
«یونگ چول، چشماتو باز کن.
چشماتو نبند.»

1512
01:07:36,162 --> 01:07:38,245
خیلی خنده دار بود.

1513
01:07:39,866 --> 01:07:42,609
فهمیدم برنج چقدر قدرتمند است.

1514
01:07:42,609 --> 01:07:43,469
جدی میگم.

1515
01:07:45,386 --> 01:07:47,072
قدرت گلوکز موجود در برنج.

1516
01:07:47,072 --> 01:07:48,561
برای رفتن به قرار ملاقات باید در وضعیت خوبی باشید .

1517
01:07:48,561 --> 01:07:49,981
متشکرم.

1518
01:07:49,981 --> 01:07:53,220
(آنها با ماشین کوانگ سو به کافه خواهند رفت .)

1519
01:07:55,833 --> 01:07:57,386
اون یه عقابه
- آره

1520
01:07:58,840 --> 01:08:01,320
انعکاس ماه کامل
در ماه کامل دیگر.

1521
01:08:01,320 --> 01:08:02,741
اون نقاشی کوانگ سوئه.

1522
01:08:02,741 --> 01:08:03,634
دختر کوچکتر شما.

1523
01:08:04,791 --> 01:08:06,609
هیچ‌وقت این‌طوری بهش فکر نکرده بودم.

1524
01:08:07,456 --> 01:08:11,919
من قورباغه‌ای کشیدم
که آرزو دارد مثل یک پرنده پرواز کند.

1525
01:08:12,382 --> 01:08:14,629
اوه، واقعاً؟

1526
01:08:14,629 --> 01:08:16,017
چرا؟

1527
01:08:16,017 --> 01:08:19,522
موقع کشیدن این نقاشی دلت می‌خواست پرواز کنی ؟

1528
01:08:19,522 --> 01:08:22,927
- تو خودت رو به قورباغه تصویر کردی؟
- درسته. قورباغه منم.

1529
01:08:22,927 --> 01:08:25,505
- مثل یه قورباغه تو چاه؟
- بله.

1530
01:08:26,133 --> 01:08:31,225
من در یک خانواده فقیر بزرگ شدم.

1531
01:08:31,225 --> 01:08:32,844
واقعاً؟

1532
01:08:34,374 --> 01:08:35,323
من در یک خانواده فقیر بزرگ شدم،

1533
01:08:35,323 --> 01:08:37,902
و او حتی
چهار میلیون دلار سهام از دست داد.

1534
01:08:37,902 --> 01:08:39,687
وقتی شنیدم خیلی جا خوردم.

1535
01:08:40,580 --> 01:08:42,497
من تقریباً هیچ تدریس خصوصی نداشتم،

1536
01:08:43,389 --> 01:08:45,902
و خیلی کارها بود که
می‌خواستم انجام بدهم.

1537
01:08:46,728 --> 01:08:47,753
دلم پرواز می‌خواست،

1538
01:08:48,844 --> 01:08:50,365
اما من نمی‌توانستم.

1539
01:08:51,918 --> 01:08:55,753
دوست داشتی رشته هنر بخونی؟

1540
01:08:56,348 --> 01:08:58,563
من واقعاً رویای پزشک شدن را در سر نداشتم .

1541
01:08:59,291 --> 01:09:01,736
این‌طوری شد که سر از دانشکده پزشکی درآوردم.

1542
01:09:02,795 --> 01:09:07,456
فکر می‌کردم وقتی فرصتی پیش بیاید باید پزشکی بخوانم .

1543
01:09:08,547 --> 01:09:11,158
بعداً می‌توانم خودم فیزیک بخوانم،

1544
01:09:11,158 --> 01:09:13,076
اما با دارو نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

1545
01:09:13,076 --> 01:09:15,125
- درسته.
- برای همین رفتم دانشکده پزشکی.

1546
01:09:15,853 --> 01:09:17,108
وقتی صحبت از فیزیک می‌شود،

1547
01:09:17,802 --> 01:09:21,439
من قبلاً همه چیز را یاد گرفته بودم،
بنابراین لازم نبود بیشتر درس بخوانم.

1548
01:09:21,439 --> 01:09:22,597
اوه، وقتی فیزیک باشه...

1549
01:09:22,597 --> 01:09:26,398
وقتی داشتم
برای مسابقه فیزیک کلاس دوازدهم آماده می‌شدم،

1550
01:09:27,346 --> 01:09:29,555
من در عرض یک ماه درسم تمام شد.

1551
01:09:29,555 --> 01:09:30,414
در یک ماه؟

1552
01:09:30,415 --> 01:09:32,532
فهمیدم
که می‌توانم از فیزیک استراحت کنم.

1553
01:09:33,228 --> 01:09:34,650
او به طرز باورنکردنی باهوش است.

1554
01:09:34,650 --> 01:09:35,973
چطور ممکنه کسی همچین آدمی باشه؟

1555
01:09:35,974 --> 01:09:38,058
هیچ‌کس کامل نیست.

1556
01:09:38,059 --> 01:09:39,646
- اون فوق‌العاده‌ست.
- اون خیلی باهوشه...

1557
01:09:39,946 --> 01:09:42,128
اما برای افراد عادی
بودن در اطراف دشوار است.

1558
01:09:42,791 --> 01:09:46,960
من قبلاً در این مورد خیلی مغرور بودم.

1559
01:09:49,277 --> 01:09:50,566
به نظر دروغ نمیاد؟

1560
01:09:51,759 --> 01:09:53,544
- نه.
- چرا که نه؟

1561
01:09:53,545 --> 01:09:57,449
تو فقط واقعی ترین صدا رو داشتی...

1562
01:09:57,450 --> 01:10:01,287
من تا حالا شنیده‌ام.

1563
01:10:01,289 --> 01:10:03,009
- واقعاً؟
- بله.

1564
01:10:03,340 --> 01:10:07,211
ازت انتظار نداشتم...

1565
01:10:08,834 --> 01:10:12,572
که این را با من در میان بگذارند.

1566
01:10:14,260 --> 01:10:16,972
نه، من اسموتی توت فرنگی و موز را برمی‌دارم .

1567
01:10:16,973 --> 01:10:18,527
- اسموتی توت فرنگی و موز؟
- بله.

1568
01:10:19,059 --> 01:10:20,382
خدای من!

1569
01:10:22,832 --> 01:10:25,014
به نظر میاد خیلی با کوانگ سو جور درمیاد.

1570
01:10:25,014 --> 01:10:26,999
(کوانگ سو تمام حواسش
به چرخاندن میز است.)

1571
01:10:27,331 --> 01:10:29,249
- داره با کاشی‌ها خط کشی می‌کنه؟
- بله، داره خط کشی می‌کنه.

1572
01:10:29,747 --> 01:10:31,401
چی اذیتت می‌کنه؟
من پامو روش می‌ذارم تا کمکت کنم.

1573
01:10:31,402 --> 01:10:32,492
نه،

1574
01:10:33,089 --> 01:10:34,974
- می‌خوای یه حقیقت جالب بشنوی؟
- چیه؟

1575
01:10:35,736 --> 01:10:37,323
یه جایی هست
که تکون نمیخوره...

1576
01:10:38,053 --> 01:10:39,872
در محدوده ۹۰ درجه.

1577
01:10:39,896 --> 01:10:42,742
چطور؟ مگه پاها ناهموار نیستن؟

1578
01:10:42,884 --> 01:10:44,107
ای خدای من!

1579
01:10:44,108 --> 01:10:45,829
- توی محدوده‌ی ۹۰ درجه‌ست.
- چقدر باحال!

1580
01:10:45,829 --> 01:10:46,853
واقعاً؟

1581
01:10:47,086 --> 01:10:47,979
اون چی بود؟

1582
01:10:48,774 --> 01:10:50,229
- از کجا اینو فهمید؟
- با فیزیک؟

1583
01:10:50,528 --> 01:10:52,247
- میدونی چرا؟
- چرا؟

1584
01:10:52,646 --> 01:10:54,928
چون نقاط بالا و پایین وجود دارد ...

1585
01:10:55,326 --> 01:10:58,964
در آن محدوده ۹۰ درجه.

1586
01:10:59,264 --> 01:11:02,772
وقتی چهار امتیاز باشه اینطوری میشه.

1587
01:11:02,773 --> 01:11:04,524
این جادوییه!

1588
01:11:04,658 --> 01:11:06,410
یه روزی امتحانش می‌کنم.
- کامل نیست.

1589
01:11:08,231 --> 01:11:10,614
تمام 20 دقیقه را صرف خواهید کرد...

1590
01:11:10,615 --> 01:11:12,664
- دنبال زاویه مناسب می‌گردم.
- نه. می‌تونی ادامه بدی.

1591
01:11:13,195 --> 01:11:15,113
او باید روی تاریخ تمرکز کند.

1592
01:11:17,927 --> 01:11:20,607
میخوای بحث کنیم...

1593
01:11:22,262 --> 01:11:26,034
آیا چیزی غیر از علایق اصلی شما اتفاقی است ؟

1594
01:11:26,035 --> 01:11:27,226
این مهم است.

1595
01:11:27,226 --> 01:11:31,261
این هنر خواهد بود، که در موردش بحث کردیم.

1596
01:11:31,660 --> 01:11:33,281
چیز دیگه ای هم هست؟

1597
01:11:33,282 --> 01:11:34,372
موضوعات پیش پا افتاده.

1598
01:11:34,373 --> 01:11:36,590
چه چیز دیگری وجود دارد؟

1599
01:11:38,940 --> 01:11:41,653
برای قرار ملاقات چه چیزی آماده کرده‌اید؟

1600
01:11:41,654 --> 01:11:43,804
آیا همه خودشان را
برای این تاریخ‌ها آماده می‌کنند؟

1601
01:11:44,401 --> 01:11:45,855
من...

1602
01:11:46,783 --> 01:11:48,106
(او گاهی اوقات می‌تواند دست و پا چلفتی باشد.)

1603
01:11:48,106 --> 01:11:50,289
اوکی سون داره ازش لذت میبره.

1604
01:11:50,588 --> 01:11:52,506
(از خنده منفجر میشه)

1605
01:11:52,871 --> 01:11:54,459
به نظرم منطقی تره...

1606
01:11:54,625 --> 01:11:56,411
برای پرسیدن از یک زن در قرار ملاقات،

1607
01:11:56,412 --> 01:11:59,157
- «از کی تا حالا انقدر خوشگل شدی؟»
- دقیقاً!

1608
01:12:00,516 --> 01:12:02,501
با او مثل یک نوزاد رفتار می‌کند.

1609
01:12:02,930 --> 01:12:04,650
- من که می‌تونم درک کنم.
- تو می‌تونی؟

1610
01:12:05,081 --> 01:12:06,239
من منظور شما را می‌فهمم.

1611
01:12:06,240 --> 01:12:08,125
حرف دیگه ای داری؟

1612
01:12:12,196 --> 01:12:13,155
در موردش فکر کنید.

1613
01:12:13,387 --> 01:12:16,033
(می‌خندد)

1614
01:12:16,365 --> 01:12:18,217
کتاب‌ها چنین چیزهایی را به شما یاد نمی‌دهند.

1615
01:12:19,244 --> 01:12:22,387
تو خیلی راحت رفتی دانشکده پزشکی
در حالی که همه تقلا میکردن،

1616
01:12:22,620 --> 01:12:25,068
اما این به معنای زندگی عاشقانه شما نیست...

1617
01:12:25,069 --> 01:12:27,583
به همان راحتی که تو میخواهی پیش خواهد رفت.

1618
01:12:27,981 --> 01:12:29,369
این یعنی تکبر.

1619
01:12:31,124 --> 01:12:32,248
می‌فهمی؟

1620
01:12:40,753 --> 01:12:42,837
او خیلی خنده‌دار است.

1621
01:12:43,368 --> 01:12:47,306
حرفش را شنیدی.
به نظرت خنده‌دار نبود؟

1622
01:12:47,307 --> 01:12:49,025
- خیلی خنده‌دار بود.
- اوک سون خیلی خندید.

1623
01:12:49,026 --> 01:12:51,077
از طرز حرف زدنش که خیلی یواش حرف میزنه.

1624
01:12:52,402 --> 01:12:56,569
- اولش فکر کردم،
- بله؟

1625
01:12:56,968 --> 01:12:59,549
ازدواج با همچین آدمی
خیلی طاقت فرسا میشه

1626
01:12:59,550 --> 01:13:03,388
«چون یعنی فقط می‌توانم
با او مکالمات هوشمندانه‌ای داشته باشم.»

1627
01:13:04,149 --> 01:13:09,773
اما او آنقدرها هم که به نظر می‌رسد دور نیست.

1628
01:13:10,073 --> 01:13:14,935
من روی دیگرش را دیدم،
بنابراین دوست دارم او را بهتر بشناسم.

1629
01:13:16,558 --> 01:13:17,948
- چی؟
- چی؟

1630
01:13:18,543 --> 01:13:19,835
آیا او می‌تواند او را بپذیرد؟

1631
01:13:20,199 --> 01:13:22,117
بیشتر مردم نمی‌توانستند
او را بپذیرند.

1632
01:13:22,118 --> 01:13:25,095
او شانسی دارد.
گذشته از همه اینها، او تمام مدت می‌خندید.

1633
01:13:25,096 --> 01:13:27,014
همه او را بامزه می‌دانند.

1634
01:13:27,908 --> 01:13:29,198
اون خیلی غیرقابل پیش‌بینیه.

1635
01:13:29,729 --> 01:13:31,813
قرارهای امروز خیلی عجیب و غریب پیش میرن.

1636
01:13:33,302 --> 01:13:35,849
- بالاخره، بعد از چهار روز!
- یانگ چول.

1637
01:13:36,280 --> 01:13:39,026
- این اولین گفتگوی دو نفره ماست.
- بله، همینطوره.

1638
01:13:39,325 --> 01:13:41,243
کاش زودتر باهات حرف زده بودم.

1639
01:13:41,244 --> 01:13:46,340
من وقت زیادی داشتم تا از شما
یک گفتگوی دو نفره درخواست کنم.

1640
01:13:47,200 --> 01:13:48,324
اما من هم بودم...

1641
01:13:50,179 --> 01:13:52,329
- پشیمونی، درسته؟
- آره، پشیمونم.

1642
01:13:53,951 --> 01:13:57,094
چرا همینجا تمومش نکنیم...

1643
01:13:57,095 --> 01:13:58,684
- و بیشتر در سرزمین سولو صحبت کنیم؟
- باید؟

1644
01:13:58,685 --> 01:14:00,867
بعداً در یک محیط راحت‌تر می‌توانیم بیشتر صحبت کنیم .

1645
01:14:00,867 --> 01:14:02,851
- آره، اینجوری بهتره.
- درسته؟

1646
01:14:02,852 --> 01:14:03,746
بله، بریم.

1647
01:14:03,747 --> 01:14:05,698
لازم نیست همیشه تمامش کنیم.
- دقیقاً.

1648
01:14:05,699 --> 01:14:08,412
- آنها حرف زیادی برای گفتن نداشتند.
- آنها زیاد صحبت نکردند.

1649
01:14:09,636 --> 01:14:13,009
یونگ چول، اگه احساس تضاد داری می‌تونی تو سولو لند غذا بخوری .

1650
01:14:13,309 --> 01:14:14,565
- اگر احساس تضاد کنم؟
- بله.

1651
01:14:14,566 --> 01:14:16,120
چون هیون سوک تنهاست.

1652
01:14:16,121 --> 01:14:17,544
- درسته.
- حالش بده.

1653
01:14:17,545 --> 01:14:20,555
دلت می‌خواست شام را با عجله تمام کنی
و زود برگردی...

1654
01:14:20,556 --> 01:14:22,706
- برای اینکه حال هیون سوک بهتر شود.
- نه، این کار را نکردم.

1655
01:14:22,707 --> 01:14:23,632
از این طرف.

1656
01:14:24,097 --> 01:14:25,089
بفرمایید.

1657
01:14:26,976 --> 01:14:28,199
نگران هیون سوک بودم،

1658
01:14:28,365 --> 01:14:31,011
و اوک سون متوجه آن شد.

1659
01:14:32,005 --> 01:14:36,008
بنابراین، او پیشنهاد داد که
شام ​​را با عجله تمام کنیم تا زودتر برگردیم.

1660
01:14:36,010 --> 01:14:39,219
من احمق بودم
که دوباره به عقایدم پایبند نماندم.

1661
01:14:39,583 --> 01:14:41,832
- دقیقاً.
- من در حق هیون سوک اشتباه کردم...

1662
01:14:42,296 --> 01:14:44,976
از روز اول.

1663
01:14:45,804 --> 01:14:49,012
با اینکه هیچ‌وقت منظورم این نبود،
اوضاع مدام خراب می‌شد.

1664
01:14:49,377 --> 01:14:52,885
بنابراین من حتی فکر کردم که قرار نبود ما با هم باشیم.

1665
01:14:52,886 --> 01:14:54,242
این من بودم که اشتباه کردم،

1666
01:14:55,169 --> 01:14:58,808
اما بعد، مدام اشتباهات احمقانه‌ای مرتکب می‌شدم.

1667
01:15:00,001 --> 01:15:01,985
باید فقط به قلبم رجوع می‌کردم...

1668
01:15:01,985 --> 01:15:04,301
- و هیون سوک را انتخاب کرد.
- بله، اما هیچ کس او را انتخاب نکرد.

1669
01:15:04,302 --> 01:15:07,180
اما من اون نظر احمقانه رو دادم
که گفتم می‌خوام با اوکی سون قرار بذارم.

1670
01:15:07,347 --> 01:15:08,834
من شانسم را با هر دو زن از دست دادم...

1671
01:15:09,266 --> 01:15:11,448
با تلاش برای پایبندی به برنامه‌هایم.

1672
01:15:13,270 --> 01:15:15,718
خب، پس مردها واقعاً این حس رو دارن؟

1673
01:15:17,274 --> 01:15:19,424
- بله.
- درسته؟ باشه.

1674
01:15:20,980 --> 01:15:22,733
آیا زوج‌های دیگر هم قرار ملاقات می‌گذارند؟

1675
01:15:22,734 --> 01:15:23,660
- بله.
- بله.

1676
01:15:24,719 --> 01:15:27,067
دوباره صفر رأی آوردم.
چی؟

1677
01:15:27,697 --> 01:15:29,318
- چی گرفتی؟
- صفر رأی.

1678
01:15:29,518 --> 01:15:30,542
این یعنی چی؟

1679
01:15:30,543 --> 01:15:33,587
هیچ‌کس از من خواستگاری نکرد.

1680
01:15:34,017 --> 01:15:34,712
چرا؟

1681
01:15:34,713 --> 01:15:35,936
خیلی بلند خندیدی!

1682
01:15:35,937 --> 01:15:38,815
این دومین باره که
تو سولو لند هیچ رای نمیگیرم.

1683
01:15:39,047 --> 01:15:39,940
چرا؟

1684
01:15:40,305 --> 01:15:41,893
نمی‌دانم.

1685
01:15:41,894 --> 01:15:43,713
آیا من زشت به نظر می‌رسم؟

1686
01:15:43,714 --> 01:15:45,600
نه، تو زیبایی.

1687
01:15:45,600 --> 01:15:47,815
مردها اصلاً نمی‌دونن چه خبره.
دقیقاً.

1688
01:15:48,016 --> 01:15:49,801
او فقط ارتباطی پیدا نکرد.

1689
01:15:51,490 --> 01:15:52,349
صبر کن.

1690
01:15:53,508 --> 01:15:55,260
یه آپدیت دیگه است؟

1691
01:15:55,693 --> 01:15:56,618
از طرف چه کسی است؟

1692
01:15:57,545 --> 01:15:59,960
یانگ چول، اوک سون و کوانگ سو...

1693
01:15:59,961 --> 01:16:00,986
- رفت اینجا.
- اونجا؟

1694
01:16:01,384 --> 01:16:03,203
ببینیم آن کجاست.

1695
01:16:03,734 --> 01:16:05,585
دوباره بگو اسمش چیه؟ صبر کن.

1696
01:16:06,878 --> 01:16:09,293
دارن گوشت می‌خورن!
- آره، دارن می‌خورن.

1697
01:16:09,293 --> 01:16:11,178
دارن شکم خوک می‌خورن!

1698
01:16:11,179 --> 01:16:13,693
- دیگه جاجانگمیون نمی‌خوام.
- این شکم خوکه!

1699
01:16:13,694 --> 01:16:14,950
به هیچ وجه!

1700
01:16:15,249 --> 01:16:16,406
و ما چه داریم؟

1701
01:16:16,407 --> 01:16:18,458
ما داریم جاجانگ‌میون می‌خوریم!
- این خیلی ناعادلانه‌ست!

1702
01:16:21,700 --> 01:16:23,686
ما یه متحد داریم.
از تنها غذا خوردن بهتره.

1703
01:16:23,687 --> 01:16:25,275
- اونا اونقدرها هم دلسرد نیستن.
- درسته.

1704
01:16:25,276 --> 01:16:28,021
وقتی با کسی به تنهایی غذا می‌خورید، کمتر احساس تنهایی می‌کنید .

1705
01:16:28,040 --> 01:16:29,893
حداقل تو یه رستوران خوب هستن!

1706
01:16:29,894 --> 01:16:31,944
- یه رستوران درست و حسابیه!
- دارن بیرون غذا می‌خورن.

1707
01:16:31,945 --> 01:16:33,234
- ممنون.
- فوق‌العاده به نظر میاد!

1708
01:16:33,236 --> 01:16:34,857
- خیلی خوب به نظر میاد.
- این خیلی بهتره.

1709
01:16:34,957 --> 01:16:36,577
- خیلی خوشحالم.
- من هم همینطور.

1710
01:16:37,537 --> 01:16:39,059
از الان به بعد باید چیکار کنم؟

1711
01:16:40,218 --> 01:16:41,507
حالا نقشه ات چیه؟

1712
01:16:41,807 --> 01:16:42,666
- من؟
- بله.

1713
01:16:42,965 --> 01:16:46,570
امشب با یانگ چول صحبت می‌کنم.

1714
01:16:46,969 --> 01:16:48,557
اگر او هم به نظر می‌رسد...

1715
01:16:48,722 --> 01:16:50,971
انگار تصمیم گرفته دنبال یه زن بگرده،

1716
01:16:51,072 --> 01:16:54,115
فقط برای همه اعضای فصل ۲۵ بهترین‌ها را آرزو می‌کنم .

1717
01:16:55,639 --> 01:16:56,994
نقشه من همینه.

1718
01:17:00,305 --> 01:17:04,770
داشتم فکر می‌کردم که
چرا نمی‌تونم یه پسر مورد علاقم رو پیدا کنم،

1719
01:17:06,261 --> 01:17:11,256
و شاید به این خاطر است که
من بیش از حد روی ظاهر تمرکز می‌کنم.

1720
01:17:11,390 --> 01:17:12,349
می‌دونی؟

1721
01:17:13,408 --> 01:17:16,683
پس، من تمرکز روی ظاهر را متوقف می‌کنم...

1722
01:17:17,875 --> 01:17:21,415
و بیشتر روی شخصیت تمرکز کنید.

1723
01:17:21,648 --> 01:17:22,706
به این سادگی نیست.

1724
01:17:22,707 --> 01:17:24,758
- نه، اینطور نیست.
- تغییر دادن خودم سخته.

1725
01:17:24,957 --> 01:17:28,596
اگر ظاهر آن مرد مرا جذب نکند،

1726
01:17:28,862 --> 01:17:30,614
احساس نمی‌کنم که به او جذب شده‌ام.

1727
01:17:30,615 --> 01:17:32,037
- خب، همینجا تموم میشه.
- نمیتونم جلوی خودمو بگیرم.

1728
01:17:32,038 --> 01:17:32,864
اینجا هم همینطور.

1729
01:17:33,627 --> 01:17:35,479
من عاشق پسرای قد بلندم.

1730
01:17:37,068 --> 01:17:38,457
قد برام اولویت داره.

1731
01:17:38,922 --> 01:17:40,708
- واقعاً؟
- مکالمات و عوامل واقع‌بینانه...

1732
01:17:40,709 --> 01:17:41,767
بعدش بیا.

1733
01:17:43,985 --> 01:17:46,003
یانگ چول بلندترین ...

1734
01:17:46,004 --> 01:17:47,921
- پس حتماً یه نقشی داشته.
- بله.

1735
01:17:48,915 --> 01:17:51,694
برای همین این سومین باره که...

1736
01:17:51,695 --> 01:17:53,283
دارم فکر می‌کنم که آیا می‌توانم بیرون از خانه با او قرار بگذارم یا نه.

1737
01:17:54,078 --> 01:17:56,757
از قیافه‌اش خوشم می‌آید،

1738
01:17:56,757 --> 01:17:58,477
و وقتی صحبت کردیم، با هم صمیمی شدیم.

1739
01:17:58,478 --> 01:18:00,166
بنابراین، من الان دارم
عوامل واقع‌بینانه را در نظر می‌گیرم.

1740
01:18:01,820 --> 01:18:03,606
اوضاع برای شما دو نفر خوب پیش نرفت...

1741
01:18:04,930 --> 01:18:05,757
امروز.

1742
01:18:11,218 --> 01:18:13,930
اما طبیعی است که
به ظاهر معشوق بالقوه خود اهمیت بدهید.

1743
01:18:14,163 --> 01:18:15,389
- طبیعیه.
- چیزی نیست...

1744
01:18:15,390 --> 01:18:17,207
- باید تسلیم بشی.
- درسته. کاریش نمیشه کرد.

1745
01:18:17,208 --> 01:18:19,656
شما خودتان را دوست دارید و به خودتان اهمیت می‌دهید.

1746
01:18:19,657 --> 01:18:21,278
شما لیاقت دارید که به ظاهر اهمیت بدهید.

1747
01:18:21,774 --> 01:18:22,964
دارن به هم دلداری میدن.

1748
01:18:23,694 --> 01:18:25,280
تو خیلی زن فوق‌العاده‌ای هستی.

1749
01:18:25,281 --> 01:18:28,325
اگر من یک مرد خوب می‌شناختم،
کاش می‌توانستم تو را با او آشنا کنم.

1750
01:18:28,326 --> 01:18:30,377
- برات مهمه...
- اونا الان بهترین دوستای همدیگه هستن.

1751
01:18:30,576 --> 01:18:31,866
در مورد شغل آن مرد؟

1752
01:18:32,165 --> 01:18:33,588
- آیا او ثبات می‌خواهد؟
- مثلاً،

1753
01:18:33,588 --> 01:18:36,134
- با یک کارآفرین موافقی؟
- من کسی را می‌خواهم که شغل ثابتی داشته باشد.

1754
01:18:36,996 --> 01:18:38,252
این مهم است.

1755
01:18:38,253 --> 01:18:39,907
بله، برای من حیاتی است.

1756
01:18:41,828 --> 01:18:44,010
چرا عوامل واقع‌بینانه اهمیت دارند؟

1757
01:18:45,071 --> 01:18:50,198
من اینجام چون می‌خوام
یه شوهر آینده پیدا کنم.

1758
01:18:50,199 --> 01:18:53,573
هدف اصلی همینه.

1759
01:18:55,461 --> 01:18:59,166
بعضی وقتا حس میکنم
زیادی مادی گرا شدم...

1760
01:18:59,465 --> 01:19:02,673
و خیلی دور از عاشقانه.

1761
01:19:02,840 --> 01:19:04,129
سپس،

1762
01:19:04,428 --> 01:19:06,578
تو علاقه ای به پیدا کردن کسی نداری ...

1763
01:19:06,579 --> 01:19:09,755
کی باعث میشه به هیچ کدوم از اینا اهمیت ندی
؟

1764
01:19:09,756 --> 01:19:11,079
اصلاً اینطور نیست.

1765
01:19:12,635 --> 01:19:14,421
فکر نمی‌کنم...

1766
01:19:14,422 --> 01:19:16,738
چنین شیفتگی می‌تواند یک ازدواج را حفظ کند.

1767
01:19:19,389 --> 01:19:21,801
حفظ ازدواج چالش برانگیز است،

1768
01:19:21,801 --> 01:19:25,868
حتی وقتی همه چیز
از هر دو طرف عالی است.

1769
01:19:27,025 --> 01:19:28,644
نظرت چیه، هه نا؟

1770
01:19:28,644 --> 01:19:30,727
تصور کنید که عاشق یک مرد هستید.

1771
01:19:30,727 --> 01:19:32,942
میشه بقیه عوامل رو نادیده گرفت...

1772
01:19:32,942 --> 01:19:35,455
و فقط از روی عشق با او ازدواج کنی؟

1773
01:19:35,455 --> 01:19:38,066
من به سن ایده‌آل
برای ازدواج رسیده‌ام...

1774
01:19:38,066 --> 01:19:40,149
یا کمی از آن گذشته،

1775
01:19:40,149 --> 01:19:44,480
بنابراین من به اندازه کافی بزرگ شده‌ام که بدانم
نمی‌توانم فقط با عشق یک ازدواج را اداره کنم.

1776
01:19:44,480 --> 01:19:45,504
شما هم حتماً همین فکر را می‌کنید.

1777
01:19:45,504 --> 01:19:46,925
- البته.
- تصورش را بکن.

1778
01:19:46,925 --> 01:19:48,744
بخاطر عشق از همه چیز دست بکشی؟

1779
01:19:48,744 --> 01:19:50,165
این به نظر سالم نمی‌آید.

1780
01:19:50,165 --> 01:19:52,513
من برای ساختن این حرفه سخت تلاش کرده‌ام...

1781
01:19:52,942 --> 01:19:54,859
و اینکه امروز در جایی که هستم باشم.

1782
01:19:54,859 --> 01:19:55,984
اما رها کردن همه چیز؟

1783
01:19:56,413 --> 01:19:58,330
به همان اندازه که عشق شگفت‌انگیز و قدرتمند است...

1784
01:19:58,330 --> 01:20:00,115
این فقط تو سریال‌ها اتفاق می‌افته، بچه‌ها.

1785
01:20:00,115 --> 01:20:01,206
فقط تو فیلما و سریالا.

1786
01:20:01,206 --> 01:20:04,248
از طریق کلمات هیون سوک،
«من سولو هستم» به شما نشان می‌دهد...

1787
01:20:04,248 --> 01:20:06,066
- درسته.
- اون ازدواج و قرار گذاشتن...

1788
01:20:06,066 --> 01:20:09,273
- افسانه نیستند، بلکه واقعیت هستند.
- درست است.

1789
01:20:09,273 --> 01:20:10,992
ما در واقعیت زندگی می‌کنیم.
- بله.

1790
01:20:13,339 --> 01:20:14,396
به هر حال، همینه که هست.

1791
01:20:17,471 --> 01:20:21,570
این یعنی
تو باید امشب با یانگ چول صحبت کنی،

1792
01:20:21,570 --> 01:20:24,082
- و من هم همینطور
. - البته.

1793
01:20:24,512 --> 01:20:26,562
نمی‌دانم وقت خواهیم داشت یا نه.

1794
01:20:27,355 --> 01:20:29,966
(در همین حال، قرار ملاقات یک زوج دیگر
آغاز شده است.)

1795
01:20:32,545 --> 01:20:34,198
- اینم از هایلایت امروز!
- عشق شعله‌ور!

1796
01:20:34,793 --> 01:20:36,710
آیا پروانه ببری به درون آتش خواهد پرید؟

1797
01:20:36,710 --> 01:20:37,801
تو خیلی مهربونی.

1798
01:20:39,090 --> 01:20:43,488
این یه قرار ملاقات درست و حسابی به نظر میاد.

1799
01:20:44,314 --> 01:20:45,140
(سر تکان دادن)

1800
01:20:45,140 --> 01:20:47,686
قرار دو روز پیش
بیشتر شبیه مصاحبه شغلی بود.

1801
01:20:47,686 --> 01:20:49,570
کاملاً یخ زده بودی.

1802
01:20:50,430 --> 01:20:53,901
من خیلی عصبی هستم.

1803
01:20:54,628 --> 01:20:55,984
اون اولش اینجوری بود!

1804
01:20:55,984 --> 01:20:57,174
خیلی عصبی بود.

1805
01:20:57,901 --> 01:21:02,396
(یونگ سو حتی در اولین قرار ملاقات نمی‌توانست به چشمانش نگاه کند .)

1806
01:21:03,521 --> 01:21:05,078
این باعث میشه سیر بشم.

1807
01:21:05,306 --> 01:21:07,322
واقعاً؟ آدم می‌تواند اینقدر زیاد غذا بخورد.

1808
01:21:07,322 --> 01:21:08,480
حالا می‌توانست به چشمانش نگاه کند.

1809
01:21:08,842 --> 01:21:11,256
خوشمزه است؟

1810
01:21:12,214 --> 01:21:13,185
بله، همینطور است.

1811
01:21:13,702 --> 01:21:17,041
(با دقت به او نگاه می‌کند)

1812
01:21:18,529 --> 01:21:20,876
این خرماست که گوشت را خوشمزه‌تر می‌کند.

1813
01:21:22,165 --> 01:21:24,876
چرا او اینقدر با دقت او را تماشا می‌کند؟
این باعث می‌شود قلبش به تپش بیفتد!

1814
01:21:27,124 --> 01:21:29,041
خیلی نازه...

1815
01:21:29,041 --> 01:21:32,380
- چقدر آرام صحبت می‌کنی.
- خنده‌داره؟

1816
01:21:32,380 --> 01:21:33,438
- واقعاً؟
- برای همین.

1817
01:21:33,438 --> 01:21:34,297
او را ناز صدا زد.

1818
01:21:34,297 --> 01:21:35,520
به نظر میاد زیاد حرف میزنم؟

1819
01:21:36,611 --> 01:21:38,297
من که میدونم تو چه حالی داری.

1820
01:21:38,827 --> 01:21:40,545
یانگ جا باید امروز تکلیف خودش را روشن کند.

1821
01:21:40,942 --> 01:21:42,496
بله، به او سیگنال‌های متناقض ندهید!

1822
01:21:42,496 --> 01:21:44,810
چرا
وقتی آروم‌تر می‌شی، مثل یه بچه به نظر می‌رسی؟

1823
01:21:44,810 --> 01:21:46,860
- مگه نه؟
- الان بیشتر شبیه یه بچه شدی.

1824
01:21:47,818 --> 01:21:50,165
لطفا سعی کن به بهترین شکل ممکن به من نگاه کنی .

1825
01:21:50,760 --> 01:21:51,785
من بهترین فکر رو در مورد تو می‌کنم.

1826
01:21:52,942 --> 01:21:54,330
حسش نمی‌کنی؟

1827
01:21:55,785 --> 01:21:56,942
تو فقط مدام نگاهم می‌کنی.

1828
01:21:58,033 --> 01:22:01,404
فقط همین کار رو می‌کنی.
فقط داری به من نگاه می‌کنی.

1829
01:22:01,404 --> 01:22:03,752
مطمئنم همه فکر می‌کنن تو فوق‌العاده‌ای.

1830
01:22:03,752 --> 01:22:04,843
تو خیلی پسر خوبی هستی.

1831
01:22:05,074 --> 01:22:06,298
من به بقیه اهمیتی نمی‌دهم.

1832
01:22:06,893 --> 01:22:08,281
من اهمیتی نمی‌دهم که آنها چه فکری می‌کنند.

1833
01:22:08,942 --> 01:22:09,967
اونا مهم نیستن.

1834
01:22:11,917 --> 01:22:12,876
نگران چی هستم؟

1835
01:22:12,876 --> 01:22:15,388
نمی‌دانم چطور در کنارش رفتار کنم.

1836
01:22:16,677 --> 01:22:20,016
آیا باید
مثل همیشه دوستانه با او رفتار کنم و بخندم؟

1837
01:22:20,016 --> 01:22:23,487
یا باید واضح بهش نشون بدم...

1838
01:22:23,487 --> 01:22:25,736
- من به او علاقه‌ای ندارم؟
- او باید این کار را بکند!

1839
01:22:25,736 --> 01:22:27,422
نمی‌دانم چه کار کنم.

1840
01:22:28,479 --> 01:22:32,215
قلبم میشکنه وقتی میبینم انقدر سخت تلاش میکنه.

1841
01:22:32,215 --> 01:22:34,066
خیلی اذیتم می‌کنه، و حس خیلی بدی دارم.

1842
01:22:40,413 --> 01:22:41,339
پیش از این...

1843
01:22:41,966 --> 01:22:44,016
- نمی‌دونم باید اینو بگم یا نه.
- چی؟

1844
01:22:45,174 --> 01:22:50,793
داستان نقاش شدنت رو می‌دونی ؟

1845
01:22:50,793 --> 01:22:51,685
اینکه...

1846
01:22:54,199 --> 01:22:55,091
مهم نیست.

1847
01:22:55,091 --> 01:22:56,413
نه، بگو!

1848
01:22:57,075 --> 01:22:58,265
- چی؟
- چیه؟

1849
01:22:58,265 --> 01:23:00,710
- چیز زیادی نیست.
- پس بگو!

1850
01:23:02,297 --> 01:23:04,545
فکر کردم برای همین خوشگل شدی.

1851
01:23:05,173 --> 01:23:07,157
- چی؟
- تو.

1852
01:23:09,075 --> 01:23:11,024
- من به عنوان یک نقاش؟
- نه، فقط تو.

1853
01:23:11,024 --> 01:23:12,479
- من؟
- تو الان.

1854
01:23:12,809 --> 01:23:15,157
- کی داشتم در مورد اون حرف می‌زدم؟
- بله.

1855
01:23:15,752 --> 01:23:17,471
من به عنوان نقاش شروع به کار کردم.

1856
01:23:17,471 --> 01:23:22,727
من یک زنم، پس...

1857
01:23:22,727 --> 01:23:26,000
(او نمی‌توانست روی کلماتش تمرکز کند
چون خیلی زیبا بود.)

1858
01:23:26,331 --> 01:23:28,545
برای همین باید بپرسم
که آیا به حرف‌های من گوش می‌دادی یا نه.

1859
01:23:29,901 --> 01:23:31,719
داشتم از ته دلم اشک می‌ریختم!

1860
01:23:31,719 --> 01:23:32,810
داشتم به حرفات گوش میدادم...

1861
01:23:33,405 --> 01:23:36,347
اما نمی‌تونستم از فکر کردن
به اینکه چقدر خوشگلی دست بردارم.

1862
01:23:38,727 --> 01:23:43,984
خدای من، او خیره کننده بود!

1863
01:23:44,942 --> 01:23:48,413
او مثل یک گوهر کوچک و منحصر به فرد است...

1864
01:23:49,273 --> 01:23:51,227
که از هر چیزی زیباتر می‌درخشد
.

1865
01:23:51,884 --> 01:23:53,108
می‌خواهم دوستش داشته باشم.

1866
01:23:54,132 --> 01:23:55,488
من عاشقشم.

1867
01:23:55,488 --> 01:23:57,140
و من می‌خواهم به دوست داشتنش ادامه بدهم.

1868
01:23:57,636 --> 01:23:59,388
این بهترین روش برای بیان آن است.

1869
01:24:01,504 --> 01:24:03,355
امیدوارم این صداقت
به یانگ جا هم منتقل بشه!

1870
01:24:03,355 --> 01:24:04,347
خواهش می‌کنم!

1871
01:24:04,347 --> 01:24:06,893
فکر نمی‌کنم بتونی به دوست داشتنش ادامه بدی.

1872
01:24:07,289 --> 01:24:09,306
یونگ سو بیشتر عاشق
یونگ جا میشه...

1873
01:24:09,306 --> 01:24:10,892
در حالی که او احساس می‌کند خیلی بد است که او را رد کند.

1874
01:24:15,025 --> 01:24:15,851
ما برگشتیم!

1875
01:24:15,851 --> 01:24:17,173
ما هم برگشتیم.

1876
01:24:17,802 --> 01:24:18,794
بیا اینجا بشین.

1877
01:24:20,876 --> 01:24:21,868
تاریخ ...

1878
01:24:22,528 --> 01:24:27,190
قرار ملاقات بی‌نظیری بود...

1879
01:24:27,190 --> 01:24:28,909
من با یانگ جا...

1880
01:24:31,124 --> 01:24:33,933
اگر قرار بود به عنوان یک زوج، سولو لند را ترک کنیم.

1881
01:24:33,933 --> 01:24:35,653
قرار ملاقات مناسبی بود.

1882
01:24:35,653 --> 01:24:38,495
قبل از آن، ما خیلی مشغول
شناختن یکدیگر بودیم.

1883
01:24:38,495 --> 01:24:39,851
اما امروز واقعاً قرار ملاقات بود.

1884
01:24:39,851 --> 01:24:40,942
اون اینطور حس میکنه.

1885
01:24:40,942 --> 01:24:42,000
عالی بود.

1886
01:24:42,000 --> 01:24:45,008
احساس غم می‌کردم...

1887
01:24:45,008 --> 01:24:47,091
اگر او گفته بود که من زیاده‌روی می‌کنم،

1888
01:24:47,421 --> 01:24:48,843
اما یانگ جا همه چیز را به خوبی دریافت کرد.

1889
01:24:48,843 --> 01:24:51,422
می‌دانم. مشکل این است که
او (زن) بیش از حد با او مهربان است.

1890
01:24:51,422 --> 01:24:54,595
این تاریخ باعث شد فکر کنم...

1891
01:24:54,925 --> 01:24:58,760
شاید او به من فرصتی بدهد.

1892
01:24:58,760 --> 01:24:59,851
خیلی عالیه.

1893
01:25:02,198 --> 01:25:04,876
من هیچ پشیمانی ندارم.
من آماده‌ام که ادامه بدهم.

1894
01:25:04,876 --> 01:25:06,628
من خوب عمل کردم و هیچ پشیمانی باقی نگذاشتم.

1895
01:25:06,628 --> 01:25:10,595
این کاری است که مردان انجام می‌دهند.
آنها آنچه را که اتفاق افتاده به اشتراک می‌گذارند،

1896
01:25:10,595 --> 01:25:13,768
- اما زن‌ها همه چیز را تجزیه و تحلیل می‌کنند.
- درست است.

1897
01:25:13,768 --> 01:25:15,355
- ما می‌پرسیم: «چطور بود؟»
- «او چطور بود؟»

1898
01:25:15,355 --> 01:25:17,504
مردها بیش از حد مشغول جشن گرفتن
کارهایی هستند که به خوبی انجام داده‌اند.

1899
01:25:17,966 --> 01:25:19,025
«اون الان مال منه.»

1900
01:25:19,553 --> 01:25:21,338
«اصلاً فکر نزدیک شدن بهش رو هم نکن!»

1901
01:25:23,421 --> 01:25:24,678
یانگ سیک، تویی؟

1902
01:25:25,537 --> 01:25:26,661
چی؟

1903
01:25:26,661 --> 01:25:32,314
آیا با موفقیت او را
در برکه خود به دام انداختید؟

1904
01:25:32,975 --> 01:25:34,231
کاملاً، همانطور که گفتید.

1905
01:25:34,231 --> 01:25:35,058
درست روی.

1906
01:25:35,356 --> 01:25:36,281
بذار بعداً ببینیمش.

1907
01:25:36,281 --> 01:25:38,000
- چی؟
- وقتی همه دور هم جمع شدن.

1908
01:25:38,463 --> 01:25:42,099
- اوضاع چطور پیش می‌رود.
- من چه کار خواهم کرد؟

1909
01:25:42,099 --> 01:25:44,083
- می‌خوام ببینم چیکار می‌کنی،
- شرط می‌بندم.

1910
01:25:44,083 --> 01:25:46,463
اما من همچنین می‌خواهم ببینم یانگ جا چه می‌کند.

1911
01:25:46,463 --> 01:25:48,214
ما مراقبش هستیم.
- باشه.

1912
01:25:48,214 --> 01:25:50,331
- نمی‌دونم.
- چرا از من سوالی نداری؟

1913
01:25:52,314 --> 01:25:54,033
یونگ سو، چرا حالمو نمیپرسی؟

1914
01:25:54,033 --> 01:25:55,620
- قرار ملاقاتت؟
- حالا بهمون بگو.

1915
01:25:55,620 --> 01:25:57,273
- قرار امشبت چیه؟
- مردها دارن حرف می‌زنن.

1916
01:25:57,273 --> 01:25:58,496
- دو به یک بود.
- میشه صادق باشم؟

1917
01:25:58,496 --> 01:25:59,455
بله.

1918
01:25:59,455 --> 01:26:00,645
شرط می‌بندم که بردی.

1919
01:26:00,645 --> 01:26:02,727
میبینی؟ این تنها چیزیه
که برای مردها مهمه!

1920
01:26:03,719 --> 01:26:06,430
برد و باختی در کار نیست!

1921
01:26:06,430 --> 01:26:10,727
ما مثل زن‌ها نیستیم
که بپرسیم اوضاع چطور پیش رفت.

1922
01:26:10,727 --> 01:26:12,922
در عوض، می‌گوییم: «شرط می‌بندم برنده شدی.»

1923
01:26:13,206 --> 01:26:14,529
معمولاً همینه...

1924
01:26:14,959 --> 01:26:18,430
یونگ جا، سعی کن با کوانگ سو صحبت کنی.

1925
01:26:18,430 --> 01:26:19,421
- خیلی بامزه است؟
- خیلی.

1926
01:26:19,421 --> 01:26:22,727
- قرار خیلی خوش گذشت.
- کوانگ سو داره خیلی محبوب میشه.

1927
01:26:22,727 --> 01:26:24,016
چطور پیش رفت؟

1928
01:26:24,016 --> 01:26:28,248
یانگ هو واقعاً عالیه،

1929
01:26:28,248 --> 01:26:29,471
بله، او شگفت‌انگیز است.

1930
01:26:29,471 --> 01:26:32,545
- زن‌ها با هم همدردی می‌کنند.
- اما یانگ سیک...

1931
01:26:32,545 --> 01:26:34,628
خیلی بیشتر از او به من علاقه دارد.

1932
01:26:34,628 --> 01:26:36,214
من این را به شدت حس می‌کنم.

1933
01:26:36,214 --> 01:26:38,991
برای همین تصمیم گرفتم
با یانگ سیک کنار بیام.

1934
01:26:38,991 --> 01:26:41,207
اون الان با یانگ سیک به توافق رسیده!

1935
01:26:41,207 --> 01:26:45,933
از اینکه کوانگ سو امروز من را انتخاب کرد، شگفت‌زده شدم .

1936
01:26:45,933 --> 01:26:49,206
اولین قرارم با چند تا پسر بود،
از جمله کوانگ سو.

1937
01:26:49,206 --> 01:26:51,653
پس، من او را می‌شناسم...

1938
01:26:51,653 --> 01:26:54,298
بهتر از کسانی
که با او قرار ملاقات نگذاشته‌اند.

1939
01:26:54,298 --> 01:26:56,380
برای همینه که می‌بینم...

1940
01:26:56,380 --> 01:27:00,314
- چقدر رفتارش باهات فرق داره.
- من اصلاً همچین چیزی حس نمی‌کنم.

1941
01:27:00,314 --> 01:27:02,495
حالت چهره او در اطراف شما متفاوت است .

1942
01:27:03,058 --> 01:27:04,578
- اون...
- من اصلاً نمی‌تونستم همچین چیزی رو حس کنم.

1943
01:27:04,578 --> 01:27:05,636
واقعاً؟

1944
01:27:05,636 --> 01:27:09,273
اولش فکر نمی‌کردم بتونم با
همچین پسری ازدواج کنم و فقط حرف بزنم...

1945
01:27:09,273 --> 01:27:10,496
درباره چیزهای هوشمند

1946
01:27:11,058 --> 01:27:12,809
اما امروز روی دیگرش را نشان داد...

1947
01:27:12,809 --> 01:27:16,644
و باعث شد بفهمم که می‌توانم...

1948
01:27:16,644 --> 01:27:19,587
گفتگوهای سرگرم کننده با او

1949
01:27:19,587 --> 01:27:24,347
- قرار ملاقات معناداری برای من بود.
- سلام!

1950
01:27:24,347 --> 01:27:26,000
الان داره عاشق کوانگ سو میشه.

1951
01:27:26,000 --> 01:27:29,835
این یعنی یونگ هو تنها مونده...

1952
01:27:29,835 --> 01:27:31,281
بدون اینکه هیچ پیشرفتی کرده باشند.

1953
01:27:31,883 --> 01:27:34,362
یانگ هو هم باید تحرک داشته باشد.

1954
01:27:38,858 --> 01:27:39,783
باید باهاش ​​حرف بزنم...

1955
01:27:40,477 --> 01:27:41,337
و بهش نشون بده...

1956
01:27:41,701 --> 01:27:42,990
تصمیم گرفتم برم دنبالش

1957
01:27:42,990 --> 01:27:44,047
او حالا تصمیمش را گرفته است!

1958
01:27:44,047 --> 01:27:47,949
اما ممکن است اوک سون از این موضوع ناراحت شود
و از من خوشش نیاید.

1959
01:27:48,312 --> 01:27:49,998
با این وجود، باید بهش بگم...

1960
01:27:50,627 --> 01:27:52,147
چه احساسی نسبت به او دارم.

1961
01:27:53,007 --> 01:27:54,329
نمیتونم هیچ حسرتی رو جا بذارم،

1962
01:27:55,155 --> 01:27:56,642
حتی اگر شکست بخورم.

1963
01:27:58,990 --> 01:28:00,775
(میدان نبرد
برای مجردهای تنها و نترس)

1964
01:28:00,775 --> 01:28:01,833
لیدی گاگا برگشته است.

1965
01:28:04,742 --> 01:28:06,163
(نبردی برای قرارهای فوق‌العاده)

1966
01:28:06,163 --> 01:28:08,642
- قرارهای فوق‌العاده!
- قرارهای فوق‌العاده از راه رسیدن!

1967
01:28:09,998 --> 01:28:10,891
آنها باید آنها را برنده شوند.

1968
01:28:10,891 --> 01:28:12,081
- بله، باید!
- من باید برنده بشم.

1969
01:28:12,081 --> 01:28:13,601
- بله، باید.
- باید یکی رو ببره!

1970
01:28:13,601 --> 01:28:14,494
داره میسوزه!

1971
01:28:15,354 --> 01:28:16,444
- امکان نداره!
- اون چیه؟

1972
01:28:16,444 --> 01:28:18,693
(شانس فقط
نصیب افراد شجاع و چالشگر می‌شود.)

1973
01:28:20,742 --> 01:28:23,122
من تا جایی که ممکن است برنده خواهم شد.

1974
01:28:23,122 --> 01:28:25,601
من عضلات پایین تنه بیشتری
نسبت به دیگران دارم.

1975
01:28:26,196 --> 01:28:30,098
برام مهم نیست که چه مدته
دارن تمرین می‌کنن.

1976
01:28:30,361 --> 01:28:31,552
من تمام توانم را گذاشتم.

1977
01:28:31,849 --> 01:28:34,494
هر کسی باید تمام تلاشش را بکند...

1978
01:28:34,494 --> 01:28:36,544
برای به دست آوردن زنی که فکر می‌کنند همان است.

1979
01:28:37,601 --> 01:28:38,428
شدید است.

1980
01:28:38,759 --> 01:28:42,163
(اینجا، یک زن به فرصتی نیاز دارد
تا تمام تلاشش را بکند.)

1981
01:28:42,924 --> 01:28:46,197
می‌خواستی با یانگ چول صحبت کنی،
اما فرصتی پیش نیامد، درست است؟

1982
01:28:46,197 --> 01:28:47,786
- هنوز نه.
- باهاش ​​حرف بزن.

1983
01:28:48,081 --> 01:28:50,924
می‌خوای اول با یانگ چول صحبت کنی؟

1984
01:28:51,188 --> 01:28:56,015
قبول کردم که سعی کنم حرف بزنم...

1985
01:28:56,015 --> 01:28:57,502
- به یونگ چول.
- بفرمایید!

1986
01:28:57,502 --> 01:29:00,378
شما هرگز نمی‌دانید.

1987
01:29:00,378 --> 01:29:01,965
وقتی منو بشناسی، بامزه میشم.

1988
01:29:03,718 --> 01:29:07,519
(آیا یانگ چول عاشق شجاعت او می‌شود؟)

1989
01:29:08,280 --> 01:29:10,593
یانگ سوک می‌خواد با من مشروب بخوره...

1990
01:29:10,593 --> 01:29:12,907
و از من می‌خواهد از شما بپرسم
که آیا این برای شما اشکالی ندارد؟

1991
01:29:12,936 --> 01:29:14,556
- چی؟
- اون می‌خواد با من مشروب بخوره...

1992
01:29:14,556 --> 01:29:16,972
- و می‌خواد ازت بپرسم که حالت خوبه یا نه.
- چی شده؟

1993
01:29:18,130 --> 01:29:20,578
نمی‌خوام انقدر بخشنده باشم.
باشه.

1994
01:29:24,252 --> 01:29:27,759
(اوضاع بین این سه تک‌آهنگ داره پیچیده می‌شه .)

1995
01:29:28,257 --> 01:29:31,631
- انگار داره بهش خیانت می‌کنه!
- می‌دونم! الان خیلی عجیب به نظر می‌رسه!

1996
01:29:31,632 --> 01:29:33,154
(هفته آینده چه طوفانی در راه است؟)

1997
01:29:33,155 --> 01:29:34,146
- چی؟
- دارم لرز می‌گیرم.

1998
01:29:34,147 --> 01:29:35,536
فقط داره رفتنشو تماشا می‌کنه؟

1999
01:29:35,868 --> 01:29:37,091
او باید دنبالش برود!

2000
01:29:38,383 --> 01:29:39,738
هفته آینده خیلی آشفته خواهد بود.

2001
01:29:39,739 --> 01:29:42,419
ناگهان روابط بین یانگ چول و هیون سوک سرد می‌شود .

2002
01:29:42,420 --> 01:29:44,934
هیون سوک کنترل کامل داره...

2003
01:29:44,934 --> 01:29:47,117
- بالای سر یونگ چول.
- بله، کنترل کامل.

2004
01:29:47,119 --> 01:29:50,063
او گفت که
در مورد قرار گذاشتن با او شک و تردیدهای واقع‌بینانه‌ای دارد!

2005
01:29:50,063 --> 01:29:52,345
از همه مهم‌تر، آنها هفته آینده برای قرارهای فوق‌العاده می‌جنگند .

2006
01:29:52,347 --> 01:29:55,491
منتظر نبردهای سهمگینی هستیم...

2007
01:29:55,491 --> 01:29:58,435
بدون اینکه کسی عقب‌نشینی کند.

2008
01:29:58,436 --> 01:30:01,049
برای شما که این برنامه را تماشا می‌کنید،

2009
01:30:01,050 --> 01:30:03,829
وقتشه که عشقت رو پیدا کنی.

2010
01:30:03,830 --> 01:30:07,005
هر زمان که خواستید درخواست خود را برای ما ارسال کنید.

2011
01:30:07,006 --> 01:30:10,083
آیا فقط می‌توانی با دوستت به ارتش بپیوندی ؟ خیر.

2012
01:30:10,084 --> 01:30:13,226
می‌تونی
با دوستت به سولو لند بیای...

2013
01:30:13,227 --> 01:30:17,098
برای کمک به یکدیگر در یافتن عشق،

2014
01:30:17,297 --> 01:30:18,851
اگرچه دوستی شما می‌تواند
به چالش کشیده شود.

2015
01:30:18,852 --> 01:30:20,639
لطفا درخواست‌های خود را برای ما ارسال کنید.

2016
01:30:20,904 --> 01:30:23,683
ما همیشه پذیرای مجردهای مطلقه هم هستیم.

2017
01:30:23,684 --> 01:30:27,753
برای ثبت نام در نمایشگاه تردید نکنید.

2018
01:30:27,754 --> 01:30:30,103
هفته آینده می‌بینمت.

2019
01:30:30,269 --> 01:30:31,393
ممنون از اینکه تماشا کردید.

2020
01:30:31,394 --> 01:30:33,875
- ما کجاییم؟ من سولو هستم!
- من سولو هستم!

2021
01:30:40,626 --> 01:30:42,842
(یانگ سوک گم شده
و کسی را برای تعقیب ندارد.)

2022
01:30:43,207 --> 01:30:45,489
می‌خواستی با یانگ چول صحبت کنی،
اما فرصتی پیش نیامد، درست است؟

2023
01:30:45,789 --> 01:30:49,296
(نصیحت صمیمانه هیون سوک)

2024
01:30:50,025 --> 01:30:52,472
(او در حال حرکت است.)

2025
01:30:52,605 --> 01:30:54,424
یانگ سوک هنوز برنگشته است.

2026
01:30:54,425 --> 01:30:56,741
فکر نمی‌کنی
من دارم زیادی سخاوتمند می‌شم؟

2027
01:30:56,742 --> 01:30:59,289
(هیون سوک
بین دوستی و عشق گم شده است.)

2028
01:30:59,290 --> 01:31:02,167
من فردا با یانگ چول ناهار می‌خورم.

2029
01:31:02,168 --> 01:31:06,205
(آیا زوج لونلی از هم جدا خواهند شد؟
چه اتفاقی برای این دو زن خواهد افتاد؟)

2030
01:31:07,463 --> 01:31:09,283
(زیرنویس‌ها توسط KOCOWA ارائه شده‌اند.)

